8 سید - ولایت
بارالها ! ... قلبم را از وحشت آفریدگانِ بدت بپوشان، و انس به خود و دوستان و فرمانبرانترا به من ببخش . [امام سجّاد علیه السلام ـ در دعایش ـ]
سید - ولایت
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • پارسی یار
  • خاطره تلخ آیت‌الله مکارم از برخورد وهابی‌ها در مدینه

    فراموش نمی کنم در سال های نخستین که به زیارت خانه خدا مشرّف شده بودم، در مدینه منظره عجیبی دیدم که مرا سخت در فکرفرو برد.

    گروهی به نام «آمرین به معروف» (از متعصّبان وهّابی) با ریش های بسیار بلند اطراف مرقد پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)را گرفته بودند و هر کدام شلاّقی در دست داشتند و هر کس به قصد بوسیدن مرقد پیامبر(صلی الله علیه وآله) نزدیک می شد، بر سرش می کوفتند و می گفتند «هذا حدید، هذا خشب و هذا شرک ; این ضریح یک قطعه آهن و چوب بیش نیست، این کار شما شرک است»!

    آن ها از این نکته غافل بودند که هیچ عاقلی آهن و چوب را به خاطر آهن و چوب نمی بوسد، بلکه این کار حرکت نمادینی است برای اظهار علاقه و عشق و محبّت به صاحب آن قبر، همان گونه که همه مسلمین حتّی خود وهّابی ها جلد قرآن را می بوسند. آیا اظهار عشق و علاقه و محبّت به قرآن و پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله)شرک است؟ هیچ عقل و منطقی با چنین عقیده ای موافق نیست.

    مردم جهان پرچم کشور خود را می بوسند و به آن احترام می گذارند، آیا مقصودشان اظهار علاقه به یک قطعه پارچه بی ارزش است که شاید جزء طاقه پارچه ای بوده که بخشی از آن پرچم شده و بخش دیگری را پیراهن و شلوار کرده اند؟ به یقین هدف آنها احترام به استقلال کشورشان است و مصداق حبّ الوطن است.(1)

    آیا هیچ کس احترام به وطن و آب و خاک را شرک می شمرد؟!

    جالب این که همه وهّابی ها به «حجرالاسود» احترام می گذارند و آن را می بوسند. هنگامی که می گوییم: هذا حجر لا یضرّ و لا ینفع... این نیز قطعه سنگی بیش نیست و سرنوشت ما در دست آن نمی باشد؛ می گویند: پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آن را بوسیده(2) ما هم پیروی می کنیم و می بوسیم!

    می گوییم: مقصودتان این است که پیغمبر(صلی الله علیه وآله) به شما اجازه شرک داده و این مورد مستثنی است و نوعی شرک جایز است، یا بوسیدن دلیل بر شرک نیست؟! اینجا سکوت می کنند و پاسخی ندارند.

    اضافه بر این می گوییم همه شما «جلد قرآن» را می بوسید و این کار را جایز می شمرید. یک قطعه چرم ومقوا چه ارزشی دارد که می بوسید؟ می گویند هدف اظهار محبّت و احترام به قرآن است!

    می گوییم این کار شرک نیست؟ می گویند: صحابه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) قرآن را می بوسیدند.(3)

    می گوییم آیا حضرت اجازه داده شما مشرک شوید؟ با این که دلیل شرک غیر قابل تخصیص است: (إِنَّ اللهَ لاَ یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللهِ فَقَدْ افْتَرَی إِثْماً عَظِیماً)(4);

    «خداوند (هرگز) شرک را نمی بخشد و گناهان پایین تر از آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می بخشد و آن کس که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است».

    به یقین بطلان شرک به حکم عقل قطعی ثابت شده و حکم عقل قابل تخصیص نیست. در اینجا پاسخی ندارند.

    کوتاه سخن این که آنها در گردابی از تضادها و تناقض ها غوطه ورند و خودشان هم کم و بیش می دانند امّا به رو نمی آورند.

    پی نوشت:
    1. سفینة البحار، مادّه وطن، در حدیثی نیز از امام علی(علیه السلام) نقل شده که فرمود: عَمَرْتُ البُلْدَانَ بِحُبِّ الأوْطَانِ (میزان الحکمة، جلد 4، صفحه 3566). در جریان هجرت پیامبر(صلی الله علیه وآله) از مکه نیز حدیث مناسبی در درالمنثور نقل شده است (الدر المنثور، جلد 1، صفحه 300)
    2. صحیح بخاری، جلد 2، صفحه 159
    3. در دائرة المعارف کویتی ماده «تقبیل» می خوانیم: مشهور در میان حنابله و نیز حنفیه این است که بوسیدن قرآن جایز است و از عمر نقل شده که همه روز صبح قرآن را می بوسید و از عثمان نیز نقل شده که قرآن را می بوسید و به صورت خود می کشید.
    4. نساء، آیه 48



    سید ::: دوشنبه 86/7/16::: ساعت 2:13 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    ناشنیده‌ای از ملاقات شگفت علامه جعفری با امیرالمومنین (ع)

    درست است که می گویند هر کاری مقدر است در زمان خودش انجام بشود. ماههاست تصمیم داشتم خاطره ای از استاد فرزانه حضرت علامه محمدتقی جعفری تبریزی را که در دیدار اخیر چند ماه پیش از بیت معظم له از فرزند فرهیخته شان آقا علیرضا شنیده بودم برای اطلاع خوانندگان عزیز به قول امروزیها قلمی کنم و اندکی از دینی را که مردم همیشه و همیشه بر امثال این حقیر دارند اداء نمایم تا اینکه این فرصت دست داد و در ماه مبارک رمضان که ماه شهادت علی است این تقدیر رقم خورد !

    این خاطره که به ظهور تجلی ولی الله اعظم حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) بر جناب علامه حکایت دارد، خاطره ای بسیار شگفت و تکان دهنده است و شاید اگر از کسی جز علامه روایت شده بود باور آن قدری دشوار می نمود از این قرار است:

    در صداقت گفتار و روایت مرحوم علامه جعفری هیچگونه تردیدی نیست و هرکس که از نزدیک ایشان را می شناخت و از جمله این کمترین که از سالهای آغازین جنگ تا زمان ارتحالشان توفیق حضور مکرر در محضرشان را داشتم می داند و می دانم که آنچه را می گفت و می نوشت و عمل می کرد، درست همان بود که می اندیشید و بدان اعتقاد داشت و در عمل به آن رسیده بود.

    ایشان به یکی از شاگردان نزدیک خویش که از وی خواسته بود تجلی حضرت علی (ع) را در دوران طلبگی در نجف اشرف به خود بیان کند، پس از انقلاب روحی که با شنیدن این نام مبارک به او دست داد، ضمن تایید آن خاطره که در جای خود بسیار شنیدنی است، به ملاقات دوم خود با حضرت امیر (ع) در منزل مسکونی شان در تهران چنین اشاره کردند:

    روزی که در کتابخانه منزل مشغول نوشتن یکی از جلدهای شرح و تفسیر نهج البلاغه بودم غرق در نوشتن بودم که ناگهان احساس کردم دستی از پشت سر بر شانه من قرار گرفت و همزمان ظاهراً صدایی شنیدم که به من می فرمود دستتان درد نکند. با اینکه در آن لحظه جز من کسی در کتابخانه نبود، با احساسی که از این حادثه به من دست داد، به پشت سرم برگشتم تا ببینم این دست و صدای کیست؛ ولی وقتی هیچ کس را ندیدم تعجب و حیرت من بیشتر شد. از طرفی چون هیچ شکی در شنیدن صدا و احساس آن دست بر شانه ام نداشتم، با مشاهده این صحنه چنان حال و احساس عجیبی در من به وجود آمد که احساس کردم تا لحظاتی دیگر روح از پیکرم خارج خواهد شد و در آستانه جدایی روح از بدنم هستم.

    برای اینکه قدری به حال اولیه بازگردم از جا برخاستم و کتابهایی را که در قفسه نزدیک من بودند، بدون هدف خاصی به زمین ریختم و دوباره در قفسه چیدم تا مگر به حال عادی خود بازگردم؛ ولی آن حسّ هنوز در من بود و مرا رها نمی کرد و بدنم به شکل عادی خود باز نمی گشت. دیگر بار برای بازگشت به وضعیت عادی خود جارو را برداشته و حیاط منزل را جارو کردم تا بلکه قدری آرام شوم؛ ولی تأثیری نداشت و انگار روح من در اثر آن حادثه قصد داشت از بدن خارج شود. ناگهان فکر دیگری به خاطرم رسید که قرآن بخوانم و قدری در مناجات با خدا گریه کنم که این تدبیر کار خود را کرد و وضع جسم من به حال عادی خود بازگشت.

    استاد می فرمود در اثر این عنایت حضرت علی (ع) پس از آن به هر کتابی که در باره موضوعی خاص مانند فیزیک، شیمی، تاریخ و ... مراجعه می کنم در کمال حیرت می بینم آن موضوع را بلد هستم و انگار قبلاً آن را خوانده و دانسته ام.

    محقق گرامی جناب آقای کریم فیضی که تألیفات ارزشمندی درباره حیات پربار علمی استاد انجام داده است در ص 87 کتاب خود دیدار با علی می نویسد: این خاطره را آقای سیدی از ارادتمندان حضرت استاد در مصاحبه ای که در فروردین ماه سال 1378 با وی انجام داده برای او نقل کرده است.

    وقتی این خاطره را از آقا علیرضا یادگار مرحوم استاد شنیدم، به یادم آمد که حضرت ایشان در مجلد یازدهم شرح و تفسیر نهج البلاغه به کرامتی دیگر از تجلی و عنایت حضرت امیر المومنین به خود در این کتاب ارزشمند چنین اشاره می کند که به هنگام نوشتن تفسیر خطبه حالتی در من به وجود آمد که در تفسیر خطبه هفتاد آن حضرت با الفاظ معمول و متداول احساس ناتوانی خاصی می کنم؛ لذا قلم را برای لحظاتی به زمین گذاشتم و به عظمت آن بزرگ مرد مظلومی که پس از پیامبر با عظمت ترین شخصیت بشری در هستی است، اندیشیدم. ناگهان بدون اراده قلم در دست من قرار گرفته و بدون اینکه از خود اختیاری داشته باشم، حضرت سطوری را بدست من بر صفحه کاغذ جاری کردند و ... گوارا باد این تجلّی بر حضرت استاد که با نام علی در بیانات خویش نرد عشق می باخت و در آتش عشق او می گداخت.

    اینک که ماه خدا فرا رسیده و المنة لله که در میکده باز شده و حضرت عشق، عشاق خود را به ضیافت خاص خود فراخوانده است تا در این اوقات نورانی جانشان را آکنده از نور کند، از خدا بخواهیم هر که و هر جا و هرچه هستیم به برکت این ماه و شهید آن علی(ع)، خود ما را از ما بگیرد و از آن هیچ باقی نگذارد تا با خروج از این ماه فقط و فقط او را ببینیم و از او بگوئیم و در همه حال او را بجوئیم و همه او شویم و همنوا با هاتف زمزمه کنیم: «که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لا اله الا هو»

    بارالها! به حرمت و عظمت و منزلت و شأن امیر المومنین علی در نزد تو، در این ماه، شراب «بی خودی» در کام جان ما بریز و ما را از خود بی خود فرما و در دریای عظمت خودت غرق کن. آمین



    سید ::: دوشنبه 86/7/16::: ساعت 2:11 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    دانشگاهها برای ساختن ایران بکوشند و پاسخگوی نیاز بشریت باشند

    دکتر احمدی نژاد نقش دانشگاهیان در معادلات داخلی و جهانی را بسیار مهم و تاثیر گذار دانست و گفت: امروز دانشگاهیان ما در وهله اول باید در راستای ساختن ایران تلاش کنند و سپس پاسخگوی نیاز بشریت باشند.

     رئیس جمهور که پیش از ظهر امروز در آیین آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور در دانشگاه تهران سخن می گفت، با بیان این مطلب اظهار داشت: امروز نگاه شما اساتید و دانشجویان به علم آموزی باید افق های بلند باشد و بنده از دانشگاهیان می خواهم امروز خود را مسئول در قبال جامعه جهانی بدانند زیرا جهان نیازمند تلاش های علمی و فرهنگی شماست.

    وی سپس به سخنرانی خود در دانشگاه کلمبیا اشاره کرد و گفت: در سفری که به نیویورک داشتیم دشمن از نگاه خودبرنامه ‌ر‌یزی را طراحی کرده بود تا بتواند با تضعیف هیئت ایرانی بتواند به اهداف شوم خود دست پیدا کند.

    رئیس جمهور گفت: دشمن نظرش این بود که ما به دانشگاه کلمبیا دعوت کند و نگذارد ما به آنجا برویم و اگر رفتیم نگذارد پیام ملت ایران در آن دانشگاه منتشر شود.

    رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی خاطر نشان کرد: دشمنان در نیویورک بدون آنکه به اهدافشان دست یابند به تهاجمات گسترده تبلیغاتی و فرهنگی بر علیه ملت ایران دست زدند به طوری که وقتی تعدادی از دانشجویان ایرانی که در آنجا بودند، به بنده اعلام کردند که مانع حضور آنها در دانشگاه ها شده اند.

    وی افزود: شرایط در آن دانشگاه طوری بود که رئیس دانشگاه نمی دانست باید چه کار کند به طوریکه مسئولان سیاسی  که در دانشگاه بودند به بنده اعلام کردند موقعیت مناسب نیست وامکان درگیری وجود دارد.

    احمدی نژاد تصریح کرد: دشمن با این طراحی به دنبال آن بود تا بتواند با تبلیغات خود بستر مناسبی را برای هجوم های تازه و گسترده بر علیه ملت ایران را آغاز کند.

    رئیس جمهور با اشاره به بخش سخنان خود که قرار بود در سازمان ملل ایراد شود که در نهایت حذف شده بود ، گفت: بنده در آنجا قصد داشتم که بگویم علم، قدرت آفرین است که اگر دست انسانهای ناصالح باشد می خواهند با آن اعمال قدرت بر دیگران استفاده کنند.

    وی گفت: متاسفانه برخی از کشورها با داشتن بمب هسته ای فکر می کنند که قدرتمند شده اند اما تجربه نشان داده آنچه از خیر بشر بوده به دلیل وجود عالمانی فرهیخته بوده است و آنچه از شر بوده به دلیل عالمان غیر خیرخواه بوده است.

    رئیس جمهور با تاکید بر اینکه دنیای مادی و نگرش مادی در جهان به پایان رسیده است گفت: امروز دیگر هیچ تدبیری از دنیای لیبرال دموکراسی به جهان ارائه نمی شود. امروز دشمن نمی داند که با پدیده های خود همچون عراق چگونه روبرو شود. آنها نمی دانند که چه کرده اند و تنها در دو بعد پیرامونی خود غلط می زنند.

    رئیس شورای عالی امنیت ملی افزود: امروز دشمن نمی تواند با مسئله فلسطین و لبنان روبرو شود زیرا نمی داند که چگونه باید بحران خود را حل کند و از سوی دیگر ادبیات آنان تماما ادبیات تهدیدی است.

    دکتر احمدی نژاد با اشاره به سخنان بوش رئیس جمهور آمریکا گفت: غرب در قبال مسائل پیرامونی خود به خصوص منطقه نمی داند باید چکار کنند آنها فکر می کنند با کمک سازمان ملل می توانند کاری کنند که ملت ایران در خصوص مسئله هسته ای خود عقب نشینی کند که بنده از همین دانشگاه معتبر ایران به آنان اعلام می کنم که این تفکر آنان همچون گذشته بی منطق و باطل است.

    وی در ادامه با تاکید بر اینکه بشریت نمی تواند در چهارچوب مادی بماند گفت: بشر امروز تشنه  است، دنیا به دنبال راه جدیدی است که آن راه جدید همان راهی است که شما اساتید و دانشجویان کشور انتخاب کرده اید زیرا این نگاهی است که علم حقیقی را به انسان می دهد.

    رئیس جمهور گفت: شما به هر کجا که می روید و نام ایران می آید بدون استثنا علم، فرهنگ و انسانیت ملت ما تجلی می شود. ماموریت ما شما دانشجویان و اساتید دانشگاه ها این است که علم سازنده و مفید را در دانشگاه ها منتشر و به بشریت عرضه کنید.

    احمدی نژاد با تاکید بر اینکه در عمل آموزی حد و مرزی نباید قائل شد، گفت: اگر در کل عالم هستی چند پزشک بزرگ وجود داشته باشد بی شک یکی از آنها ابن سینا است حال شما اساتید شما دانشگاه ها و مخصوصا شما دانشجویان باید تلاش خود را چند برابر کنید تا بتوانیم نام ایران را در قله های بلند سعادت و پیشرفت پر آوازه کنیم.

    وی در بخش دیگری از سخنان خود ضمن تبریک آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها گفت: ماه مهر برای ملت ایران یک ماه برجسته و ویژه است اتفاقاتی که در این ماه می افتد که اتفاقات بنیادین و سرنوشت ساز است.

    رئیس جمهور افزود: ماه مهر ماه تلاش و شکوفایی و عشق و شور در کل جامعه است زیرا در این ماه جنب و جوشی در جامعه بوجود می آید که برای کشور بسیار مفید است.

    احمدی نژاد خاطر نشان کرد: در طول تاریخ بشر با دو جریان مقابل یکدیگر چه در عرصه سازنده و چه در عرصه تخریبی روبرو بوده است شاید بتوان به یک تعبیر دیگر گفت، تاریخ بشر، تاریخ تقابل دو جریان حق و باطل بوده است.

    وی افزود: در نگاه اول به نظر می رسد که تقابل بین دو انسان و کارگزار است اما اگر به پدیده ها و جریانات بشری خوب فکر کنیم می بینیم تقابل اصلی بین سیاسیون و جنگ آوران و حتی صنعتگران نیست بلکه تقابل بین معلمان و عالمان است.

    احمدی نژاد با بیان اینکه هر سیاستمداری دست پرورده یک معلم است، خاطر نشان کرد: امروز اگر سیاستمداران جهان از منظر علمی به جهان نگاه می کنند به دلیل آن است که پشت پرده هر سیاستمداری معلمان و مفسرانی نشسته اند که وی را هدایت می کنند در اصل می توان گفت: عرصه سیاسی را معلمان و عالمان در اختیار دارند.

    رئیس جمهور با تاکید بر اینکه ، علم به تنهایی تاثیر گذار نیست گفت: علم همراه با تعلیم و تعلم است که در جامعه تاثیر گذار خواهد بود زیرا اینها در کنار یکدیگر صحنه سازان اصلی تاریخ اند.

    رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی تاکید کرد: بدون علم و عالم در دنیا هیچ حرکتی در دنیا اتفاق نمی افتد نه رو به کمال و نه رو به انحطاط، پس نقش عالم و علم نقش کلیدی است.

    وی در ادامه سخنان خود یادآور شد: اگر امروز در دنیا بشر دچار مشکلات فراوانی است به دلیل عالمان و معلمان بی خیر است. عالم روشنایی بخش است و جامعه را به سمت پیشرفت و سعادت سوق می دهد اما متاسفانه در جامعه امروزی این علم در اختیار برخی افراد افتاده است که به کشتار دیگر ملت ها می پردازند.

    احمدی نژاد افزود: علم نوری است که جایگاه آن قلب انسانهای پاک است، اگر کسانی خود را از  درون تزکیه نکرده باشند دریافت هایشان دریافت های غلط است.

    رئیس جمهور گفت: این درست نیست که بگوییم بوش در یک لحظه تصمیم گرفته است تا به عراق حمله کند بلکه وقتی صحنه را به درستی می بینیم معلمانی هستند که به تشریح و برنامه ریزی برای بوش مشغولند، اشخاصی که روانشناسی و جامعه شناسی خوانده اند تا ملت ها و اشخاص را نابود کنند. پس نباید خیال کرد که جنایتکاران بدون عالم حرکت کرده اند.

    رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: همه عالم در پی رقابت عالمان و علم است، اگر دلها پاکیزه نباشد دریافت ها غلط است که دریافت های مادی نمونه بارز آن به شمار می روند.

    وی گفت: وقتی دشمن می فهمد که تیرش به سنگ خورده، اعتراف به اشتباه نمی کند بلکه در تلاش است به بهانه های مختلف کار خود را توجیه کند.

    رئیس جمهور همچنین به پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: پیش از پیروزی انقلاب اسلامی جهان به دو بلوک شرق و غرب تقسیم شده بود بلوک هایی که نگاهشان فقط تسلط بر جهان بود ولی زمانی که اسلام آمد انسان را از جهان مادی بیرون آورد و به سمت و سوی خدا و پیامبران هدایت کرد.

    دکتر احمدی نژاد در پایان خطاب به اساتید ودانشجویان دانشگاه تهران گفت: امروز دانشگاهیان ما باید پیشتاز حرکت کشور به سمت پیشرفت و تعالی باشند و با سایر دانشگاههای جهان ارتباط بگیرند زیرا هم خودمان نیاز داریم و هم جهانیان.

    وی گفت: آنهایی که فکر می کنند با انباشته کردن سلاح های هسته ای می توانند جهان را بسازند بدانند که سخت در اشتباهند زیرا علم در جهان امروز حرف اول را می زند.

    در این مراسم و پیش از سخنان دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری، دکتر افروز به نمایندگی از اساتید دانشگاه ضمن تقدیر از سخنرانی قاطع و شجاعانه رئیس جمهوری در دانشگاه کلمبیا، به نمایندگی از تمامی اساتید دانشگاه های کشور مخصوصا دانشگاه تهران از بوش رئیس جمهوری آمریکا، رئیس دانشگاه کلمبیا و همچنین اساتید برجسته دانشگاه های معروف آمریکا دعوت کرد تا به ایران سفر کنند تا ضمن سخنرانی آئین میزبانی را نیز فرا بگیرند.

    در این مراسم همچنین بسیج اساتید هدیه ای را به رسم یاد بود و به خاطر سخنان قاطع رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا، به وی تقدیم کردند. همچنین لوح تقدیر و یک مدال از سوی دانشگاه تهران به همین دلیل به رئیس جمهوری تقدیم شد.

    دکتر احمدی نژاد نیز پس از دریافت لوح و مدال خطاب به دانشجویان و دانشگاهیان گفت: بهترین لوح را باید به دانشگاهیان ایران داد و افتخار من این است که یک دانشگاهی هستم.

    در این مراسم همچنین دانشجویان دانشگاه تهران با در دست گرفتن پلاکارد هایی حمایت و تشکر خود را از سخنان رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا اعلام کردند.



    سید ::: دوشنبه 86/7/16::: ساعت 1:34 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    ناکامی تشنج آفرینان

    تعدادی از  اعضای افراطی تحکیم‌وحدت سعی در ایجاد اختلال در سخنرانی امروز رئیس‌جمهور به مناسبت آغاز سال تحصیلی  داشتند.

      این سخنرانی بنابر قرار قبلی قرار بود تا از ساعت 10 صبح در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برگزار ‌شود، اما افراطیون از ساعتی پیش از شروع برنامه جلوی در دانشگاه ادبیات اجتماع کرده و با سوت و کف‌زدن سعی در ایجاد اغتشاش در برپایی مراسم را داشتند.

    بنابراین گزارش دیروز فراخوانی توسط افراطیون تهیه شده بود که براساس آن امروز 50 نفر از اعضای به اصطلاح مدرن از شاخه علامه تحکیم وحدت، اجتماع مذکور را تشکیل دادند. این افراد همزمان با آغاز مراسم در داخل تالار به سمت در ورودی آن حرکت کردند که با جمعیت دانشجویان دانشگاه و تشکل‌های دانشجویی روبه‌رو و متوقف شدند.

      آنها با سردادن شعارهایی تحریک‌آمیز مانند «توپ، تانک‌، بسیجی دیگر اثر ندارد»،  «بسیجی حیا کن، دانشگاه را رها کن» و ... به سمت در اصلی یورش بردند.

     دانشجویانی که جلوی در سالن مستقر بودند، با عباراتی مانند «الله اکبر»، «لا‌اله الی‌الله»، «یاحسین» و «یاحیدر» سعی در جلوگیری از ایجاد تشنج و درگیری را داشتند و مانع از نزدیک شدن معترضان به در تالار شدند.

     نماینده‌های دانشجونماها پس از آنکه از نزدیک شدن به در سالن ناامید شدند، موارد متعددی را برای تحریک اعضای گروه خود علیه دانشجویان مطرح کردند.

    ازجمله ادعا می‌کردند تعدادی از اساتیدشان اخراج شده‌اند و خواهان آن بودند که احمدی‌نژاد باید یک بار دیگر خودش را در معرض رای مردم قرار دهد، چرا که وی جزو مقدسات این ملت نیست!!

     علی‌رغم آنکه این اشخاص سعی کردند رفت و آمد‌ها را در دانشگاه مختل کنند، دانشجویان و اعضای تشکل‌ها تنها با حفظ آرامش عنوان می‌کردند ما فقط اهل گفت‌وگو هستیم و نمی‌دانیم تلاش‌های شما برای متشنج کردن فضای علمی دانشگاه به چه دلیل است؟!

    در مقابل برخی شرکت کنندگان در مراسم سخنرانی رئیس جمهور که به دلیل استقبال بی سابقه دانشجویان و پرشدن ظرفیت تالار علامه امینی دانشگاه تهران، پشت در این تالار مانده‌اند با در دست داشتن پلاکاردهایی نظیر «لابی هوچی گری در دانشگاه کلمبیا در هم فرو ریخت»، «کسانی که خواب آمریکا را می بینند، خدا بیدارشان کند»، «دانشجوی ایرانی عروسک خیمه شب بازی نیست»، «مواضع عزتمندانه دکتر احمدی نژاد در نیویورک مایه افتخار هر مسلمان است» به حمایت از رئیس جمهور انقلابی ایران پرداختند.



    سید ::: دوشنبه 86/7/16::: ساعت 1:27 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    همزمان با سخنرانی رییس‌جمهور در دانشگاه تهران:
    آماده‌باش میلیشیای دفتر تحکیم برای ارضای منافع صهیونیست

    میلیشیای دفتر تحکیم وحدت (علامه) که سال گذشته با انجام رفتارهایی زننده نظیر آتش زدن عکس رئیس جمهور منتخب ملت در دانشگاه امیرکبیر، تا مدتها زمینه سوء استفاده رسانه های غربی، صهیونیستی را پدید آورده بود، به دنبال تکرار این سناریو در مراسم امروز دانشگاه تهران است.

     میلیشیای دفتر تحکیم که از هفته گذشته برای این اقدام ضدملی آماده و سازماندهی شده، روز گذشته با انتشار مجدد یک بیانیه، بخش عمده ای از اتهامات و اهانت های بولینگر رئیس دانشگاه کلمبیا را تکرار کرد.

    این طیف که با ترتیب دادن رفتارهای زننده ای در دانشگاه امیرکبیر، خوراک مناسبی برای رسانه های غربی فراهم کرده بودند، همزمان با حضور رئیس جمهور در دانشگاه تهران به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید نیز، آماده تکرار این سناریو پس از پیروزی احمدی نژاد در کارزار تبلیغاتی دانشگاه کلمبیا و انفعال رسانه های صهیونیستی است.

    میلیشیای دفتر تحکیم ضمن دعوت به برگزاری تجمع در محل سخنرانی رئیس جمهور، قصد دارد با ورود به محل سخنرانی، فضای این جلسه را که در آن مدیران دولتی، نمایندگان مجلس و نخبگان علمی کشور حضور دارند و قرار است از نفرات برتر آزمون سراسری نیز تقدیر شود، متشنج سازد.

    گفته می شود بیش از 20 کارت ورود به جلسه در اختیار انجمن دانشگاه تهران قرار گرفته است.

    گفتنی است همزمان با سخنرانی رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا نیز تجمع چند ده نفره ای با سخنرانی لیونی وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی در محوطه بیرون دانشگاه برگزار گردید که علی افشاری و اکبر عطری از سرکرده های طیف غیرقانونی تحکیم علامه حضور فعالی در آن داشتند.



    سید ::: دوشنبه 86/7/16::: ساعت 12:36 عصر
    نظرات دیگران: نظر

     

    عده‏ای از برادران اهل سنت لطف می‏کنند و مواردی را در وبلاگهای خود به شیعیان نسبت می‏دهند و ما را متهم به خرافه‏گرایی و ... می‏کنند! بنده هم علی  رغم میل خود  تصمیم گرفتم که در اینجا، به تعدادی از فتاوای عجیب و مضحک وهابیون اشاره‏ای کنم تا بر همگان آشکار شود که چه کسانی و با چه روشهایی، امروز داعیه پرچمداری اسلام ناب را دارند! البته قبلا از همه خوانندگان محترم به خاطر نوشتن این مطالب عذرخواهی می‏‏کنم. چرا که بسیاری از این فتاوا ، علاوه بر مخالفت با عقل و شرع ، حاوی مطالبی است که زبان از گفتن آنها شرم دارد!! اما همانطوریکه عرض کردم، چاره‏ای جز نوشتن آنها ندارم

    ترویج زنا با مجوزهای شرعی یا غیر شرعی؟؟!!


    اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپیچد، سپس با زنى نزدیکى کند ومنى اش را داخل رحم نریزد، نه غسل بر او واجب مى شود و نه حدّ زنا، و ضررى به عباداتش هم نمى زند.

    این سخن از شخصى است بنام عبد القاهر تمیمى که سُبکى نویسنده کتاب طبقات الشافعیّة او را پیشوایى بزرگ وجلیل القدر و دانشمندى که آوازه علمى اش گیتى را فرا گرفته و علوم ودانشش به خراسان حمل مى‏‏شد معرّفى کرده است.

    ابن نُجیم حنفى با یک درجه تخفیف همین فتوا را بگونه اى دیگر صادر کرده ومى گوید: اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپیچد و با زنى نزدیکى کند پس اگر احساس لذّت کند و حرارت و گرماى درون را لمس کرد حجّ او باطل مى شود، وگر نه ضررى نخواهد داشت.

    أبو حنیفه نیز گفته است: اگر مردى در برابر قرار داد ده درهم با مادرش ازدواج و نزدیکى نماید زناکار نخواهد بود و حدّ زناکار هم بر وى جارى نمى شود، و اگر مردى آلتش را در پارچه اى به پیچد و با زنى همبستر شود زناکار نیست و حدّ بر او جارى نمى شود.

    توضیحى بر این اباطیل

    1 ـ ازدواج با محارم از قبیل مادر و خواهر و غیر آن دو از محرّمات قطعى فقه اسلام است.

    2 ـ زناشوئى و نزدیکى به هر شکلى و با هر زنى بدون شرایط شرعى آن از قبیل عقد از دواج و غیر آن زنا محسوب مى شود.

    3 ـ استفاده از پارچه براى پوشیدن آلت، مجوّزى براى نزدیکى نمى شود.

    4 ـ نریختن آب منى در رحم زن نیز نمى تواند ملاک حلیّت زناشوئى باشد.

    5 این سخنان و فتواها حریم قانون خدا را مى شکند و فحشا و گناه را در بین جامعه اسلامى گسترش مى دهد.

    6 ـ آیا اسلام نابى که از آن دم مى زنید همین است؟



    سید ::: دوشنبه 86/7/16::: ساعت 11:53 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    استفاده فرهنگی از حاکمیت «دولت حزب اللهی»و «رئیس جمهور مکتبی»

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به جهت گیری ارزشی و انقلابی دولت نهم تصریح کردند: با روی کار بودن یک دولت حزب اللهی و رئیس جمهور مکتبی زمینه برای حرکت عمیق فرهنگی بیش از پیش فراهم است.

     حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت ضمن بیان فرازهایی از سخنان حکمت آمیز حضرت علی (ع) در نهج البلاغه، بر لزوم رشد بیش از پیش مکارم اخلاق در جامعه و اهتمام مسئولان برای حرکت فرهنگی قوی جهت تعمیق و نهادینه کردن ارزشهای اخلاقی تأکید کردند.

     رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به توصیه های حضرت علی (ع) به فرزند بزرگوار خود حضرت امام حسن (ع) افزودند: آن حضرت والاترین بی نیازی انسان را خِرد و بزرگترین تنگدستی و فقر او را دوری از مسیر عقل می دانند ضمن آنکه بر لزوم پرهیز از عجب و خودشگفتی و دوستی با انسانهای نادان، بخیل، گناهکار و دروغگو تأکید می کنند.

     ایشان با اشاره به توصیه حضرت علی (ع) برای رشد مکارم اخلاق در جامعه خاطرنشان کردند: مکارم اخلاق فقط به معنای اخلاق نیکو نیست بلکه صفات پسندیده ای همچون صبر، گذشت، شکر، احسان، مروت نسبت به مردم، ترحم به زیردستان و شجاعت و ایستادگی در مقابل کج رویها از مکارم اخلاق است که باید در میان آحاد مردم به ویژه مسئولان گسترش یابد.

     حضرت آیت الله خامنه‌ای با یادآوری اهمیت مضاعف تکیه بر عقل و تدبیر در مسائل مرتبط با کشور و ملت افزودند: برخی مواقع معنای خردورزی دچار تحریف می شود و حرکت براساس عقل و تدبیر، کنار گذاشتن کارهای بزرگ و کاهش شتاب در کارها معنی می شود در حالیکه در برخی امور اقتضای خردورزی حرکت آرام و ملایم و در برخی امور نیز اقتضای عقل، حرکت پرشتاب و اقدام همراه با قاطعیت و شجاعت است.

     رهبر انقلاب اسلامی، طمع، شهوات انسانی، خشم و خودشگفتی را دشمنان خردورزی برشمردند و تصریح کردند: مسئولان باید همواره مراقب باشند تا دچار این ضعف ها و دام های بزرگ نشوند.

     ایشان در بخش دیگری از سخنان خود، گرایش روزافزون آحاد جامعه به ویژه جوانان به مسائل معنوی و ارزشهای اسلامی را بعد از 28 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، از معجزات انقلاب و واقعیاتی انکارناپذیر دانستند و تأکید کردند: اقبال نسل جوان امروز به تضرع و عبادت، و عمق دینی آنان یک پدیده الهی و از رویش های انقلاب اسلامی است که باید در جهت نهادینه کردن آنها در نسل های آینده تلاش بیشتر و جدی تری انجام شود.

     حضرت آیت الله خامنه ای تعمیق این ارزش‌ها را منوط به رشد مکارم اخلاق در جامعه دانستند و خاطرنشان کردند: اگر امروز در جامعه شاهد رویش های انبوه تر، عقلانی تر و امیدبخش تر از ریزش های 28 سال گذشته هستیم، دلیل آن مجاهدت های خاموش برخی انسانها در سالهای گذشته است که باید این حرکت با یک تلاش خستگی ناپذیر، منسجم و فشرده فرهنگی ادامه یابد تا شاهد رویش های بیشتری در نسل های آینده باشیم.

     ایشان با اشاره به جهت گیری ارزشی و انقلابی دولت نهم تصریح کردند: با روی کار بودن یک دولت حزب اللهی و رئیس جمهور مکتبی زمینه برای حرکت عمیق فرهنگی بیش از پیش فراهم است و همه دستگاههای مسئول اعم از وزارت ارشاد، صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی باید در جهت ارتقای ارزشهای اخلاقی و ایمان دینی جامعه به طور جدی تلاش کنند.

     حضرت آیت الله خامنه ای همچنین لزوم غافل نشدن از کید و مکر دشمن را یادآور شدند و خاطرنشان کردند: از دشمن نباید ترسید اما هیچگاه دشمن را نیز نباید کوچک شمرد زیرا لازمه عقل و تدبیر مراقبت از شبیخون دشمن در زمینه های مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است.

     رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: در این خصوص همه دستگاهها مسئول هستند و باید به وظیفه خود عمل کنند اما هماهنگی دستگاهها براساس قانون به عهده دولت و در رأس آن شخص رئیس جمهور است.

     در ابتدای این دیدار آقای احمدی نژاد رئیس جمهور با اشاره به روحیه بسیار خوب، نشاط و معنویت روزافزون مردم به ویژه جوانان، ملت ایران را زبان گویا و الگوی ملتهای دنیا دانست و گزارشی از برنامه ریزی دولت برای تلاش بیش از پیش در مسائل فرهنگی ارائه کرد.

     در پایان این دیدار نماز جماعت مغرب و عشاء به امامت حضرت آیت الله خامنه ای اقامه شد و سپس اعضای هیأت دولت، روزه خود را به همراه رهبر انقلاب اسلامی افطار کردند.



    سید ::: دوشنبه 86/7/16::: ساعت 11:46 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    درحاشیه آبروریزی اخیر اکبر گنجی

    وقتی روشنفکران دست به دامن بیگانه می شوند

    تلاش اکبر گنجی ضد انقلاب گریخته از کشور برای تهییج و برانگیختن جامعه دانشگاهی و روشنفکری اروپا و آمریکا علیه ایران، با توسل به بهانه های نخ نما شده ای چون نقض حقوق بشر، با اعتراض چند تن از روزنامه نگاران هم مسلک او- که البته به اندازه او مورد توجه سرویس های اطلاعاتی غربی قرار نگرفته اند- روبه رو شده است.
    گنجی چندی پیش نامه ای در مورد نقض حقوق بشر در ایران به سازمان ملل نوشت و در آن از شورای امنیت خواست نسبت به این موضوع واکنش نشان دهد. وی در این نامه که امضای حدود 300 روشنفکر از کشورهای جهان در پای آن به چشم می خورد- روشنفکرانی که عموماً چنین نامه هایی را امضاء می کنند- با گرفتن این ژست که خواهان جلوگیری از به راه افتادن جنگ علیه ایران است، به بزرگنمایی خطر حمله به ایران پرداخته و سپس خواهان توجه مجامع جهانی به وضع حقوق بشر- بخوانید وضعیت چند ضد انقلاب خائن- شده بود.
    علاوه بر این رفتارهای افراطی گنجی در ماه های گذشته و سفرهای پی در پی او به کشورهای اروپایی و آمریکا که همه آنها با هزینه سرویس های غربی و به هدف تبلیغ و جوسازی علیه نظام جمهوری اسلامی انجام می شود، چندی قبل اعتراض مهندس عزت الله سحابی را هم برانگیخت. سحابی روز 4 مهرماه در گفت وگویی با روزنامه اعتماد تحلیل خود از در افتادن امثال گنجی به ورطه هولناک «همکاری با خارجی ها علیه ملت خود» را اینگونه بیان کرد:
    «شکست های مکرر، احساس ناامیدی را در آحاد جامعه، حتی به روشنفکران القا می کند. اما روشنفکرانی که حدود 50 سال سابقه فعالیت دارند، شاه را دیده اند، انقلاب 57 را دیده اند، سال های 60 را دیده اند، نباید در مقابل حوادث بلرزند. به عنوان مثال رهبران جریان اصلاح طلب، نهایتاً بین 50 تا 55 سال سن دارند. موفقیت های اولیه خیلی آنها را داغ کرده بود و شاد شده بودند... به خاطر دارم در سال 78، میزگردی در حسینیه ارشاد با حضور عباس عبدی، اکبر گنجی و آقای مرعشی و بنده برگزار شد. آقای گنجی در آن میزگرد خیلی زود داغ شده بود. من منظورم این نیست که آقای گنجی امروز از اصول خود عدول کرده بلکه منظورم این است که جوان بودن آنها و نیز فقدان تجربه های عمیق سیاسی، آنان را زود دچار سرخوردگی می کند و دیدید که برخی از آنان چگونه از صحنه مبارزه ملی کنار رفتند. آقای گنجی و افشاری به راحتی از صحنه مبارزه ملی کنار رفتند و دخالت خارجی را یک راه حل جدی می دانند، در حالی که یک مبارز با تجربه ملی به سادگی به این نتیجه نمی رسد.»
    بلافاصله بعد از این سخنان گنجی پاسخی به سحابی نوشت و در آن تأکید کرد هرگز از لزوم مداخله خارجی در ایران دفاع نکرده در حالی که همزمان نامه ای به سازمان ملل نوشته و خواستار اقدام علیه ایران شده بود.
    مجموعه این اقدامات باعث شده که دو روزنامه نگار هم سو با گنجی- که یکی شان او را دوست حزب خود خوانده- در تحلیل های جداگانه ای تناقض های رفتار گنجی و سوءتفاهم هایی را که وی گرفتار آنها شده به وی یادآوری کنند.
    احمد زیدآبادی از نویسندگان سایت ضدانقلابی روز آنلاین و همکار بنگاه بی بی سی فارسی روز پنجشنبه طی مقاله ای رضا گنجی را «غیرواقع بینانه و متناقض» خواند. زیدآبادی در مقاله خود کوشش گنجی در نامه نگاری با سازمان ملل و امضاء جمع کردن از این و آن را «رمانتیک یا شاید هم فانتزی» خوانده و این تناقض را به او یادآوری کرده که در حالی که مدعی تلاش برای جلوگیری از به راه افتادن جنگ علیه ایران است، در نامه خود به سازمان ملل در واقع خواهان اقدام علیه ملت ایران شده است! این روزنامه نگار رفتار گنجی را خالی از واقع بینی سیاسی و ناشی از ساده پنداشتن وضعیت پیچیده ایران دانسته است.
    احمد زیدآبادی و عباس عبدی در چند هفته گذشته به عجز خود در ارائه یک تحلیل منسجم و خالی از تناقض از آنچه بحران سیاسی ایران می خوانند اعتراف و اعلام کرده اند 6 ماه سکوت خواهند کرد و به تماشای اوضاع خواهند پرداخت.
    بعضی عقیده دارند چنین تصمیمی علاوه بر علتی که خود آنها به آن اشاره می کنند ناشی از اطمینان آنها به این امر است که حرف ها شان حتی در میان کسانی که آنها را طرفدار خود می پندارند، خریداری ندارد.
    علاوه بر این، داریوش سجادی روزنامه نگار مقیم آمریکا که سابقه همکاری با بسیاری از رسانه های ضدانقلاب را در کارنامه خود دارد، به مانورهای تبلیغاتی کسانی مانند گنجی سخت حمله کرده است. او طی مقاله ای که پایگاه اینترنتی گویا نیوز- ترمینال اینترنتی ضدانقلاب- آن را منتشر ساخته و به نثری نه چندان سلیس نوشته شده با لحنی استهزاگونه نوشته است: «متأسفانه امروز برخلاف میل چاره ای نیست جز آنکه بپذیریم جناب آقای گنجی در ایزوله سیاسی خود در آمریکا، قبل از آنکه بتوانند دستگیر کسی باشند، خود محتاج دستگیری شده اند.»
    سجادی در بخش دیگری از مقاله خود با اعتراف صریح به عدم استقبال جامعه ایرانی از کاسه لیسی آمریکا توسط گنجی تاکید کرده است که «اگر مردم ایران به فرمایشات آقای گنجی حساسیتی نشان نمی دهند بدون شک اشکال از فرستنده های اوست نه گیرنده های مردم ایران». این روزنامه نگار سپس به این موضوع پرداخته که چرا گنجی خود را به «عاملی خارجی» فروخته است: متأسفانه کسری از ایرانیان در داخل و خارج از کشور با این توجیه که می توان و باید با تکیه بر نیروی خارجی از طریق فشار بر داخل مشکل ایران را حل کرد، سرمایه ها و ظرفیت های سیاسی خود را در اختیار عامل خارجی گذاشته و متأسفانه و همواره در نهایت خود مبدل به ابزار خارجی شده اند.
    سجادی نوشته است: «مبارزه ملی قواعد منحصر بفرد خود را دارد و باید متکی بر رعایت «قواعد پاک دنیای سیاست» باشد. صرف حضور و فعالیت در خارج از کشور با توجیه «مبارزه ملی» بالذات متضمن هیچ ارزش و صلاحیتی نیست. در غیر این صورت چه تفاوتی است بین فعالیت برون مرزی آقای گنجی با گروهک تروریستی مسعود رجوی و مساعی جمیله رضا پهلوی و دوستان مرتبط اش با کاخ سفید و CIA و وزارت خارجه و لابی های صهیونیستی در ایالات متحده؟
    مطمئناً ایشان ] گنجی [ نیز در جمیع فعالیت های خود مدعی مبارزه ملی و صادقانه برای آزادی مردم ایرانند!
    شایسته بود جناب آقای گنجی حداقل به استراتژی دوست صمیمی خود «آقای حجاریان» ملتزم می ماند و تاسی به همان راهبرد فشار از پائین (و نه از خارج) و چانه زنی در بالا می کرد تا امروز برای توجیه درستی «توسل به فشار خارجی» متوسل به چنین توجیهاتی نشوند.
    حال بگذریم که همان استراتژی فشار از پائین و چانه زنی در بالا بواسطه تندروی برخی از نیروهای اصلاح طلب منجر به تحریک چشم طمع اجنبی شد تا بصورت مهمان ناخوانده خود را در جمع جنبش اصلاحات پمپ کنند.»
    داریوش سجادی مقاله خود را با بسط این انتقاد به همه کسانی که با استقرار در کشورهای خارجی داعیه مبارزه و اصلاح طلبی دارند به پایان برده است.»
    اکنون و بعد از گذشت بیش از 8 سال از آن تاریخ آیا آقای گنجی می توانند بفرمایند چهره های شاخص آن مطبوعات اصلاح طلب در کجای دنیا قرار دارند و در دامن کدام کشور و کشورها و از دست کدام نهادها ارتزاق می کنند؟
    آقای گنجی می توانند بفرمایند صحنه مبارزه ملی آن چهره های شاخص مطبوعات اصلاح طلب اکنون و در خارج از کشور کجاست و چیست؟



    سید ::: یکشنبه 86/7/15::: ساعت 2:5 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    نتیجه نکبت بار حبّ دنیا و پیروى از طاغوت

    حضرت عیسى (ع ) با عده اى از یارانش در بیابان سیر مى کردند، رسیدند و قریه اى که ویران شده بود، و جنازه هاى بسیارى از اهل آن قریه را در راهها و کوچه ها مشاهده نمود که متلاشى شده بود، به همراهان فرمود: ((اهل این قریه بر اثر عذاب عمومى الهى به هلاکت رسیده اند، چرا که اگر عذابى عمومى نبود، و به تدریج مرده بودند، زنده ها مردگان را دفن مى کردند)).
    یکى از همراهان عرض کرد: ((اى روح الله ، آنها را به حضورتان بطلبید و ماجراى هلاکت آنها را بپرسید)).
    حضرت عیسى (ع ) این پیشنهاد را پذیرفت : و فرمود: اى اهل قریه ! یک نفر از آنها زنده شد و عرض کرد: لبیک یا روح الله .
    عیسى (ع ) به او فرمود: داستان شما چیست که به این سرنوشت گرفتار شده اید؟
    او گفت : ((ما صبح در سلامت کامل بسر مى بردیم ولى شب که خوابیدیم خود را در ((هاویه )) دیدیم )).
    عیسى (ع ) فرمود: ((هاویه )) چیست ؟
    او عرض کرد: ((هاویه ))، دریائى از آتش است که در آن کوههائى از آتش قرار دارد.
    عیسى (ع ) فرمود: ((به چه علت شما به این روزگار سیاه مبتلا شده اید)).
    او عرض کرد: حبّ الدنیا و عبادة الطاغوت : ((علاقه شدید به دنیا و طاغوت پرستى ما را به این سرنوشت رساند)).
    عیسى (ع ) پرسید: تا چه اندازه به دنیا علاقمند بودید؟
    او عرض کرد: ((مانند علاقه کودک به پستان مادرش ، که وقتى مادر او پستانش را به طرف کودک مى برد، خوشحال مى شد و وقتى از او برمى گرداند، اندوهگین مى شد.
    عیسى (ع ) فرمود ((تا چه اندازه طاغوت را مى پرستید)).
    او عرض کرد: وقتى طاغوتها به ما فرمانى مى دادند ما از آن اطاعت مى کردیم .
    عیسى (ع ) فرمود: چطور در میان آنهمه هلاکت شدگان ، تنها تو پاسخ مرا دادى ؟
    او عرض کرد: به سایر هلاک شدگان دهان بندى از آتش زده اند و فرشتگان سختگیر عذاب بر آنها مسلط هستند، ولى من در دنیا در میانشان بودم ولى مانند آنها دنیاپرست و طاغوت پرست نبودم (اما نهى از منکر نمى کردم ) وقتى عذاب آمد، مرا نیز گرفت ، و من اکنون به موئى در پرتگاه دوزخ آویزان هستم ، ترس آن دارم که به درون آتش دوزخ سقوط کنم .
    حضرت عیسى (ع ) به یاران فرمود: ((هرگاه انسان روى خاک و خاشاک بخوابد و نان جو بخورد در صورتى که دینش را حفظ کند، بسیار بهتر از زندگى خوش تواءم با بى دینى است )).



    سید ::: یکشنبه 86/7/15::: ساعت 1:21 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    دنیا و حب الدنیا

    آ یة اللّه موحّدى
    بسم اللّه الرَّحمن الرَّحیم .

    الحـمـد لله رب العـالمـیـن و صـلى الله عـلى سـیـدنا و نبینا محمّد و آله الطیبین الطاهرین واللعن الدائم على اعدائهم اجمعین .
    رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ هَیِّى ءْ لَنا مِنْ اَمْرِنا رَشَدا
    به دلیل اهمیت (حب دنیا)، در قرآن کریم ، سخنان پیامبر اکرم و امامان معصوم (ع) بسیار به آن تـوجـه شـده اسـت و بـراى احـسـاس خـطرهاى بنیان کن آن ، توجه به این حدیث از امام سجاد(ع) بسیار مؤ ثر است :
    (حُبُّ الدُّنیا رَاءْسُ کُلُّ خَطیئَةٍ)
    دوستى دنیا، اساس هر خطا و گناه است .
    هـر لغـزشـى کـه از انـسـان سر مى زند، ریشه اصلى آن ، (حب دنیا) است . دنیا دوستى بر دو نوع است : دنیاى ممدوح و دنیاى مذموم .

    دنـیـای ممدوح

    دنـیـایـى کـه انـسـان از آن بـراى انـسـانـیـت ، کـمـال و تـقرب به درگاه الهى استفاده مى کند و ازابـزارى کـه در اخـتـیار دارد، براى کسب سلامتى و انجام وظایف دینى بهره گیرد و به درگاه خدا راز و نیاز و تضرع نماید و نیز به صله ارحام ، مهمان نوازى یتیم نوازى و احسان به خلق خدا بپردازد، (ممدوح است ، زیرا) همه اینها عبادت است و امکانات دنیایى ، ابزار آن مى باشد.
    در قرآن کریم ، از مال دنیا به (خیر) تعبیر شده و مى فرماید:
    (کُتِبَ عَلَیْکُمْ اِذا حَضَرَ اَحَدَکُمُ الْمَوْتُ اِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصیَّةُ لِلْوالِدَیْنِ وَالاَْقْرَبینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقینَ.)
    بـراى شـمـا مـقـرر شـده اسـت کـه اگـر یکى از شما به مرگ نزدیک شد و چیزى در دنیا باقى گذاشت ، به پدر و مادر و نزدیکان وصیت کنید که از آن خیر به آنان داده شود.
    امیر مؤ منان على (ع) به مردى که دنیا را مذمت مى کرد، فرمود:
    (اَیَّهـُا الذّامُّ لِلدُّنـْیا، اِنَّ الدُّنْیا... مَسْجِدُ اَحِبّاءِ اللّهِ وَ مُصَلّى مَلائِکَةِ اللّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْىِ اللّهِ وَ مَتْجَرُ اَوْلِیاءِ اللّه .)
    اى مـذمـت کـنـنـده دنـیـا! دنـیـا... سـجـده گـاه دوسـتـان خـدا و مـحـل نـمـاز و دعـاى مـلائکـه خـدا و مـحـل فـرود آمـدن وحـى خـدا و محل تجارت اولیاء و دوستان خداوند است .

    دنـیـاى مـذموم

    دنـیـاى مـذمت شده آن است که انسان را از یاد خدا بى خبر کند. نگاه ، توجه ودلبستگى به دنیا، کـه مـوجـب غـفـلت انـسـان از خـدا و جذب به دنیا شود و فرمان خداوند را پشت سر گذارد، دنیاى نـکـوهـش شـده اسـت . اگـر انـسـان بـه مـحـبـت فـرزنـد مـشـعـوف شـود و او را از یـاد خـدا غافل کند و در فصل جهاد مانع شرکت فرزندش در جبهه شده و بگوید: من راضى نمى شوم که نور چشمم ، میوه دلم و مایه امیدم را به جبهه بفرستم ! یا آنکه خود نیز به جبهه نمى رود و از امکانات مادى خود نیز در کمک رسانى به جبهه دریغ ورزد. این ها مظاهر دنیا دوستى است که بر همگان روشن و قابل فهم مى باشد.
    رمـز مـوفقیت انسان در رویارویى با دنیا عبارت است از: شناخت مصادیق خطرهاى دنیا و شناخت راه هاى رهایى از این خطرها.

    خطرهای دنیادوستى

    انـسـان از زوایـاى مـخـتـلفى در تیررس خطرها و تهدیدات دنیادوستى قرار مى گیرد. از جمله :

    انباشته کردن ثروت 

    خداوند در قرآن کریم مى فرماید:
    (وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ اَلَّذى جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ)
    واى برکسى که در مقام عیب جویى و نقل آن باشد. (هرچند با اشاره و کنایه مرتکب آن شود.) واى بر کسى که مال و ثروتى را انباشته کند و آن را شماره نماید.
    گاهى انسان مالى را به دست مى آورد، ولى آن را انباشته نکرده و (به طور صحیح)  هزینه مى نـمـایـد. ولى آن کـه بـیـش از مـقـدار نیاز، ثروت جمع کند و پیوسته آن را شمارش نماید، چنین انـسـانـى ، مـورد نـظـر ایـن آیـه شـریـفـه اسـت کـه : اگـر عـاشـق پـول و مـال گـردد، بـه شـدت در مـعـرض خطر قرار مى گیرد. دنیا باید (وسیله)  باشد نه (هـدف) ! وسـیـله براى کمال انسان است مال باید وسیله اى براى تاءمین هزینه هاى زندگى و انـجـام کـارهـاى خـیـر و رفـتـن بـه امـاکـن زیـارتـى بـاشـد. امـام گـاهـى بـه پـول و دنـیـا بـه نـظـر هـدف و اصـالت نـگـریـسـتـه مـى شـود. پول را براى پول دوست دارد:
    (یَحْسَبُ اَنَّ مالَهُ اَخْلَدَهُ)
    گمان مى کند که این پول ها، ماندنى است و او را جاودانه خواهد نمود.
    (کَلاّ لَیُنْبَذَنَّ فِى الْحُطَمَةِ)
    خیر! روز دیگرى را نیز در پیش دارد. روزى که او را در (حطمه)  مى اندازند.
    (وَ ما اَدْریکَ مَاالْحُطَمَةُ. نارُاللّه ...)
    و تو چه دانى که (حطمه)  چیست ؟ آتش خدا.
    در همه قرآن ، یک مورد (نار) به طور مستقیم با (اَللّه)  آمده است . همان طور که (جَنَّة)  نیز در یک آیه به عنوان (جَنَّتى)  نازل شده است . نارُ اللّه ، نشان از سوزندگى خاص آتش خدا و جـَنَّتـى نیز حاکى از لذّت بى نظیر و خاص آن است . بهشت (درجات)  دارد و آتش نیز داراى (درکـات)  اسـت . انـسـانـى کـه هـمـه تـلاش او انـبـاشـتـه کـردن پول است ، چنین سرنوشتى در انتظار اوست . چقدر زشت است که انسان ، اشرف مخلوقات ، اسیر دنـیا شود. در حالى که خداوند دنیا را براى انسان خلق کرده است . چنین انسانى که تلاش او در ثـروت انـدوزى خـلاصه شده است ، به (نارُاللّه)  مى سوزد، آتشى که برافروخته است ، و عمق دل را مى سوزاند.

      چشم دوختن به دنیا: امیر مؤ منان على (ع) درباره بیعت شکنان فرمود

    کـَاَنَّهـُمْ لَمْ یـَسـْمـَعـُوا اللّهَ سُبْحانَهُ یَقُولُ: (تِلْکَ الدّارُ الاَّْخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوّاً فِى الاَْرْضِ وَ لا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ).
    انـگـار آنـان نشنیده اند که خداى سبحان فرمود: آن خانه آخرت را براى کسانى که در زمین اراده برترى طلبى و فساد نمى کنند، قرار دادیم و عاقبت نیک از آنِ پرهیزکاران است .
    بـَلى ! وَاللّهِ لَقـَدْ سـَمـِعـُوهـا وَ وَعـَوْهـا وَ لکـِنَّهـُمْ حـَلِیـَتِ الدُّنـْیـا فـى اَعـْیـُنـِهـِمْ وَراقـَهـُمـْ زِبْرِجُها.
    آرى ! بـه خـدا سـوگـنـد! آنـان ایـن آیـه را شـنـیـدنـد و آن را دریـافـت کـردنـد. ولى دنـیـا در مقابل چشم آنان زینت شد و به آن خیره و دلباخته شدند.
    و هـمه چیز را فراموش کردند و انسانیت آنان مسخ گردید. آنان که فجایع عظیم عاشورا را به وجـود آوردند، انسانیت آنان مسخ شد و ذرّه اى در آنان باقى نمانده بود. این چه عنصرى است که بـه طـمـع آن ، دو طفل حضرت مسلم (ع) را با آن وضع دلخراش در برابر یکدیگر به شهادت مى رساند؟!
    روزى ضرار بن حمزة الضبائى ، از یاران امیر مؤ منان على (ع) بر معاویه وارد شد. معاویه از او چنین خواست : حالات مولایت على را براى من تعریف کن !
    ضرار به تبیین صفات و حالات امیر مؤ منان على (ع) پرداخت از جمله گفت : امیر مؤ منان على (ع) درحالى که مثل مارگزیده به خود مى پیچید، مى گفت :
    (یا دُنْیا! یا دُنْیا! اِلَیْکَ عَنّى !)
    دنیا! از من دور شو!
    (اَبى تَعَرَّضْتِ؟!)
    آیـا اکـنون به سراغ من آمده اى ؟! (حالا همه را گمراه نموده و آنان را به چاه انداخته اى ، اکنون نوبت من رسیده است ؟)
    یادمان باشد، اگر به برکت نظام مقدس جمهورى اسلامى ایران ، قدرت و مقامى به دست ما آمده است ، این زمزمه ها را همواره با خود داشته باشیم که :
    دنیا! اکنون با این میز و صندلى نوبت من شده است که مرا گمراه کنى تا علاوه بر برخوردارى هـاى مـادى از مـوقـعـیـت خـدمـتـى خـود و امـکـانـات دولتـى ، حـتى در زیارت حج و عمره نیز از بیت المال سوء استفاده کنم ؟!
    دنـیـا! بـه مـن نـدا مـى دهـى کـه : اى بـى عـرضـه ! هـمـه در حال استفاده از امتیازات هستند و تو مانده اى ؟! تو چه چیزى از دیگران کمتر دارى ؟!
    بـرادران عـزیـز! هـمـه مـا بـایـد فـرض کـنـیـم کـه : هـمـه صـاحـبـان پـُسـت و مـقـام ، در حـال سـوء اسـتـفـاده هستند. مبادا شیطان ما را فریب دهد و ما را نیز گمراه نماید! شکرِ خدا را به جاى آورید که : اَلْحَمْدُ لِلّه ، من از آنان نیستم و تو را سپاس مى گویم !
    بـعـضى مى پرسند: دیگران استفاده مى کنند چرا من خود را محروم کنم ؟! عجب ! شما بگویید: آى بدبخت هایى که از حدّ خود تجاوز کرده اید! شکر خداى را که من از حدّ خودم فراتر نرفته ام و از تو مى خواهم که پیوسته مرا به این حال حفظ نمایى !
    با تمسک به سیره امیر مؤ منان (ع)، شما نیز به دنیا بگویید:
    اَبـى تـَعـَرَّضـْتِ؟! حـالا نـوبـت گمراه کردن من شده است ؟ سپس امیر مؤ منان (ع) فرمود: اَمْ اِلَىَّ تَشَوَّقْتِ؟ لا حانَ حِیْنُکِ! بالاتر آنکه تشویق کننده من شده اى ؟ آن زمان که مرا هلاک کنى ، هرگز فرا نرسد!

    شکل نگاه کردن به دنیا

    امـیـر مـؤ مـنـان عـلى (ع) در دو جـمـله کـوتـاه و بـسـیـار بلند در مورد شکل نگاه کردن به دنیا فرمود:
    (مَنْ اَبْصَرَ بِها بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ اَبْصَرَ اِلَیْها اَعْمَتْه
    کسى که به چشم بیناطلبى به دنیا بنگرد، دنیا او را بینا خواهد کرد.
    اى دل عبرت بین ، از دیده نظر کن هان
    ایوان مدائن را، آیینه عبرت کن
    آنکه چشم به دنیا بدوزد، دنیا او را (کور) مى کند. دنیا به وسیله : ریاست ، مقام ، نمایندگى ، ریـاسـت جـمـهـورى ، اسـتـانـدارى ، مـقـام وزارت ، پـول و ثـروت و خـودروهـاى آخـریـن مدل انسان را (کور) مى کند.
    د ـ تزیینات دنیا: شیطان در همان روز اول ، به هنگام رانده شدن ، جمله اى به درگاه الهى گفت که با آن ماهیت خود را افشا کرد:
    (لاَُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِى الاَْرْضِ وَ لاَُغْوِیَنَّهُمْ اَجْمَعینَ).
    به طور حتم ، من اوّل گناه را در نظر مردم زینت مى دهم و به طور حتم ، همگان را فریب مى دهم .
    پـس اگـر انـسـان بـه آرایش و تزیین ظاهرى توجه کند و بداند که آن ، ظاهرى بیش نیست ، در حفظ او از خطر بسیار مؤ ثر است .
    اگـر مـا دنـیـا را آن گونه ببینیم که شیطان پیوسته آن را در نظر ما زینت مى کند و پُست ها و مـقـام هـا و ثـروت هـا را در نظر ما پیراسته نشان مى دهد، واقعیت آن همان است که قرآن کریم مى فرماید:
    (اِعـْلَمـُوا اَنَّمـَا الْحـَیـواةُ الدُّنـْیـا لَعـِبٌ وَ لَهـْوٌ وَ زیـنـَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِى الاَْمْوالِ وَالاَْوْلادِ کـَمـَثـَلِ غـَیْثٍ اَعْجَبَ الْکُفّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَریهُ مُصْفَرّاً ثُمَّ یَکُونُ حُطاماً وَ فِى الاَّْخـِرَةِ عـَذابٌ شـَدیـدٌ وَ مـَغـْفـِرَةٌ مـِنَ اللّهِ وَ رِضـْوانٌ وَ مـَا الْحـَیـوةُ الدُّنـْیـا اِلاّ مـَتـاعـُ الْغُرُورِ.)
    بـدانـیـد کـه زنـدگـانـى دنـیـا به حقیقت بازیچه و عیاشى و آرایش و خودستایى با یکدیگر و حـرص در افـزونـى مـال و فـرزنـدان اسـت . مـثـل بـارانـى کـه بـه مـوقـع بـبـارد و بـه دنـبـال آن گـیـاهـى در زمـیـن بـروید و کفار دنیاپرست را به شگفت آورد. سپس زرد و خشک شده و بپوسد و در عالم آخرت ، دنیاطلبان را عذاب سخت جهنم و مؤ منان را آمرزش و خشنودى نصیب است و بدانید که دنیا جز متاع فریب و غرور چیزى نیست .
    بـنـابـرایـن ، دنـیـا مثل باران بهارى است که سرزمین ها را سرسبز مى کند ولى با فرارسیدن فـصـل پاییز و زمستان ، به زودى رو به زردى گراییده و از بین مى روند. آرى ! این ماهیت دنیا است . فریب آن را نخورید! کدام پُست و مقام براى صاحب آن وفادار ماند؟ کدام یک از آنها براى انـسـان بـاقـى مـانـد؟ کـدام یـک از اُنـس هـا بـاقـى مـانـد و تـبـدیـل بـه فـراق نـشـد؟ دلبـسـتـگـى هـاى بـه زن و فـرزنـد و...، پـس از چـشم به هم زدنى تبدیل به زیر خاک رفتن و ورود به خانه وحشت و غربت شد. وارد شدن به جریانى که امیر مؤ منان على (ع) فرمود:
    (فَأِنَّ اَمامَکُمْ عَقَبَةً کَؤُوداً.)
    گردنه هاى صعب العبور در پیش رو دارید.
    ماهیت دنیا را باید از لابلاى زینت ها بیرون کرده و آنگاه به جلوه هاى دنیا بنگریم .
    به مصر رفتم و آثار باستان دیدم
    به چشم ، آنچه شنیدم ز داستان ، دیدم
    تو کاخ دیدى و من خفتگان در دل خاک
    تو نقش قدرت و من نقش ناتوان دیدم
    تو تخت دیدى و من بخت واژگون از تخت
    تو صخره دیدى و من سُخره زمان دیدم
    تو عکس دیدى و من گردش جهان در عکس
    تو شکل ظاهر و من صورت نهان دیدم
    تو شکل ظاهر و من صورت نهان دیدم
    تو صورت دیدى و من سیرت دیدم
    تو چشم دیدى و من دیده حریصان باز
    هنوز در طمع عیش جاودان ، دیدم
    تو تاج دیدى و من بخت رفته بر تاراج
    تو عاج دیدى و من مشت استخوان دیدم
    فـردى کـوبـه درِ مـنـزل امیر مؤ منان على (ع) را کوبید و ظرفى سربسته و حلوایى را به آن حضرت هدیه کرد. امام (ع) با مشاهده آن ، متوجه هدف سوء او شد. فرمود:
    (اَصِلَةٌ اَمْ زَکاةٌ اَمْ صَدَقَةٌ؟ فَذلِکَ مُحَرَّمٌ عَلَیْنا اَهْلَ الْبَیْتِ.)
    آیـا ایـن هـدیـه اسـت یـا زکـاة و صـدقـه ؟ کـه زکـاة و صـدقـه بـر مـا اهل بیت حرام است .
    (فَقالَ: لا ذا وَ لا ذاکَ. وَ لکِنَّها هَدِیَّةٌ.)
    ـ صدقه و زکاة نیست . بلکه هدیه است .
    فَقُلْتُ: هَبِلَتْکَ الْهَبُولُ! اَعَنْ دینِ اللّهِ اءَتَیْتَنى لِتَخْدَعَنى ؟
    ـ مادرت در عزاى تو گریه کند! آمده اى که من را از دین حق منحرف کنى ؟!
    اءَمُخْتَبِطٌ اَمْ ذُو جِنَّةٍ اَمْ تَهْجُرُ؟
    ـ آیا درک نکرده و نمى فهمى ؟ یا دیوانه اى ؟ یا هذیان مى گویى ؟!
    وَاللّهِ لَوْ اُعـْطـیتُ الاَْقالیمَ السَّبْعَةِ بِما تَحْتَ اَفْلاکِها عَلى اَنْ اءَعْصِىَ اللّهَ فى نَمْلَةٍ اَسْلُبُها جِلْبَ شَعیرَةٍ ما فَعَلْتُهُ.
    ـ بـه خـدا سـوگند! اگر هفت اقلیم با آنچه در زیر آسمان آن است ، به من بدهند که یک پوست جو از دهان مورچه اى بگیرم ، آن را انجام نمى دهم .
    نـکـتـه قـابـل تـوجه ، نگاه اول امیر مؤ منان (ع) به ظرف است که به شدت مورد تنفّر حضرت واقع مى شود. ظاهر آن شیرینى است ولى باطن آن ، با نگاه بصیر امیرمؤ منان (ع) این چنین است :
    (کَاَنَّما عَجِنَتْ بِرِیقِ حَیَّةٍ اَوْ قَیْئِها)
    ـ مانند این که با آب دهن یا قى شده مار خمیر شده بود!
    آرى ! ایـن ظـرف شـیـرینى ، آن گونه در نظر من بود که (گویى)  با زهر مار همراه است ! آیا انـسـان بـه عـسـل مـسـمـوم رغـبـت مـى کـنـد یـا از آن گـریـزان اسـت ؟ هـمـه دنـیـاى مـذمـوم ، عسل مسموم است . سمّ آن را ببین ! ظاهر آن را نبین ! شیطان همواره تزیین مى کند. پس ظاهر دنیا، ما را فریب ندهد.
    واى بر آن کسى که پُست هاى دنیا را به خاطر (پُست)  بخواهد! حرام باد به نماینده اى که بـراى عـنـوان (نـمـایـندگى)  مى خواهد پا به مجلس بگذارد! چنین کسى در واقع نماینده مردم نیست . ولى اگر به تصور انجام خدمتى باشد، عیبى ندارد.

     درمان

    پـیـامـبر و امامان معصوم (ع)، همان طور که نسبت به خطرها و دام هاى گسترده شده در پیش ‍ پاى انسان هشدار مى دهند، راه هاى رهایى و درمان آنها را نیز نشان داده اند. از جمله :

     توجه به ماهیت زندگى دنیا

    یکى از راه هاى رهایى ، توجه به ماهیت زندگى دنیا است . ضرار بن حمزه در وصف امیر مؤ منان (ع) نزد معاویه گفت :... امام در ظلمت شب ، در محراب عبادت ایستاده بود. محاسن خود را به دست گرفته بود. [این حالت براى شرایطى است که انسان قصد ناله و ضـجـه در درگـاه الهـى را دارد.] و بـه پـیـشـگـاه الهـى تـضـرع مـى کـرد و مـثـل مـارگـزیـده بـه خـود مـى پـیـچـیـد و آرام نـداشـت و هـمـانـنـد دل شـکـسـتـه و مـادر جـوان مرده ، گریه مى کرد و مى گفت : اى دنیا! اى دنیا! از من دور شو! به سـوى مـن نـیـا! بـه سـراغ مـن آمـده اى ؟! دل بـه مـن بـسـتـه اى کـه مـن بـه تـو دل بـنـدم ؟! زمـان هـلاکـت مـن بـه دسـت تـو فـرا نـرسـد! دیـگـرى را گول بزن ! من به تو نیازى ندارم ! من تو را سه طلاقه کرده ام و بازگشتى در آن نیست ! امیر مؤ منان (ع) فرمود:
    (فَعَیْشُکِ قَصیرٌ. وَ خَطَرُکِ یَسیرٌ. وَ اءَمَلُکِ حَقیرٌ.)
    پس زندگانى در تو کوتاه ، اهمیت و قیمت تو بسیار کم و آرزوى تو پَست است .
    حـیـف اسـت کـه انـسـان ، ابـدیـّت را بـراى چـنـد لحـظـه دنـیـا از دسـت بـدهـد. آن کـه بـه دنـیـا دل مى بندد، نشان از ارزش بسیار کم و کوچک خود دارد.
    (آهِ مِنْ قِلَّةِ الزّادِ وَ طُولِ الطَّریقِ وَ بُعْدِ اْلسَّفَرِ وَ عَظیمِ الْمَوْرِدِ. )
    باید در دنیاى محقر، این فریاد را برآورد که : واى بر آن که توشه آخرتش کم باشد! اگر الا ن عزرائیل فرمان رحیل دهد، چه به همراه داریم ؟ واى که راه بسیار طولانى در پیش ‍ است . اما ره تـوشـه بـسـیـار کـم اسـت . بـه جـایـگاه هاى بسیار خطرناک وارد مى شویم . ورود به قبر، خـطـرنـاک اسـت ! بـه خدا سوگند، سؤ ال در قبر وحشتناک است ! وحدت و غربت در قبر خطرناک است ! عالَم برزخ ، عالَم تنهایى است . عالَم قیامت ، ترس ها دارد! یا اللّه ! بر همه ما رحم کن !
    اگر عاقل باشیم توجه به این حقایق ، موجب مى شود که دل به دنیا نبندیم .

     توجه به پیامدها

    یکى دیگر از راه هاى جذب نشدن به دنیا، توجه به پیامدهاى آن است . امیر مؤ منان (ع) فرمود: مردم با فشار و اصرار مرا وادار به بیعت کردند و دست مرا گرفته و دراز کـردنـد و بـا مـن بـیـعـت نـمودند و گفتند: یا على ! چاره اى نیست . باید بپذیرى ! و بدین تـرتیب ، با من بیعت کردند. اکنون که خلیفه شده ام و به انجام وظایف قیام کرده ام ، همین افراد با من به مخالفت برخاستند.
    نَکَثَتْ طائِفَةٌ.
    طایفه اى [همان طلحه و زبیر که پیشاپیش اصرار کنندگان بودند] کارشکنى کردند.
    وَ مَرَقَتْ اُخْرى .
    عدّه دیگرى [خوارج نهروان ] با سرعت از جمع ما جدا شدند.
    وَ قَسَطَ اخِرُونَ.
    و گروه دیگر [قاسطین و اطرافیان معاویه ] راه خلاف حق را پیش گرفتند.
    آنان گویا کلام خدا را نشنیدند که فرمود:
    (تـِلْکَ الدّارُ الا خـِرَةُ نـَجـْعـَلُهـا لِلَّذیـنَ لا یـُریـدُونَ عـُلُوّاً فـِى الاَْرْضِ وَ لا فـَسـاداً وَالْعـاقـِبـَةُ لِلْمُتَّقینَ.)
    بـا نـگـاهـى بـه سـرنـوشـت اسـلام و امـت پـیـامـبـر درمـى یـابـیـم کـه ایـجـاد تزلزل در حکومت علوى و سپس براندازى آن و شهادت امیر مؤ منان (ع) و نیز آنچه بر امام حسن و امام حسین (ع) گذشت ، ریشه در (دنیا دوستى)  داشت .
    به خدا سوگند، من و شما نیز اگر شیفته دنیا شویم ، خداى ناکرده ، همان سرنوشت در انقلاب اسلامى نیز تکرار خواهد شد! زیرا دنیا دوستى ، پایه هاى حکومت را مى لرزاند.
    پس توجه به پیامدهاى دنیادوستى ، از راه هاى درمان آن محسوب مى شود.

     ناتوانى توانمندان

    از پیامدهاى دنیادوستى ، ایجاد رخنه و ناتوانى در نیروهاى پرتوان و سلحشور سپاه اسلام است . رزمندگانى که با تشویق پیامبر اکرم (ص) در میدان نبرد حضور یافتند، یک نفر از آنان با ده نفر از کفار برابرى داشت . ولى اکنون :
    (اَلاَّْنَ خـَفَّفَ اللّهُ عـَنـْکـُمْ وَ عـَلِمَ اَنَّ فـیـکـُمْ ضـَعـْفـاً فـَإِنْ یـَکـُنْ مـِنـْکـُمْ مـِاءَةٌ صابِرَةٌ یَغْلِبُوا مِاَتَیْنِ.)
    یـکـبـاره آن هـمـه خـداوند شما را سبک کرد و دانست که ضعفى در میان شما پدید آمد. زیرا فرهنگ قـرآن و عـشـق بـه شهادت ، اندک اندک از دل شما بیرون شد و دنیادوستى جایگزین آن گردید. مـرحـوم عـلامـه طـبـاطـبـائى (ره)  در ایـن بـاره مـى فـرمـایـد: ایـن آیـه ، در شـرایـطـى نازل شد که مسلمانان پیروزى هاى بزرگى به دست آوردند ولى در کنار آنها، غنائم به آنان روى آورد و شـیـفـتـه غـنـیـمـت و طـلا و مـقـام شـدنـد. در نتیجه قدرت یک رزمنده در برابر ده نفر، تبدیل به یک نفر در برابر دو نفر شد!
    بنابراین ، توجه به پیامد ایجاد رخنه دنیادوستى در صفوف سلحشوران اسلام ، از راه هاى مؤ ثر در رهایى از این دام فریبنده است .



    سید ::: یکشنبه 86/7/15::: ساعت 1:19 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    <   <<   11   12   13   14   15      >
    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 3
    بازدید دیروز: 26
    کل بازدید :1093358

    >> درباره خودم <<
    سید - ولایت
    سید
    نه شکوفه ای نه برگی نه ثمر نه سایه دارم همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    سید - ولایت

    >>آرشیو شده ها<<

    >>لینک دوستان<<
    رهبری
    ریاست جمهور
    رجانیوز
    افشا گری
    افشا گری
    بیداری 57
    خاتمی نیوز
    مسعود ده نمکی
    طنز های سیاسی (اکینا)
    مرکز اسناد انقلاب اسلامی
    نوشته های یک کج و معوج
    گذری بر سیاست خارجی
    نوشته های یک روزنامه نگار
    نشریه دانشجویی ایران 1404
    جوانان عدالتخواه و تحولگرا
    دولت اسلامی-اعجاز نهم
    مصائب احمدی نژاد
    علیرضا احمدی نژاد
    روزنامه دانشجویی
    بچه های سوم تیر
    خبرنگار مسلمان
    سهیل کریمی
    دست گرم تو
    نسل خمینی
    فصل آگاهی
    خاکریزیسم
    عقل سرخ
    حریم یاس
    صدای ما
    عطشان
    شب بو
    تا آخر
    نگرانی
    بحر
    دیده بان
    مهراوه من
    روزنتیگ های ...
    آرمانشهر
    فارس
    خمینیسم
    کیان
    سیطره
    نسل بیدار
    ققنوس
    خبرهای ضد اسلامی و ضد ایرانی
    تحلیل سیاسی
    موسسه پژوهش های سیاسی
    روز نوشت های دانشجوی مسلمان
    بیم موج
    عدالت جو
    محراب اندیشه
    سپهر نیوز
    مهر
    انصار نیوز
    جهان نیوز
    نادر گنجی
    نو اندیش
    نوسازی
    الف
    واژگون
    بسیج جهانی
    رایگاه
    قاسم
    شیعه
    قدس
    خدمت
    عصر ایران
    این روزها
    دریچه

    رهپویان وصال
    تابناک
    این روز
    تیک نیوز
    عیاران
    دیدار
    گل آقا
    موج
    واحد مرکزی
    رسا
    شانا
    خبرنگاران
    اسراء
    پانا
    آفتاب
    نوروز
    ایرنا
    برنا
    بولتون
    قطره
    جامعه
    majlese8
    hawzah
    jameeh
    mellat.majlis
    parlemaneh8
    partosokhan
    مستقل
    عدالتخواهی
    نقطه
    انصار حزب الله
    تدوین مطالعات
    اصولگرایان
    شریف


    >>لوگوی دوستان<<


    >>لیست تمام یادداشت ها<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >> پیوندهای روزانه <<