متن کامل سخنرانی رییس جمهور در دانشگاه کلمبیا
رییس جمهوری اسلامی ایران بابیان اینکه بسیاری از فجایع بشری وقتی اتفاق میافتد که علم عالمان در خدمت ظالمان قرار گیرد، تصریح کرد: متاسفانه در جهان امروز قدرتمندان زورگو بسیاری از عالمان و علوم مختلف را در اختیار خویش گرفتهاند تا ملت ها را چپاول کنند و همه فرصتها را در انحصار خود بگیرند.
متن کامل سخنرانی دکتر محمود احمدی نژاد در جمع دانشگاهیان دانشگاه کلمبیا که بعد از ظهر دوشنبه به وقت محلی انجام شد؛ به شرح زیر است:
رییس محترم و دانشگاهیان عزیز، اساتید و دانشجویان
ابتدا سلام عرض میکنم و خداوند عزیز حکیم را شاکرم که توفیق حضور در یک محیط علمی و در جمع جویندگان حقیقت و پژوهشگران عرصه علم و معرفت را عنایت فرمود.
میخواهم در این جلسه ارزشمند درباره ارزش علم و عالم با شما سخن بگویم.
اساتید و علما، چراغ های فروزانی هستند که هر کدام در عرصه، نورافشانی و وادیهای تاریک و مبهم را روشن میکنند و بشر را از سردرگمی و جهل نجات می دهند.
کلیدهای فهم واقعیت های جهان در دست دانش پژوهان و معرفت جویان است.
عرصههای کشف نشده و عوالم ناپیدا و علوم دست نیافته اندازه ندارد و پنجرههای بسته با مجاهدت و تلاش عالمان به سوی حقایق گشوده میگردد.
با هر تلاش دریچهای باز میشود و حقیقتی مکشوف میگردد.
در هر زمان که شان رفیع علم و معرفت محفوظ مانده و عالمان و محققان با احترام و تکریم مواجه بودهاند بشر گام های بلندی در تعالی و کمال مادی و معنوی برداشته است و بالعکس در هر دوره که علم و عالم مغضوب و منفور بودهاند، آن دورهها در تاریخ بشر، تاریک بوده و بشریت در زندان جهل و غفلت خود محبوس مانده است.
اگر فطرت بشر که رمز تداوم حقیقت جویی و تلاش برای کشف حقایق است نبود، انسان در اسارت جهل باقی میماند و راههای سعادت بشر مفتوح نمیشد. فطرت ودیعه ماندگار خداوند تعالی در نهاد انسان است.
همان خدایی که بشریت را به جهان آورد و معرفت را اولین و بزرگترین هدیه خویش به او معرفی کرد تا بشر بتواند او را بشناسد.
در داستان حضرت آدم (ع) محاجهای بین ملائکه و خداوند در گرفت . آنان بشر را موجودی سفاک و ماجراجو پنداشتند و به خداوند اعتراض کردند، پاسخ این بود من میدانم چیزی را که شما نمیدانید. آن گاه خداوند حقایق عالم را به آدم آموخت و او به فرمان خدا آنان را بر ملائکه عرضه کرد.
آنان از درک حقایق عاجز ماندند و سپس خداوند فرمود نگفتم من عالم غیب آسمان ها و زمین هستم، این چنین بود که آدم مسجود ملائکه شد.
در ماموریت همه انبیاء الهی سخن اول تلاوت آیات و نشانههای حق و تعلیم کتاب و حکمت همراه با تزکیه و پاکی بوده است و در مورد حضرت عیسی آمده است: "ویعلمه الکتاب و الحکمه و التوریه و الانجیل و رسولا الی بنی اسرائیل انی قدجئتکم بایه من ربکم"
یعنی به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل میآموزد و او پیامبر به سوی بنی اسراییل است به راستی که من از جانب خدا نشانهای آوردهام.
قران کریم سوره آل عمران اولین کلامی که بر پیامبر اسلام نازل شد دستور به خواندن بود.
اقرا باسم ربک الذی خلق (بخوان به نام پروردگارت که خلق کرد) و در ادامه فرمود اقرا و ربک الاکرم(بخوان به نام پروردگارت که گرامیترین است) الذی علم بالقلم علم الانسان مالم یعلم (او که با قلم آموخت و آموخت به انسان آنچه را نمیدانست(
ملاحظه میفرمایید که در چند آیهای که اول بار بر پیامبر اسلام نازل شد بحث از قرائت ، تعلیم و قلم است و این آیات خداوند را به عنوان معلم انسان معرفی میکند معلمی که به انسان هر چه را که نمیدانست آموخت.
در بیانی دیگر رسالت پیامبر اسلام را این طور بیان میفرماید که او کسی است که از بین مردم عامی پیامبری را از خودشان برانگیخت تا آنان را از آلودگیهای فکری و اعتقادی و اخلاقی پاک کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد.
تمام سخن و پیام انبیاء الهی عبور دادن انسان از تاریکیهای جهل ، غفلت خرافه ، اخلاق ناصواب و اندیشههای نادرست به سوی علم، معرفت، نور و اخلاق صحیح است.
علم را به نور معنا و تعریف کردهاند ، علم یعنی روشنایی و علم حقیقی علمی است که بشر را از گمراهی نجات دهد و نافع به حال او باشد.
در یکی از تعابیر بلند آمده است که علم نوری است که خداوند در قلب کسانی که بخواهد میافکند.
در این بیان علم هدیهای الهی و قلب جایگاه این هدیه معرفی شده است.
اگر قبول کنیم که علم به مفهوم نور است آنگاه دایره آن از حوزه علوم تجربی فراتر میرود و هر حقیقت پیدا و پنهانی را شامل میشود.
یکی از ستمهای بزرگ به علم ، محدود کردن دایره آن به علوم تجربی بوده است درحالی که گستره علم بسیار وسیعتر است . حقایق عالم محدود به حقایق مادی نیست و ماده سایهای از حقیقت بالاتر است و خلقت مادی تنها یک طبقه از خلقت عالم ، است.
انسان نمونهای از خلقت است که جمع ماده و روح است و روح و جوهر انسانی بر مادیت و جسم او غلبه دارد.
نکته بسیار مهم دیگر ارتباط علم با پاکیزگی روح و جان و اخلاق و رفتار است. در تعلیمات انبیاء الهی یک حقیقت همواره باید مقارن و مصاحب یعنی همیشه همراه علم باشد و آن پاکی روح و اخلاق نیکو است.
علم و معرفت با معنای وسیعی که گفتم یک حقیقت زلال و پاک است . علم روشنایی است ، کشف است و آن عالم و پژوهشگری میتواند به این حقیقت دسترسی یابد که او هم پاک و زلال باشد و اندیشههای غلط ، اوهام و خرافات و یا وابستگیهای مادی و خودخواهیها مانع او از ادراک و پذیرش حقایقی که کشف میشوند، نگردد.
دوستان عزیز، فرهیختگان ، حضار محترم
علم و معرفت آفاتی نیز دارد.
شاید بزرگترین آفت آموختن و یاددادن و اندیشه و تحقیق ، خودخواهیها و آلودگیها و وابستگیهای مادی و منافع شخصی باشد.
دلبستگیهای مادی ، انسان را در نقطه مقابل حقایق عالم قرار میدهد، انسان آلوده و وابسته در پذیرش حقیقت مقاومت میکند حتی اگر آن را پذیرفت در برابر آن تمکین و از آن تبعیت نمیکند.
بسیارند عالمانی که حقایق را میدانند اما به آن ایمان نمیآورند و خودخواهیها اجازه نمیدهد حقیقت را قبول کنند.
آیا کسانی که در طول تاریخ بشریت ، جنگها را تحمیل کردهاند از درک این حقیقت که جان و مال و ناموس و سرزمین و حقوق انسانها محترم است عاجز بودهاند یا اینکه میدانستهاند اما به آن ایمان نیاورده و در برابر آن تمکین نمیکردند.
تا قلب انسان خالی از کینه ، حسد و خودخواهی نشود، در برابر حقیقت، روشنایی و علم تمکین نمیکند.
علم نوری است که حامل آن باید پاک و منزه باشد.
اگر بشریت به بالاترین علوم مادی و معنوی دسترسی پیدا کند اما علما و دانشمندان پاکیزه نباشند آن را در خدمت بشریت قرار نخواهند داد آنگاه ممکن است چند حالت اتفاق بیافتد.
- ۱تنها بخشی از حقایق را که به نفع آنان است در اختیار مردم قرار دهند و بخشهایی از آن را کتمان کنند چنان که حتی بعضی از علمای ادیان الهی در گذشته چنین کردند. و متاسفانه امروز نیز برخیاز پژوهشگران و دانشمندان حقایقی را از مردم پنهان میکنند.
- ۲علم و عالم در خدمت منافع شخصی، گروهی و حزبی قرار گیرد معالاسف در جهان امروز قدرتمندان زورگو بسیاری از عالمان و علوم مختلف را در اختیار خویش گرفتهاند تا ملتها را چپاول کنند و همه فرصتها را در انحصار خود بگیرند. شما میبینید:
- با استفاده از ابزار و شیوههای علمی ملتها را فریب میدهند. اقدامات خود را توجیه میکنند، برای آنان دشمنان فرضی و فضای ناامنی و ترس ایجاد می کنند تا به نام مبارزه با ناامنی و تروریسم همه امور را تحت کنترل خود بگیرند.
آزادیهای فردی و اجتماعی ملت خود را نیز نقض میکنند و حتی به حریم خصوصی افراد هم احترام نمیگذارند ، تلفنها را شنود و رفت و آمدها را کنترل و ناامنی روانی ایجاد میکنند و با استفاده از چنین فضایی اقدامات جنگطلبانه خود در نقاط مختلف دنیا را توجیه میکنند.
- با استفاده از شیوهها و برنامه ریزیهای علمی و دقیق ، فرهنگهای بومی را که حاصل هزاران سال تلاش، تعامل و خلاقیت و هنرورزی ملت هاست مورد حمله قرار میدهند.
تلاش میکنند با نابودی آن ، مردم را بیهویت و رابطه آنان را با تاریخ و ارزش های خود قطع نمایند. با القاء خصلت ها و روش هایی که ملت ها را به ذلت تقلید و مصرف گرایی، سلطه پذیری، ترس، احساس حقارت و ناتوانی می کشاند زمینه را برای به یغما بردن منابع مادی و معنوی آنان فراهم می- کنند.
- ساخت بمبها و سلاح های مخرب اتمی ، میکروبی و شیمیایی نتیجه دیگری از دست اندازی قدرت های بزرگ به ساحت علم و تحقیق است.
- اگر نبود همکاری برخی از عالمان و محققان نسل های مختلف بمبهای اتمی و میکروبی، شیمیایی و نوترونی تولید نمیشد.
آیا سلاح های مزبور برای دفاع از امنیت جهانی است؟ برافراشتن چتر تهدید دائمی اتمی چه دستاوردی برای بشریت دارد؟
اگر جنگ اتمی بین قدرت ها رخ دهد چه فاجعه بشری اتفاق خواهد افتاد.
آثار تشعشعات بمبهای ناکازاکی و هیروشیما در نسلهای جدید مردم آن مناطق هم دیده میشود و معلوم نیست تا چند نسل دیگر ادامه خواهد داشت.
آثار تشعشعات اورانیوم ضعیف شده مصرفی در ابتدای جنگ در عراق روی مردم می تواند محل مطالعه و تحقیق باشد.
این فجایع بشری وقتی اتفاق میافتد که علم عالمان در خدمت ظالمان قرار گیرد.
دانشگاهیان محترم
خداوند ، پاکان، پیامبران و صالحان را شایسته دریافت علم و معرفت قرار داد چون میدانست علم هم نور و هدایت و ابزار خدمت به بشریت است و هم میتواند حجاب و سلاحی علیه بشریت باشد، از این رو سفارش فرمود که آموختن با پاکی و صداقت همنشین باشد .
در رسالت پیامبران ، هم پالایش و تزکیه و زدودن خودخواهیها و دنیا طلبیها و هم تبلیغ کتاب و علم و حکمت را قرار داد.
اگر علم و پاکی با هم قرین شود ، هم عالم ، علم را بهتر دریافت میکند و هم مردم از علم او به درستی منتفع میشوند.
اگر تاریخ را ملاحظه کنید هرچه خوبی و خیر به بشریت رسیده است از ناحیه عالمان پاکیزه است همانها که علم و معرفت خویش را در خدمت بشریت قرار دادهاند و هدف آنان روشن کردن راه و کشف حقایق و کمک به سعادت و کمال بشریت بوده است.
این عالمان هر چه در علم جلوتر رفتهاند نسبت به مردم تواضع بیشتری داشته و از اخلاق نیکوتری برخوردار بودهاند. معمولا علمای پاک اخلاق و پاک رفتار ، رهبران فکری، معلمان اخلاق و مصلحان بشر نیز بودهاند.
همه مصلحان بشریت ابتدا عالمان و معلمان خوبی بودهاند. در روایتی از بزرگان دینی آمده است آن هنگام که عالم فاسد شود عالم به فساد کشیده میشود و اگر عالم صالح باشد عالم درست میشود.
علم دریچهای به سوی خدا و میوه آن عمل است. عالمان باید در قبال علم خود احساس مسوولیت کنند. عالمان بیعمل مانند درختان بیثمر هستند، عالمان حقیقی در برابر نابسامانیها، رنج ها و بیعدالتیها ساکت نمینشینند و علم خود را ظاهر و مردم را آگاه میسازند.
عالمان در برابر ستمگران و زورگویان بپا میخیزند و اجازهنمیدهند جاهلان دروغ بگویند و مردم را فریب دهند و حقوق آنان را ضایع کنند.
ساحت علم یک ساحت قدسی و الهی و علم امانت خداوند جهان است. ورود ناپاکان به این عرصه، ظلم به بشریت است.
قدرتمندان زورگو هم علم را به نفع مطامع خود مصادره میکنند و هم با زورگویی اجازه نمیدهند عالمان و اندیشمندان وارد عرصههایی شوند که کشف حقایق در آن عرصهها موجب رسوایی آنان میشود. این شرمآور است که قوانیی تصویب میشود که طبق آن، تحقیق در مورد برخی وقایع تاریخی ممنوع میشود و محققینی که در آن عرصهها وارد شوند مجرمشناخته و بهتحمیل زندان با پرداخت جریمه محکوم میگردند.
بزرگترین و واضحترین حقیقت جهان، خداست. همه عالم و هر چه در اوست، نشانه اوست و درعینحال باب تحقیق و مطالعه در اصل وجود خداوند همچنان باز است و کسی را به جرم مطالعه و تحقیق در بود و نبود خدا محاکمه و زندانی نمیکنند و چه بسیار کسانی که با مطالعه و تحقیق به خدای بزرگ ایمان میآورند.
در معارف اسلامی آمده است که شک مقدمه یقین است مشروط بر اینکه انسان در آن متوقف نماند لذا چه اشکالی دارد که اجازه دهند در وقایع تاریخی هم تحقیق و مطالعه شود تا ابعاد وقایع شفافتر شود.
خصلت علت جویی و سوال کردن تا ابد همراه بشر خواهد بود چرا که در غیر این صورت، کمال و پیشرفتی حاصل نخواهد شد.
تاسف دیگر از ایجاد انحصار توسط برخی قدرتهای بزرگ در ساحت علم و حتی مخالفت با پیشرفتهای علمی دیگران است.
این هم از عجایب عصر ماست که برخی قدرتهای بزرگ نمیخواهند شاهد پیشرفت ملتهای دیگر باشند و با هزار بهانه، تهمت و فشار سیاسی و اقتصادی، مانع توسعه علمی دیگران میشوند، همه اینها ناشیاز دوری آنان از ارزشهای انسانی و اخلاقی و مکتب انبیاء الهی است. آنان برای خدمت به بشریت تربیت نشدهاند.
علما و اندیشمندان محترم
خلاصه کلام این که علم و معرفت بالاترین هدیه خداوند به بشر است و فطرت کمال طلبی و حق جویی بشر همیشه او را در تکاپوی علم آموزی و کشف حقایق نگه داشته است.
علم باید با اخلاق و تزکیه همراه باشد تا هم عالم و محقق به درستی آن را دریافت کند و هم بشریت به خوبی و به درستی از آن استفاده کند، عالمان پاکیزه نه فقط چراغهای هدایت، بلکه مصلحان بشری نیز هستند.
نباید اجازه داده شود قدرتمندان زورگو به ساحت علم دست اندازی کنند، علوم را مصادره و در خدمت مطامع خود علیه بشریت بکار گیرند و یا اینکه عرصههای تحقیق را محصور و محدود کنند.
ساخت علم، ساحتی قدسی است که باید پاکیزه بماند، خداوند بر همه حقایق آگاه است و عالم و معلم و محقق را دوست دارد.
به امید روزی که عالمان صالح، حاکمان جهان باشند و مصلح کل که عالم الهی و صالح است به همراه مسیح بر جهان حکومت کنند.
]پرسش و پاسخ دکتر احمدی نژاد با استادان و دانشجویان دانشگاه کلمبیا
دکتر احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران پس از سخنرانی در جمع دانشگاهیان دانشگاه کلمبیا آمریکا، به پرسشهای آنان بهطور صریح و بیپرده و به صورت مستدل پاسخ داد. متن کامل پرسش و پاسخ دانشجویان و استادان دانشگاه کلمبیا با دکتر احمدی نژاد به این شرح است:
دانشجویی از دکتر محمود احمدی نژاد سوال کرد "آقای رییس جمهور، اظهارات شما امروز و در گذشته سوالات بسیاری را ایجاد کرده است از جمله اینکه آیا دولت شما یا خود شما به دنبال نابودی اسراییل به عنوان یک دولت یهودی هستید؟" که رییس جمهور پاسخ داد: ما همه ملتها را دوست داریم، ما با تمامی یهودیان دوست هستیم. یهودیان در ایران با صلح و امنیت زندگی میکنند. باید متوجه باشید که مطابق قانون و قانون اساسی ما، به ازای هر ۱۵۰هزار نفر جمعیت یک نماینده برای مجلس انتخاب میشود، اما جامعه یهودی که تعداد آنها در ایران یک پنجم این رقم است، یک نماینده مستقل در مجلس دارند، بنابراین پیشنهاد ما برای مسیله فلسطین پیشنهادی انسانی و دمکراتیک است.
دکتر احمدی نژاد گفت: آنچه که ما میگوییم حل این مشکل ۶۰ساله است. ما باید به مردم فلسطین اجازه بدهیم تا خود برای آینده خود تصمیم بگیرند و این کاملا بر اساس منشور سازمان ملل و اصول بنیادی آن است.
رییس جمهور با بیان اینکه ما باید به یهودیان فلسطین، مسلمانان فلسطین و مسیحیان فلسطین اجازه بدهیم تا خود ازطریق یک همهپرسی آزاد برای سرنوشت خود تصمیم بگیرند و هر چه که آنها به عنوان یک ملت تصمیم بگیرند، باید محترم شمرده شود و همگان بپذیرند، تاکید کرد: هیچ کس نباید در امور ملت فلسطین دخالت کند و هیچکس نباید تخم اختلاف بکارد. هیچکس نباید دهها میلیارد دلار تجهیزات و اسلحه به یک گروه در آنجا بدهد.
دکتر احمدی نژاد که اظهاراتش با کف زدنها و تشویق ممتد حاضران توام بود، تصریح کرد: ما میگوییم که ملت فلسطین خود باید برای آینده خود تصمیم بگیرد و حق تعیین سرنوشت خود را داشته باشند و این چیزی است که ملت ایران میگوید.
پس از اظهارات رییس جمهور یکی از حاضران گفت "ما می خواهیم پاسخ واضح به این سوال را بشنویم؛ آیا شما یا دولت شما نابودی اسراییل به عنوان یک دولت یهودی را دنبال میکند؟ اگر ممکن است بصورت بله یا خیر جواب بدهید." که دکتر احمدی نژاد خاطرنشان کرد: شما سوال کردید ولی میخواهید پاسخ را آن طور که می خواهید بشنوید، این آزادی دسترسی به اطلاعات نیست.
رییس جمهور که این جملهاش باعث تشویق حاضران شد، گفت: من تنها موضع خود را میگویم و من از شما میپرسم آیا مساله فلسطین یک مساله بینالمللی مهم است یا خیر؟ لطفا جواب بله یا خیر بدهید که سوالکننده نیز در این زمان جواب داد: بله
سپس دکتر احمدی نژاد گفت: از همکاری شما متشکرم. ما این مشکل را که ۶۰سال ادامه داشته پذیرفتیم و حال هر کس راه حلی دارد و راه حل ما انجام همهپرسی آزاد است. اگر این همهپرسی انجام شود نتایج آن را خواهید دید. اجازه بدهید که مردم فلسطین به صورت آزادانه تصمیم بگیرند که برای آینده خود چه میخواهند بکنند، بعد آنچه که شما در نظر دارید رخ خواهد داد و انجام میشود.
دکتر احمدی نژاد در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه "چرا دولت شما به تروریست ها کمک میکند؟ آیا دست از این کار برمیدارید و اجازه میدهید که ناظران بینالمللی این مساله را تایید کنند؟"، اظهار داشت: سوالی از شما دارم. اگر کسی بیاید و بمب نزدیک شما منفجر کند و رییس جمهوری و اعضای دولت را تهدید کند و اعضای سنا و کنگره را بکشد با آنها چه رفتاری دارید؟ آیا به آنها جایزه میدهید یا این که به آنها نام تروریست میدهید؟ واضح است که آنها را تروریست خطاب میکنید.
رییس جمهور خاطرنشان کرد: دوستان عزیز، ملت ایران قربانی تروریسم شده است. ۲۶ سال قبل در محلی که من کار میکردم خیلی نزدیک به محلی که من کار میکردم یک گروه تروریست، رییس جمهوری و نخست وزیر منتخب مردم را با بمب کشتند و آنها را به خاکستر تبدیل کردند. یک ماه قبل از آن تاریخ نیز در یک عملیات تروریستی دیگر ۷۲ نفر از اعضای مجلس و بالاترین مقامات کشور شامل چهار وزیر و هشت معاون وزیر در اثر این عملیات تروریستی تکه تکه شدند. ظرف شش ماه چهار هزار نفر از مردم ایران جان خود را به خاطر عملیات تروریستی از دست دادند و ترور شدند. همه اینها توسط یک گروه تروریست انجام شد و متاسفانه این گروه امروز در کشور شما تحت حمایت دولت آمریکا فعالیت میکند و بصورت آزادانه اعلامیه پخش میکند و اردوگاه آنها در عراق در حمایت دولت آمریکا است.
دکتر احمدی نژاد با بیان اینکه ملت ایران در اثر فعالیتهای تروریستی صدمه دیده و ما اولین کشوری هستیم که به تروریسم اعتراض و نیاز به جنگ با تروریسم را مطرح کردهایم، تصریح کرد: ما باید ریشههای تروریسم را مشخص کنیم و علل ریشهای آن را ریشه کن کنیم. ما در خاورمیانه زندگی میکنیم و برای ما کاملا واضح است که چه قدرتهایی تروریسم را ایجاد میکنند و از آنها حمایت کرده و تامین مالی میکنند. میدانیم که ملت ما در تاریخ همیشه دست دوستی به سوی کشورهای دیگر دراز کرده است. ما کشوری با فرهنگ هستیم. ما نیازی به تروریسم نداریم چرا که خود قربانی تروریسم هستیم.
بر اساس این گزارش، رییس جمهور سپس در پاسخ به این مطلب که "یک سری سوال در رابطه با هولوکاست مطرح شده که از زمان ۱۹۴۰در اثر اقدامات دولت نازی این واقعیتها مستند شده است. چرا شما تقاضای تحقیق بیشتر را دارید؟ به نظر میرسد که دلیلی برای این کار نباشد مگر این که سوالی درباره اصل این واقعیت مطرح باشد. آیا میتوانید بگویید چرا این تحقیق لازم است؟"، گفت: از سوال شما متشکرم، من یک دانشگاهی هستم آیا می توانید بگویید که تحقیق درباره یک پدیده برای همیشه به پایان رسیده؟ آیا میتوانیم کتابها را برای همیشه درباره یک واقعه تاریخی ببندیم؟ نظرات متفاوتی با هر تحقیق دیده میشود. چرا اصلا تحقیق را متوقف کنیم چرا باید پیشرفت علم و دانش را متوقف کنیم.
دکتر احمدی نژاد با اشاره به اینکه "شما نباید این سوال را از من بکنید. شما باید از خود بپرسید که چرا فکر میکنید که این قابل سوال است و آیا شما میخواهید جلوی پیشرفت علم و دانش را بگیرید؟" افزود: آیا در علم فیزیک چیز مطلق وجود دارد؟ ما اصولی در ریاضیات داریم که بیش از ۸۰۰سال است که به عنوان مطلق پذیرفته شدهاند ولی علوم جدید برخی از این مطلقها را رد کرده و منطقهای جدید برای ریاضیات بوجود آمده است. بنابراین ما باید به محققین و دانشمندان اجازه بدهیم هر پدیده را مورد تحقیق قرار دهند. چرا باید آنها را متوقف کنیم؟ من نمیگویم که اصلا رخ نداده، من قضاوت نمیکنم.
رییس جمهور خاطرنشان کرد: من در سوال دوم خود گفتم که فرض را بر این میگذاریم که رخ داده ولی چرا مردم فلسطین باید بهای آن را بپردازند؟ و این سوال جدی است و این مساله دو بعد دارد.
در این لحظه مجری برنامه گفت: برای تحقیقات علمی حداقل یک پایهوجود دارد. بنابراین تقاضای تحقیق در مورد حقایقی که مشخص هستند نشان میدهد که انکار آنچه که در اروپا رخ داده، مطرح میشود.
دکتر احمدی نژاد اظهار داشت: اجازه بدهید. هر چه باشد شما آزاد هستید که آنچه میخواهید از صحبتهای من برداشت کنید ولی آنچه که من بوضوح میگویم این است که در اولین سوال، من در واقع حق محققین اروپا را مطرح میکنم. در زمینه علوم و تحقیقات سوال میکنم که در آن هیچ چیزی مطلق نیست و هیچ چیزی به اندازه کافی انجام نشده است و حتی در فیزیک هم این گونه نیست.
رییس جمهور افزود: تحقیقاتی که درباره فیزیک انجام شده بیش از تحقیقات درباره هولوکاست است ولی هنوز هم به تحقیق در فیزیک ادامه میدهیم، چه اشکالی دارد که این کار انجام شود؟
دکتر احمدی نژاد گفت: این چیزی است که انسان میخواهد. آنها میخواهند به یک مساله از نقطه نظرهای مختلف نگاه کنند، دانشمندان این را میخواهند بویژه که این مساله، اساس بسیاری از تحولات سیاسی در خاورمیانه ظرف ۶۰ سال گذشته شده است.
رییس جمهور اظهارداشت: چرا آن را کاملا متوقف کنیم، شما باید دلیل موجهی برای آن داشته باشید و این واقعیت که به اندازه کافی تحقیق شده، توجیه کافی برای من نیست.
بنابراین گزارش، در ادامه جلسه از دکتر احمدی نژاد سوال شد "زنان ایران حقوق اولیه بشر را ندارند، چرا اینگونه است؟ و چرا در ایران اعدام وجود دارد؟" که رییس جمهور پاسخ داد: آزادی در ایران آزادی حقیقی است، مردم ایران آزاد هستند و زنان در ایران بالاترین سطح آزادی را دارند، ما دو معاون رییس جمهور زن داریم. در سطوح بالای تخصصی در مجلس و دولت و در دانشگاهها زنان حضور دارند. در زمینه بیوتکنولوژی و سایر زمینههای فنآوری، صدها زن دانشمند فعالانه کار میکنند.
دکتر احمدی نژاد با بیان اینکه "ملت ما آزاد است، بالاترین سطح شرکتکننده را در انتخابات دارند؛ ۸۰ تا۹۰ درصد در انتخابات شرکت میکنند که نیمی از آنان زن هستند، چگونه شما میگویید که زنان ما آزاد نیستند، آیا این تمامی واقعیت است؟"
تاکید کرد: این درست نیست وقتی که یک دولت با دولت دیگر مخالف باشد یک سری دروغ را منتشر کند تا واقعیت را طور دیگری نشان دهد.
رییس جمهور درباره بخش دوم سوال گفت: در مورد این اعدامها، دو سوال مطرح است. اگر کسی مواد مخدر وارد کشور کند و جوانان ایران، ترکیه، اروپا و آمریکا را از بین ببرد آیا به آنان جایزه میدهید؟ کسانی که جان صدها میلیون جوان را در جهان شامل ایران از بین میبرند نباید همدردی با آنها داشت. شما در آمریکا مجازات مرگ ندارید؟ دارید.
دکتر احمدی نژاد افزود: در ایران هم مجازات مرگ برای کسانی که مواد مخدر قاچاق میکنند و به حقوق مردم تجاوز میکنند وجود دارد. اگر کسی با اسلحه به خانهای برود و عدهای را بکشد و بعد گروگانگیری برای پول کند، چگونه در آمریکا با آنان رفتار میکنید؟ آیا بهآنان جایزه میدهید، آیا یک پزشک میتواند به میکروبها اجازه دهد تمامی کشور را بگیرد؟"
رییس جمهور اظهار داشت: ما قانون داریم. کسانی که حقوق مردم را با اسلحه زیر پا بگذارند و آدمکشی کنند، ناامنی ایجاد کنند، مواد مخدر بفروشند یا در سطح بالا توزیع کنند به مرگ محکوم میشوند.
دکتر احمدی نژاد با بیان اینکه درمورد زنان شاید فکر میکنید که زن بودن یک جرم است، تاکید کرد: زن بودن یک جرم نیست، زنان بهترین مخلوقات خداوند هستند، آنان مظهر مهربانی و زیبایی هستند که خداوند به آنان داده، آنان در ایران مورد احترام هستند. در ایران هر خانواده ایرانی که صاحب دختر میشود، ۱۰ برابر خوشحالتر از این میشود که صاحب پسر شود.
رییس جمهور بااشاره به اینکه زنان درایران بیش از مردان مورد احترام هستند، گفت: آنان از بسیاری از مسوولیتهای قانونی که به دوش مردان است معاف هستند. آنان مادران آینده هستند، در فرهنگ ایرانی مردان، پسران و دختران همیشه بر دست مادرانشان بوسه میزنند که نشان از احترام آنان برای زنان است و ما به این فرهنگ افتخار میکنیم.
دانشجویی از رییس جمهوری پرسید: از دیدار امروز از کلمبیا امیدوارید که چه نتیجهای بگیرید؟ از این که اجازه دیدار از محل تراژدی یازده سپتامبر به شما داده نشد چه نظری دارید؟
دکتر احمدی نژاد گفت: من مهمان شما هستم، از من دعوت رسمی شد که به کلمبیا بیایم ولی میخواهم مطلبی را بگویم. در ایران وقتی که ما کسی را به عنوان مهمان دعوت میکنیم به او احترام میگذاریم و این رسم ما است و میدانم که مردم آمریکا هم همین رسم را دارند.
رییس جمهور افزود: سال گذشته میخواستم به محل تراژدی ۱۱سپتامبر بروم و به قربانیان آن ادای احترام و با خانوادههای قربانیان ابراز همدردی کنم، ولی برنامههای ما طولانیتر شد و تا نیمه شب درگیر مذاکرات و ملاقاتها بودیم و دیدار از این محل مشکل شد. به دوستان گفتم که سال بعد این را برنامهریزی کنید تا ادای احترام کنم.
دکتر احمدی نژاد گفت: متاسفانه عدهای از گروهها واکنش شدید و بسیار بد نشان دادند. آیا این بد نیست که از ادای احترام به خانوادههای قربانیان این تراژدی جلوگیری کنند؟ از طرف من ادای احترام است. یک نفر گفت که این اهانت است و من گفتم که این ادای احترام من را میرساند چرا اینگونه فکر میکنید.
رییس جمهور افزود: با این طرز فکر چگونه انتظار دارید جهان و امور آن را اداره کنید؟ فکر نمیکنید که بسیاری از مشکلات جهان به خاطر همین نحوه برخورد با مسایل و طرز فکر است. این روش بدبینانه نسبت به بسیاری از مردم به خاطر خودخواهی، خودبینی است که باید کنار گذاشته شود تا بتوانیم به همه احترام بگذاریم و فضای دوستانه رشد کند و همه ملتها بتوانند با هم گفت وگو کنند و به سمت صلح پیش بروند.
دکتر احمدی نژاد با بیان اینکه "میخواستم درباره تراژدی ۱۱سپتامبر با خبرنگاران صحبت کنم این واقعه بزرگی بود. بسیاری از وقایع بعد از آن رخ داد، پس از ۱۱سپتامبر افغانستان اشغال شد و بعد هم عراق اشغال شد. شش سال است که منطقه ما دچار ناامنی، ترور و ترس شده است" تصریح کرد: اگر ریشههای ۱۱سپتامبر بهدقت بررسی شود و این که چرا این حادثه اتفاق افتاد و چه شرایطی منجر به آن شد و چه کسانی دقیقا در آن دست داشتند، همه متوجه میشوند که چگونه جلوی بحران عراق را بگیرند و مشکل افغانستان و عراق را با هم حل کنند.
بر اساس این گزارش، رییس جمهور در پاسخ به اظهاراتی مبنی بر اینکه "سوالاتی درباره برنامه هستهای شما وجود دارد؟ چرا دولت شما میخواهد اورانیومی را که برای ساختن تسلیحات هستهای استفاده میشود، غنی کند؟ آیا دست از این کار بر میدارید؟" خاطرنشان کرد: اول اینکه برنامه هستهای ما کاملا در چارچوب قانون کار میکند. دوم این که ما تحت بازرسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی هستیم و سوم این که این برنامه کاملا صلحآمیز است. فنآوری غنیسازی اورانیوم که در دست ما است تنها برای غنیسازی زیر پنج درصد میتواند استفاده شود. اورانیوم زیر پنج درصد تنها میتواند برای سوخت استفاده شود.
دکتر احمدی نژاد بااشاره به اینکه گزارشهای مکرر آژانس به وضوح میگوید هیچ نشانهای از اینکه ایران از برنامه صلح آمیز هستهای تخطی کرده باشد در دست نیست، تاکید کرد: ما همه میدانیم که پرونده هستهای ایران یک مساله سیاسی است و این مساله حقوقی نیست.
رییس جمهور اظهارداشت: آژانس بینالمللی انرژی اتمی فعالیتهای صلحآمیز ما را تایید کرده است و تنها دو یا سه قدرت هستند که فکر میکنند حق دارند علم و دانش را انحصاری در اختیار خود داشته باشند. آنها انتظار دارند که دولت و ملت ایران به دیگران رو انداخته و از آنها سوخت هستهای بگیرند و دانشی را که خود دارند از دیگران بگیرند و خود را کوچک کنند و البته این کشورها بعدا از دادن آن خودداری کنند.
دکتر احمدی نژاد که اظهاراتش با کف زدن حاضران تایید شد، افزود: بنابراین ما میدانیم که چه میخواهیم شما که نسل پنجم بمبهای اتمی را تولید کرده و در حال آزمایش آن هستید چه حقی دارید که اهداف صلحآمیز هستهای دیگران برای تولید انرژی را زیر سوال ببرید؟
رییس جمهور با تاکید بر اینکه ما به تسلیحات هستهای اعتقاد نداریم زیرا سلاح هسته ای بر خلاف اصول انسانی است، گفت: اجازه بدهید یک شوخی با شما داشته باشم، هر سیاستمداری که به دنبال تسلیحات هستهای باشد از نظر سیاسی دچار عقب ماندگی ذهنی است.
بنابر این گزارش، پس از این اظهارات دکتر احمدی نژاد حاضران در این نشست کف زدند و اظهارات رییس جمهور را تایید کردند.
در ادامه این جلسه از دکتر احمدی نژاد سوال شد "آیا ایران آماده گفت وگو با دولت آمریکا است؟ از این گفت وگو امید دارد که چه حاصل شود؟ چگونه مشکلات بین دولتهای آمریکا و ایران حل میشود؟" که رییس جمهور گفت: ما از اول اعلام کردهایم که آماده مذاکره باهمه کشورها با در نظر گرفتن احترام متقابل هستیم. ۲۸سال قبل وقتی که انقلاب ما موفق و پیروز شد، ما دیکتاتوری مورد حمایت غرب را کنار زدیم و دمکراسی و آزادی را به دست آوردیم. در آن زمان تنها رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی و رژیم صهیونیستی مستثنی بودند که اکنون آپارتاید از بین رفته است.
دکتر احمدی نژاد با اشاره به اینکه به دیگران در جهان میگوییم که ما خواهان روابط دوستانه و برادرانه هستیم. ملت ایران با فرهنگ و با تمدن و خواهان گفت وگو و مذاکره است، خاطرنشان کرد: ما به مذاکره و گفت وگو معتقدیم و همه مسایل میتوانند به آسانی حل شوند، نیازی به تهدید نیست، نیازی به اسلحه و بمب نیست و اگر گفت وگو کنیم نیازی به درگیری نخواهد بود. ما منطق روشنی در این مورد داریم.
رییس جمهور با تاکید بر اینکه ما نحوه اداره جهان را زیر سوال میبریم و معتقدیم روش کنونی منجر به صلح و امنیت جهان نمیشود و راهحلهایی که ما داریم بر اساس ارزشها و روابط انسانی بین کشورها است، تصریح کرد: ما آماه مذاکره با همه دولتها هستیم ولی تحت شرایطی که احترام متقابل برای هر دو طرف باشد. دیدید برای کمک به امنیت عراق سه بار با آمریکاییها صحبت کردیم و سال قبل، پیش از این که به نیویورک بیایم اعلام آمادگی کردم که در سازمان ملل با رییس جمهوری آمریکا درباره مسایل مهم بینالمللی مناظره انجام شود.
دکتر احمدی نژاد افزود: به نظر ما دولت آمریکا باید حقوق مردم ایران را برسمیت بشناسد و به تمامیت کشورها احترام بگذارد. دولت آمریکا باید رفتار گذشته را کنار بگذارد. ۲۸سال است که آنها مدام ما را تهدید کرده، به ما توهین کرده و از پیشرفتهای علمی ما جلوگیری کردهاند. شما میدانید که صدام دیکتاتور، توسط دولت آمریکا و دولتهای اروپایی در حمله به ایران حمایت شد. او هشت سال جنگ جنایتکارانه را ادامه داد و ۲۰۰ هزار ایرانی جان خود را در این جنگ از دست دادند و ۶۰۰هزار نفر نیز مجروح شدند. او از سلاحهای شیمیایی استفاده کرد و هزاران ایرانی قربانی سلاحهای شیمیایی شدند. از آن زمان ما تحت تبلیغات مختلف، محاصره اقتصادی، تحریمهای اقتصادی و سیاسی بودهایم، چرا؟ برای این که از دست یک دیکتاتور آزاد شدهایم و برای این که آزادی و دمکراسی برای خود میخواهیم.
رییس جمهور درباره دعوت از استادان و دانشجویان دانشگاه کلمبیا برای حضور در ایران گفت: همین جا از همه استادان و دانشجویان دعوت میکنم که به ایران بیایند و با دانشجویان صحبت کنند و شما رسما دعوت شدید. استادان و دانشجویان میتوانند به هر دانشگاه یا انجمن دانشجویی که بخواهند بروند. بیش از ۴۰۰ دانشگاه در کشور ما وجود دارد که میتوانید انتخاب کنید. ما به شما تریبون صحبت داده و به شما صد در صد احترام میگذاریم. از دانشجویان میخواهیم که بیایند و به حرفهای شما گوش دهند. در حال حاضر روزانه صدها گردهمایی شبیه به این در دانشگاههای ما برگزار میشود.
متن سخنرانی رییس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل
رییس محترم ، هیات های محترم نمایندگی ، خانمها و آقایان
از اینکه توانستم بار دیگر در این مجمع مهم جهانی شرکت کنم، خوشحالم و خدای بزرگ را سپاسگزارم .
در فضای پر التهاب کنونی و غلبه فریادها ، تهدیدها و تنش ها و در دورانی که تدابیر قدرتهای بزرگ از حل مشکلات ناتوان ، عدم اعتماد در عرصه های منطقه ای و بین المللی روز افزون و امنیت روانی جوامع ، تحت هجوم سنگین طراحی های تبلیغاتی و سیاسی مخدوش و ناامیدی از اثر بخشی سیاست ها و اقدامات سازمان های بین المللی در برقراری صلح و امنیت پایدار و صیانت از حقوق ملت ها رو به گسترش است ، قصد دارم به برخی چالش های مهم و اصلی امروز جهان و علل و ریشه های آن اشاره و راههای برون رفت از آنها را بررسی نمایم . از ضرورت اصلاح وضع موجود و چشم انداز امید بخش و روشن آینده، دوران تجلی همه زیبایی ها ، عشق ها و کرامت ها، برپایی عدالت و شکوفایی همه استعدادهای الهی انسان و حاکمیت خداپرستی و تحقق وعده خداوند حکیم با شما سخن بگویم. سپس موضوع هسته ای ایران را به عنوان یک واقعیت و آزمایشگاه سنجش صداقت ها وکارآمدی ها و ایستادگی ها و پیروزی ها در معرض قضاوت شما قرار دهم و در پایان پیشنهادات خود را ارایه نمایم .
دوستان و همکاران گرامی
می دانید که بشریت، امروز با چالش های مهم ، متعدد و متنوعی مواجه است که به برخی از آنها اشاره می کنم؛
1- تلاش سازمان یافته برای فروپاشی خانواده و کاهش منزلت زن
خانواده مقدس ترین و با ارزش ترین بنیاد انسانی است که به منزله کانون پاک ترین عشق ها و محبت متقابل مادران، پدران و فرزندان و محیط امن برای تربیت نسل های بشری و بستر شکوفایی عاطفه ها و استعدادها، همواره مورد احترام همه اقوام و ادیان و فرهنگ ها بوده است .
امروز شاهد یک هجمه سازمان یافته از ناحیه دشمنان انسانیت و چپاولگران اقتصادی برای فروپاشی این نهاد اصیل هستیم که با ترویج لا ابالی گری و خشونت و شکستن حریم های عفت و پاکدامنی در صدد انجام آن هستند .
وجود ارزشمند زن به عنوان مظهر جمال الهی و نقطه جوشش محبت، عاطفه و پاکی ، دردهه های اخیر دست خوش سوء استفاده گسترده اصحاب قدرت ، رسانه و ثروت شده است . در برخی از جوامع ، این وجود عزیز را در حد ابزار تبلیغاتی ساقط کرده اند و همه پرده های عفت و حریم زیبائیها و پاکی ها را شکسته اند . این یک خیانت بزرگ به جامعه بشری و نسل های متوالی و ضربه ای جبران ناپذیر به پایه انسجام اجتماعی یعنی خانواده است .
2- نقض گسترده حقوق بشر ، توسعه تروریسم و اشغالگری
امروز متاسفانه حقوق بشر به طور وسیع توسط برخی قدرت ها به ویژه از ناحیه مدعیان انحصاری آن مورد تعرض قرار می گیرد . برپایی زندان های مخفی ، ربایش افراد و محاکمه و مجازات مخفیانه و بدون رعایت معیارهای دادرسی، شنود گسترده مکالمات، بازگشایی نامه ها و احضارهای مکرر به مراکز پلیسی و امنیتی به امری عادی بدل شده است. با اعلام نظر دانشمندان و مورخان در موضوعات مهم جهانی مخالفت و آنان را محاکمه و زندانی می کنند .
به بهانه های گوناگون کشورها را اشغال و نا امنی و اختلاف ایجاد می کنند و همین ها را بهانه استمرار اشغالگری قرار می دهند . بیش از شصت سال سرزمین فلسطین به عنوان جبران خسارتی که در جنگ در سرزمین اروپا دیده اند در اشغال رژیم غیر قانونی صهیونیستی است، مردم آن آواره و یا تحت فشارهای سنگین نظامی و تحریم های اقتصادی و یا در زندانهای مخوفند .
اشغالگران حمایت و تمجید می شوند و مردم مظلوم مورد هجوم سیاسی و نظامی و تبلیغاتی قرار می گیرند . به جرم آزادی خواهی آب و برق و دارو را بر مردم فلسطینی و در شهر و دیار خودشان می بندند و با دولت بر آمده از رای آنها مخالفت می کنند . جریانات تروریستی زیر سایه سیاستمداران و نظامیان قدرتهای بزرگ سازمان می یابند و به جان و مال ملتها تعرض می کنند . با اعلام قبلی، صهیونیست های بی فرهنگ ، مردم را در خانه و شهرشان ترور می کنند و تروریست ها مدال صلح می گیرند و حمایت می شوند . از طرف دیگر عده ای از مردم یهودی را با تبلیغات دروغ و به بهانه رفاه و شغل و غذا از نقاط مختلف دنیا آواره و در سرزمین اشغالی فلسطینی اسکان می دهند و آنان را تحت سخت ترین محدودیت ها ، فشار روانی و تهدید دایمی نگه می دارند . از بازگشت آنان به وطن اصلی شان جلوگیری می کنند و با زور و تبلیغ آنان را وادار به کینه ورزی نسبت به مردم بومی فلسطین می کنند .
سرزمین عراق به بهانه اسقاط دیکتاتور و کشف سلاح کشتار جمعی اشغال می شود . دیکتاتور عراق که زمانی طولانی مورد حمایت همین اشغالگران بود می رود و سلاحی کشف نمی شود ولی اشغالگری به بهانه های گوناگون همچنان ادامه می یابد. هر روز مردم کشته ، زخمی و آواره می شوند و اشغالگران نه تنها پاسخگو و شرمنده نیستند بلکه در گزارشی ، ایجاد بازار فروش سلاح را به عنوان دستاورد لشگرکشی خود معرفی می کنند . حتی با قانون اساسی، مجلس و دولت برآمده از رای مردم عراق نیز مقابله و مخالفت می کنند و در عین حال شجاعت پذیرش و اعلام شکست قطعی خود و خروج از عراق را نیز ندارند.
متاسفانه شاهد این واقعیت تلخ هستیم که برخی قدرتها جز برای خود و حزب و گروهشان برای هیچ انسان و ملتی ارزش قایل نیستند . از نظر آنان حقوق بشر ، برابر با درآمد ها و منافع کمپانی های آنان و دوستانشان است .حقوق و حیثیت مردم آمریکا نیز قربانی خود خواهی های برخی قدرتمندان است .
3- هجمه به فرهنگ های بومی و تحقیر ارزش های ملی ملت ها
فرهنگ ، نماد هویت و رمز ماندگاری ملت ها و اساس تعامل آنان با دیگران است . در یک حرکت سازمان یافته، فرهنگ های بومی که پیام آور یکتا پرستی، عشق و برادری اند مورد هجوم گسترده تخریبی قرار می گیرند ، سنت ها و ارزش های ملی تحقیر و خودباوری و شخصیت ملت ها مورد توهین و تمسخر قرار می گیرد . هدف از این ، ترویج روحیه تقلید ، مصرف گرایی ، دوری از خدا و ارزش های انسانی و شکستن مقاومت ملتها و چپاول منابع آنان توسط قدرت های بزرگ است .
4- گستره فقر ، بی سوادی و محرومیت از بهداشت و فاصله فقیر و غنی در جهان
در حالی که بخش مهمی از منابع طبیعی در آسیا ، آفریقا و آمریکای لاتین با تسلط سیاسی و اقتصادی برخی قدرت ها به یغما می رود، وضعیت فقر و محرومیت بسیار هشدار دهنده است . به برخی آمارهای منتشره توسط سازمان ملل متحد توجه کنید
.
- روزانه حدود 800 میلیون نفر گرسنه سر بر بالین می گذارند و حدود 980 میلیون نفر در فقر مطلقند . یعنی روزانه کمتر از یک دلار قدرت خرید دارند .
- مردم 31 کشور یعنی 9 درصد جمعیت جهان دارای طول عمر متوسط 46 سال یعنی 32 سال کمتر از متوسط کشورهای برخوردار هستند .
- نسبت برخورداری بین غنی و فقیر در برخی نقاط به 40 برابر رسیده است.
- در بسیاری از کشورها ، اکثریت مردم از آموزش و تعلیم و تربیت محرومند .
- در کشورهای در حال توسعه از هر یکصد هزار مادر در هنگام زایمان 450 نفر می میرند .
این نسبت در کشورهای برخوردار 7 است و نسبت کودکانی که درهنگام تولد می میرند 59 در برابر 6 است .
- یک سوم مرگ و میر در جهان یعنی روزانه 50 هزار نفر ناشی از عوامل مربوط به فقر است .
-گمان می کنم همین تعداد عدد و رقم گویای واقعیت بسیار تاسف بار حاکم بر مناسبات اقتصادی در جهان است .
5- نادیده گرفتن ارزشهای متعالی و ترویج فریب و دروغ
برخی قدرت ها تمام ارزش های بشری نظیر صداقت ، پاکی و امانتداری را برای پیشبرد اهداف خود قربانی می کنند . تردید و فریب کاری را در مناسبات بین دولت ها و بین مردم رواج می دهند . آشکارا دروغ می گویند ، تهمت می زنند ، بر خلاف قانون عمل می کنند و فضای اعتماد و دوستی را به شدت تخریب می کنند . آنان رسما اخلاق و ارزش های متعالی را از مناسبات کنار گذاشته اند و خودخواهی، برتری جویی، کینه ورزی و تحمیل را جایگزین عدالت، احترام به دیگران، عشق، محبت و صداقت کرده اند . اینان همه خوبی ها و زیبایی های زندگی را فدای مطامع خود می کنند .
6- نقض قوانین و حقوق بین الملل و نادیده گرفتن تعهدات
برخی از کسانی که خود واضع قوانین بین المللی هستند آشکارا و به راحتی آن را نقض و سیاست تبعیض آلود و دوگانه اعمال می کنند . قانون خلع سلاح اتمی را وضع می کنند ولی هر روز نسل های جدیدی از آن را آزمایش و انبارها را پر می کنند . منشور ملل متحد را تنظیم کرده اند ولی حق استقلال و حاکمیت بر سرنوشت ملت ها را محترم نمی شمارند . قراردادهای رسمی خود را به راحتی و با تغییر سیاست زیر پا می گذارند . به قوانین مربوط به حفظ محیط زیست تن نمی دهند . بیشترین تخلف از قوانین توسط چند قدرت جهانی انجام می شود .
7-گسترش سایه تهدید و مسابقه تسلیحاتی
برخی قدرت ها در مناسبات جهانی و هر کجا که منطق آنان در می ماند به راحتی از زبان تهدید استفاده می کنند . رقابت سنگین تسلیحاتی سایه تهدید را بر جهان می گستراند . مردم اروپا که قربانی دو جنگ بزرگ و چند جنگ دیگر خانمانسوز و چند دهه جنگ سرد در قرن گذشته بودند ، امروز نیز زیر سایه تهدید زندگی می کنند و منافع، امنیت و سرزمین آنان در سایه مسابقه تحمیلی از سوی برخی قدرت ها در خطر قرار می گیرد.
یک قدرت زورگو به خود حق می دهد که با استقرار سامانه موشکی ، زندگی را به کام مردم یک قاره تلخ کند و زمینه ساز رقابت تسلیحاتی گردد.
برخی حاکمان به ظاهر قدرتمند که تصور می کنند وسیله اقتداری در اختیار دارند ، بی صبرانه و در هر موضعی و هر زمانی از زبان تهدید استفاده می کنند و به این ترتیب سایه ناامنی را بر مردم ، ملتها و مناطق می افکنند .
و بالاخره ؛
8- ناتوانی سازو کارهای بین المللی برای رفع این چالش ها و برپایی صلح و امنیت پایدار
آشکارا مشاهده می شود که سازمان ها و سازوکارهای موجود فاقد ظرفیت و توانمندی لازم برای حل مشکلات، رفع چالش ها و تنظیم عادلانه مناسبات و برقراری صلح و برادری و امنیت هستند . کمتر دولت و ملتی است که برای احقاق حقوق و یا دفاع از استقلال ،تمامیت ارضی و منافع ملی خود امیدی به این سازو کارها داشته باشد.
دوستان و همکاران صمیمی
چالش ها بیش از این است و می دانم اگر هریک از شما در این موضع سخن می گفتید موارد فراوان دیگری را ذکر می کردید ، لیکن به همین بسنده می کنم .
اینک سوال مهم و تعیین کننده این است که ریشه این چالش ها و نابسامانی ها چیست و در کجاست؟
در یک ارزیابی علمی و دقیق ریشه این وضعیت در دو عامل اساسی خلاصه می شود.
بدون تردید عامل اول را باید در مناسبات برآمده از جنگ دوم جهانی جستجو کرد . آنجا که برخی قدرت های پیروز، نقشه سلطه برجهان را ترسیم و سیاست های خود را نه بر اساس عدالت بلکه بر اساس تضمین منافع پیروزمندان در برابر شکست خوردگان تنظیم کردند . از این رو سازوکارهای برآمده از این رویکردها و سیاست ها نیز 60 سال است که از حل عادلانه مسائل جهانی عاجز است.
برخی قدرت های بزرگ همچنان رفتار پیروزمندان در جنگ جهانی را دارند و سایر دولت ها و ملت ها، حتی آنان که در جنگ هیچ مشارکت و دخالتی نداشته اند را شکست خوردگان جنگ به حساب می آورند و از موضع ارباب و رعیتی ، ملت ها را تحقیر و از آنان باج خواهی می کنند .
برای خودشان حقوق برتر قائلند و در برابر هیچ سازمان و مرجع بین المللی پاسخگو نیستند .
همکاران ، جناب رییس ، خانم ها و آقایان
در میان همه سازمان های ناکارآمد، متأسفانه شورای امنیت سازمان ملل در صدر قرار دارد.
شرایطی ایجاد کرده اند که برخی قدرت ها با حق ویژه و انحصاری در شورای امنیت، چه شاکی باشند و چه متهم، همزمان دادستان، قاضی و مجری حکم هم هستند . بسیار طبیعی است که کشورها و ملت های مورد تعرض آنان امید نداشته باشند از طریق آن شورا حقوق خود را تادیه کنند.
بشریت شاهد بود که متأسفانه در تمام جنگ های طولانی نظیر جنگ کره و ویتنام، جنگ صهیونیستها علیه فلسطینیان و لبنان، جنگ صدام علیه ملت ایران و جنگهای نژادی در اروپا و آفریقا همواره برخی از قدرت های عضو در شورای امنیت در یک طرف مخاصمه بوده اند و یا از یک طرف که غالباً متجاوز بوده است و یا از اصل مخاصمه حمایت کرده اند .
عراق را ببینید ، ابتدا سرزمین را اشغال و سپس از شورای امنیت تقاضای مجوز کردند . شورایی که همین اشغالگران با حق وتو در آن حضور دارند .
مردم عراق باید از چه کسی و به کجا شکایت کنند و امید احقاق حق خود را داشته باشند ؟
در لبنان دیدیم که برخی قدرت ها مدت سی و سه روز شورای امنیت را ، به امید غلبه رژیم صهیونیستی ، از تصمیم گیری بازداشتند و زمانی که از پیروزی آن رژیم اشغالگر مأیوس شدند اجازه دادند قطعنامه آتش بس صادرشود . در حالی که وظیفه اصلی شورای امنیت جلوگیری از گسترش نزاع، برقراری آتش بس و متعاقب آن صلح و امنیت است . مردم لبنان باید به چه کسی و کدام سازمانی شکایت کنند ؟
عالیجنابان، خانم ها و آقایان
حضور برخی قدرت های انحصار طلب ، شورا را از انجام وظایف اصلی خود یعنی پاسداری از صلح و امنیت بر پایه عدالت بازداشته است . اعتبار شورا مخدوش و کارآیی آن در دفاع از حقوق اعضای سازمان ملل از بین رفته است . بسیاری از ملت ها اعتماد خود را به این شورا از دست داده اند.
برخی دیگر از ساز و کارها مثل ساز و کارهای پولی و بانکی نیز وضعیت مشابهی داشته و به ابزار تحمیل خواسته برخی قدرت ها تبدیل شده اند .
روشن است که این ساز و کارها توان پاسخگویی به نیازهای امروز و حل چالش ها و برقراری مناسبات عادلانه و پایدار را ندارند .
همکاران عزیز
باز بدون تردید عامل دوم و مهمتر، روی گردانی برخی از قدرت های بزرگ از اخلاق، ارزش های الهی و آیین پیامبران و نادیده گرفتن دستورات خدای حکیم و همچنین حاکمیت انسان های ناصالح است . افراد ناصالحی که نمی توانند خود را اداره و کنترل کنند چگونه
می توانند بر بشریت حکومت و امور انسان ها را اصلاح کنند ؟
متاسفانه آنان خود را به جای خدا قرار داده اند ! تابع هوس های خود هستند و همه چیز را برای خودشان می خواهند . برای آنان کرامت انسانی ، جان و مال و سرزمین دیگران اعتباری ندارد .
قرن هاست بشر زخم عمیق برخی قدرت های ناصالح را بر تن خسته خود دارد و هم امروز نیز ریشه اصلی مشکلات جهان ، بی اعتنایی به ارزش ها و اخلاق و مدیریت انسان های خود خواه و ناشایسته است .
دوستان ، خانمها ، آقایان
تنها راه اصلاح پایدار ، بازگشت به تعلیمات انبیای الهی ، یکتا پرستی ، احترام به کرامت انسانها و جاری شدن عشق و محبت در همه تعاملات، مناسبات و قوانین و سپس اصلاح ساختارها بر همین اساس است .
برای تحقق این هدف از همگان دعوت می کنم تا جبهه برادری، دوستی و صلح پایدار برپایه خداپرستی و عدالت را تحت عنوان (( همبستگی برای صلح ))تشکیل دهیم و ازتجاوزها و خودخواهی ها جلوگیری و فرهنگ محبت و عدالت را ترویج کنیم و اعلام می کنم که جمهوری اسلامی ایران با کمک همه دولتها و ملت های مستقل ، صلح طلب و عدالت خواه در این مسیر حرکت خواهد کرد .
خدا پرستی ، عدالت و عشق به انسان ا باید بر همه ارکان سازمان ملل حاکم شود و این سازمان باید مرجع عدالت محوری باشد که هر عضو آن از حمایت های معنوی و حقوقی برابر با دیگران برخوردار باشد.
مجمع عمومی به نمایندگی از جامعه بین المللی باید به عنوان اصلی ترین رکن این سازمان شناخته شود تا به دور از فشارها و تهدیدهای قدرت های بزرگ نسبت به اصلاح ساختارهای سازمان ملل اقدام کند و به ویژه شورای امنیت را از وضعیت موجود تغییر دهد و ساختار جدیدی مبتنی بر عدالت و دموکراسی برای آن تعریف نماید تا بتواند پاسخگوی نیازهای موجود و حل چالش ها و برقراری ثبات و امنیت پایدار باشد.
جناب رییس، عالیجنابان
موضوع هسته ای ایران یک نمونه آشکار از عملکرد این سازو کارها و اندیشه حاکم بر آنان است.
همه می دانید، ایران عضو رسمی آژانس و پایبند به قوانین و مقررات آن است و بیشترین همکاری را در تمام زمینه ها داشته است . همه فعالیت های ایران صلح آمیز و کاملاً شفاف بوده است .
طبق اساسنامه هر عضو آژانس حقوق و تکالیفی دارد . مکلف است در مسیر صلح آمیز حرکت و تحت نظر آژانس به دیگر اعضاء برای بهره مندی از چرخه تولید سوخت یاری کند و حق دارد که از حمایت آژانس برخوردار باشد و طبق قوانین با کمک سایر اعضاء و آژانس چرخه تولید سوخت را دراختیار بگیرد.
ایران تاکنون همه تکالیف خود را بجا آورده است ولی از حق کمک های فنی سایرین و آژانس و در مقاطعی از حمایت آژانس نیز بی بهره بوده است.
حدود پنج سال برخی از همان قدرت هایی که ذکر کردم با فشار سنگین بر آژانس بین المللی انرژی هسته ای تلاش کردند از بهره مندی ملت ایران از حقوق خود جلوگیری کنند .
موضوع هسته ای را از مسیر قانونی خارج و بافضاسازی سیاسی از همه توان خود برای تحمیل خواستهایشان بهره بردند . دولت ایران برای اعتماد سازی، تمام راه ها را طی کرد ولی آنان به چیزی جز توقف کامل همه تحقیقات و فعالیت ها و حتی رشته های دانشگاهی و محروم کردن ملت ایران از همه حقوق خود قانع نبودند تا جایی که حتی مراکزی که جزء چرخه تولید سوخت و نیازمند نظارت آژانس نبود نیز تعطیل شد . پس از سه سال مذاکره و تلاش برای اعتماد سازی، ملت ایران به این باور قطعی رسید که دغدغه این قدرت ها انحراف احتمالی فعالیت های هسته ای ایران نیست بلکه این بهانه ای برای جلوگیری از پیشرفت علمی او است و اگر روند ادامه یابد تا 20 سال بعد هم احتمال برخورداری از حقوقش وجود ندارد . بهمین دلیل تصمیم گرفت کار را از همان مسیر درست حقوقی یعنی آژانس دنبال کند و تحمیل های سیاسی و غیرقانونی قدرتهای زیاده خواه را کنار بگذارد .
در مدت دو سال اخیر بارها و بارها ملت ایران به واسطه سوء استفاده قدرت ها از شورای امنیت مورد اتهام و حتی تهدید نظامی و تحریم های غیرقانونی قرار گرفت ولی به لطف ایمان به خدا و وحدت ملی ، گام به گام جلو رفت و اینک کشور ایران به عنوان دارنده چرخه تولید صنعتی سوخت هسته ای با کاربرد صلح آمیز شناخته شده است . متاسفانه شورای امنیت در این موضوع بسیار روشن حقوقی تحت تاثیر فشار برخی قدرتهای زورگو نتوانست عدالت را برپا دارد و از حقوق ملت ایران پاسداری کند .
خوشبختانه اخیراً آژانس مجدداً در صدد بازیابی نقش قانونی خود یعنی حمایت از حقوق اعضاء در کنار نظارت بر فعالیتها برآمده است . ما این را رویکرد درست و عملکرد صحیح این سازمان ارزیابی می کنیم . قبلاً ، به طور غیر قانونی اصرار بر سیاسی کردن موضوع هسته ای ملت ایران داشتند ولی امروز به لطف ایستادگی ملت ایران ، کار به آژانس برگشته است و من رسماً اعلام می کنم که از نظر ما موضوع هسته ای ایران خاتمه یافته و به یک امر عادی در آژانس بدل شده است . امروز سوال های مهم و فراوانی درباره فعالیت های هسته ای برخی از همین قدرتها در آژانس مطرح است که باید بررسی شود. البته ملت ایران همواره آماده گفتگوی سازنده با همگان بوده و خواهد بود.
می خواهم از همه دولت ها و ملت هایی که در این دوره سخت ، ازحقوق قانونی ملت و سرزمین من حمایت کردند و از کشورهای عضو جنبش عدم تعهد و دیگر دوستان در شورای امنیت و شورای حکام و از کارشناسان قانونمدار و متعهد آژانس و از مدیرکل آن به خاطر ایستادگی بر قانون تشکر کنم و اعلام کنم که برخلاف قدرت های انحصار طلب، ملت ایران آماده است طبق تکالیف اساسنامه آژانس و زیر نظر این سازمان تجربیات خود را در قالب برنامه آموزشی در اختیار دیگر اعضا قرار دهد .
اینک خطاب به کسانی که حدود پنج سال مزاحم ملت ایران شدند ، به مردم با فرهنگ و تمدن ساز سرزمینم توهین کردند و اتهام ها زدند ، نصیحت می کنم که؛ از تاریخ و ازاقدامات اخیرخود عبرت بگیرند . با ملت بزرگ ایران بسیار بدرفتاری کردند ولی توجه کنند که با دیگر اعضاء سازمانهای بین المللی چنین نکنند . آبروی سازمانهای جهانی را قربانی خواسته های خود نکنند . امروز ملتها بیدارند و می ایستند . شما خودتان را اصلاح کنید دنیا اصلاح می شود.
ملت ها خوبند و می توانند با هم در صلح و صفا زندگی کنند . آنها بکوشند به ملت های خودشان خدمت کنند ، دیگران نیازی به آنها ندارند .
آیا وقت آن نرسیده است که آنها از مسیر خودخواهی و تبعیت از شیطان به مسیر خداپرستی برگردند ؟!
آیا دوست ندارند که از آلودگی ها پاک شوند، تسلیم امر خدا شوند و به او ایمان بیاورند؟
ایمان به خدا یعنی ایمان به صداقت، پاکی ، عدالت و عشق به دیگران !
آنان بدانند که از پاکی ، صداقت ، عدالت ، دوست داشتن و احترام به کرامت انسانها ضرر نمی کنند و مطمئن باشند در نزد ملت ها این ارزش ها زیباتر و پسندیده تر است .
این دعوت همه پیامبران الهی از حضرت آدم تا نوح و ابراهیم، موسی کلیم الله، عیسی روح الله و حضرت محمد رسول الله(ص) است .
اگر دعوت را اجابت کنند نجات می یابند و اگر اجابت نکنند به سرنوشت گذشتگان دچار می شوند .
قرآن کریم می فرماید :
«و هرکس دعوت حق را اجابت نکند خدا را در زمین ناتوان نمی کند و برای او یاورانی جز خدا نخواهد بود و او در گمراهی آشکار است.» سوره احقاف آیه 32
آنان هیچ چیز از خود ندارند و نمی توانند از سیطره حکومت و اراده خدا فرار کنند.
در این اجتماع مهم باید این سخن خدای بزرگ در قرآن کریم را به آنان یادآور شد که :
«آیا به قدرت ها و دولت های قبل از خود نمی نگرند . اگر گذشتگان صاحب چیزی بودند، آنرا نگه می داشتند و اجازه نمی دادند شما جایگزین آنان شوید. خدا به واسطه گناهانشان آنانرا نابود کرد و کسی در برابر خدا از آنان حفاظت نکرد.»
آنان بدانند راه و رسم و اندیشه مبتنی بر بی عدالتی و ظلم از بین خواهد رفت. آیا نشانه های بیداری و مقاومت مبتنی بر خداپرستی، انسان دوستی و عدالت طلبی ملتها را نمی بینند. آیا متوجه نیستند که غروب امپراتوری ها نزدیک است .
امیدوارم این دعوت پاسخ عملی داشته باشد .
عالیجنابان
ملت ها و دولت ها مجبور نیستند که تابع بی عدالتی برخی قدرت ها باشند . آنان به دلایلی که ذکر شد شایستگی رهبری و تدبیر امور جهان را از دست داده اند .
من رسما اعلام می کنم که ؛ دوران مناسبات برخاسته از جنگ دوم جهانی و دوران اندیشه های مادی مبتنی بر خودخواهی و سیطره طلبی پایان یافته است.
بشر از یک گردنه سنگین تاریخی عبور کرده است و دوران گرایش به توحید ، پاکی ،
مهرورزی، احترام به دیگران، عدالت و صلح طلبی واقعی آغاز شده است. وعده الهی است که حق پیروز است و زمین به انسانهای صالح به ارث خواهد رسید .
ای آزادگان ، مومنان و مردم جهان به خدا امیدوار باشید و ای تشنگان ارزشهای متعالی در هر کجا که هستید بکوشید تا با خدمت به انسان ها و عدالت خواهی، فرصت تحقق این وعده بزرگ الهی را فراهم کنید .
دوران تاریکی ها پایان می پذیرد ، اسیران به خانه های خود برمی گردند ، سرزمینهای اشغالی آزاد می گردد ، فلسطین و عراق از سلطه اشغالگران آزاد می شود و مردم اروپا و آمریکا از فشار صهیونیست ها رهایی خواهند یافت . دولت های مهربان و دوستدار انسان ها جایگزین دولت های خشن و زورگو خواهند شد . کرامت انسانی اعاده می گردد . عطر دل انگیز عدالت منتشر خواهد شد و مردم با محبت و برادری در کنار یکدیگر زندگی خواهند کرد .
تلاش در این راه و برای حاکمیت انسان های صالح و انسان صالح کامل، آخرین برگزیده خدا و موعود امم، در حقیقت مرهم نهایی زخمها و حلال همه مشکلات و بر پا کننده عشق ، زیبایی ، عدالت و حیات سعادتمند در همه دنیاست . همین اعتقاد و تلاش، رمز وحدت و تعامل سازنده بین ملت ها و دولت ها و آحاد جامعه بشری و همه عدالتخواهان واقعی است .
بدون تردید موعود امم و مصلح کل و نجات بخش نهایی و آخرین پیک آسمانی می آید و همراه همه خداپرستان، عدالت طلبان و مهرورزان، آینده درخشان را بر پا و جهان را پر از عدل و زیبایی خواهد کرد . این وعده خداست و وعده خدا تخلف نمی پذیرد.
بیایید ما هم سهمی در تحقق این همه شکوه و زیبایی داشته باشیم .
به امید آینده روشن بشری و طلوع صبح رهایی و آزادی همه انسان ها و محو مظاهر ظلم ، نفرت و خشونت و حاکمیت کامل عشق و محبت در سراسر جهان .
آینده ای که آن را نزدیک می بینم .
درباره حقوق های چندین میلیون تومانی مسوولان
انتشار اخبار حقوق ها و پاداش هایی چندین میلیون تومانی در برخی دستگاهها و نهادها و شرکت های دولتی، معمولاً بازتاب های گسترده و متفاوتی در جامعه دارد.
اغلب مردم، پرداخت حقوق و پاداش های بسیار بالا به مدیران دولتی را نادرست و ناعادلانه می دانند. برخی هم معتقدند مدیران و مسوولان برخی مشاغل حساس و پر مسوولیت حق دارند دریافتی بسیار بالا داشته باشند و در رفاه و تجمل زندگی کنند.
در این باره، یادآوری چند نکته، ضروری است:
1- تا پیش از شروع دوران سازندگی و اصلاحات و در دهه اول انقلاب، مسوولان دولتی عموماً ساده زیست بودند و حقوق و مزایای کلان مطالبه نمی کردند.
آن روزها شنیدن اینکه فلان وزیر با موتورسیکلت در شهر تردد می کند و یا اجاره نشین است و خانه سازمانی هم نمی گیرد، چندان عادی نبود. شاید این روحیه و رفتار، اقتضای دوران جنگ تحمیلی و دهه اول انقلاب بوده باشد، ولی دلیل ساده زیستی و قناعت مسوولان ارشد و میانی کشور هر چه باشد، تردیدی نیست که در دهه 60 ، ظاهر و باطن البسه، خودرو، منزل خود و خانواده مدیران ارشد کشور با مردم عادی تقریباً تفاوتی نداشت...
با شروع دوره سازندگی، این وضع به شکل محسوسی تغییر کرد و آقای هاشمی به عنوان رییس جمهور، هم در لفظ و هم در عمل از رفاه مسوولان و مدیران ارشد کشور و خانواده هایشان دفاع می کرد.
این روحیه و فرهنگ مدیریت که توسط کارگزاران سازندگی در دوران سازندگی پایه گذاری شد، توسط مجاهدین انقلاب و مشارکت در دوران اصلاحات هم ادامه یافت و نتیجه آن، ظهور طبقه جدیدی از مدیران ارشد دولتی با تیپولوژی مشخص در جامعه ایران بود:
مردانی با محاسن آنکادر شده، کت و شلوار گران قیمت، سوار بر خودروی نسبتاً لوکس (حداقل در حد پرشیا)، ساکن در ویلاها یا آپارتمان لوکس شمال شهر و دریافت کننده حقوق های بالا و پاداش های چند ده میلیون تومانی در سال و ... این وضعیت در اواخر دوره اصلاحات به جایی رسید که آقای محمد آقایی، معاون وزیر نفت هر ماه بیش از ده میلیون تومان از محل بیت المال دریافتی داشت و بسیاری از مدیران دولتی هم در فصل بودجه یا در فصل تعیین پاداش هیات مدیره شرکت های دولتی در تیرماه یا اسفند ماه هر سال، برای افزایش حقوق و مزایای خود به تکاپو می افتادند.
خوشبختانه آقای دکتر احمدی نژاد در اولین هفته های تصدی ریاست جمهوری با قاطعیت دستور بازنگری در حقوق و مزایا و پاداش مدیران دولتی را صادر کردند. بسیاری از حق ماموریت ها، سفرهای خارجی و پاداش ها تعدیل شد و چه حقوق ها و پاداشی ها و سکه های بی حسابی که به مشاوران همیشه غایب یا بی خاصیت در وزارتخانه ها پرداخت می شد، چه حق ماموریت هنگفتی که به حساب استانداران و سفرای ایران در خارج واریز می شد و ... همگی تعدیل شد.
آقای دکتر احمدی نژاد به درستی تلاش کرد با ساده زیستی و صمیمیت با مردم، فرهنگ تجمل گرایی، اشرافیت دولتی و فخرفروشی مدیران را که 16 سال ترویج یافته و بعضاً نهادینه شده بود تغییر دهد. با گذشت دو سال از شروع دولت نهم در سطوح ارشد دولت شاهد تحول بزرگی در این زمینه هستیم، اما فرهنگ ساده زیستی هنوز در رده های میانی و پایین مدیریت کشور گسترش نیافته ، آقای احمدی نژاد نباید فراموش کند تجمل و اشرافیت، جذابیت و کشش فوق العاده دارد و مدیرانش همواره در معرض این وسوسه قرار دارند.
2- کسانی که معتقدند مدیر ارشد دولتی باید در رفاه و تجمل باشد و حقوق و پاداش های کلان، حق آنهاست، باید به یاد بیاورد که "در نظام اسلامی، کار حکومتی و مسوولیت دولتی، طعمه نیست، بلکه امانتی بر گردن مسوولان و مدیران است."
کسانی که رسیدن به صندلی مجلس و یا پست های بالای دولتی را فرصتی برای رسیدن به رفاه، مال اندوزی و بستن بار دنیوی خود می دانند، باید بدانند که در نظام جمهوری اسلامی راه رسیدن به رفاه و تجمل دنیا، کسب و کار خصوصی است نه مسوولیت دولتی، اگر هم تا کنون دولتمردان و مسوولان توانسته اند با تعیین حقوق و پاداش های هنگفت برای خود به مکنت و ثروتی برسند، به بیت المال و اعتماد ملت خیانت کرده اند.
درست است که مسوولان نباید دغدغه معیشت داشته باشند، اما ثروتمند شدن مسوولان با مبانی نظام اسلامی سازگار نیست.
الگوی نظام اسلامی، حضرت علی (ع) است که قبل از خلافت بر اثر زحمت و کار شخصی اش در مدینه از اموال و ثروت دنیوی بهره مند بود اما به محض رسیدن به مسوولیت حکومتی، سطح رفاه و زندگی خود را به سطح فقیرترین مردم تحت مسوولیتش تنزل داد و به هنگام کار شخصی، چراغ بیت المال را خاموش می کرد ...
3- حدود شش ماه پیش که بخش خبری الف، خبر دریافت حقوق ده میلیون تومانی توسط معاون سابق وزیر نفت (آقای محمد آقایی) را منتشر کرد، برخی صاحبنظران، اظهار کردند که شغل و سمت معاون وزیر نفت بسیار حساس است و به همین دلیل حقوق و پاداش بسیار بالا حق ایشان است.
کسانی که چنین استدالی را می پسندند باید بفرمایند چه شغل هایی حساس هستند؟ شغل معلمی حساس نیست؟ شغل پلیس ها چطور؟ یا پرستاران؟ اگر معیار پرداخت حقوقهای بیشتر به متصدیان دولتی باشد، معلم ها، پلیس ها و پرستاران که شغلهای بسیار حساسی دارند؟!...
شاید بدترین اثر تعیین درآمد و پاداش های هنگفت برای برخی صاحب منصبان و متصدیان امور حکومتی و دولتی، این باشد که این کار به طور سلسله وار در هم سطوح مدیریتی و کارمندی توقع و انتظار ایجاد می کند.
این اتفاق در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی دقیقاً اتفاق افتاد. به این ترتیب ابتدا حقوق کارمندان نهاد ریاست جمهوری به شکلی جهشی افزایش داده شد. بعد نوبت کارکنان سازمان مدیریت و برنامه ریزی که ناگهان دریافتی شان دو تا سه برابر اضافه شود. بعد همین کار برای اعضای هیت علمی دانشگاه ها تکرار شد و این وضع حداقل برای مدیران میانی به همه شرکت ها و نهادهای دولتی تسری پیدا کرد.
نتیجه آن که در سال پایانی دولت هشتم بخش عمده ای از بودجه عمومی کشور صرف پرداخت حقوق و مزایا و پاداش مدیران و کارکنان دولتی می شد و به تدریج دستگاههای دولتی اجازه می یافتند از دیگر ردیف های بودجه خود برداشته و صرف پرداخت حقوق و مزایا کنند.
در این فرایند، البته کسانی که قبلاً وضع دریافتی نسبتاً بهتری داشتند، بیکار ننشستند. مدیران شرکت نفت نمونه روشن این بخش کارکنان دولت هستند که همواره از رفاه و مزایای فوق العاده ای برخوردار بوده اند و در جریان مسابقه رشد مزایا و پاداش ها در سالهای آخر دولت اصلاحات چنان پیشرفتند که در سال 1384 دریافتی ماهانه معاون سابق وزیر نفت رقم ده میلیون تومان در ماه را هم پشت سر گذاشت ...
نتیجه این وضع در سالهای پایانی دولت آقای خاتمی ظاهر شد:
کسر بودجه جاری روز افزون دولت و اعتراض فزاینده گروه ها و حقوق بگیرانی که در مسابقه افزایش دریافتی عقب مانده بودند: پرستاران و معلم ها
* * *
نکته نهایی: تردیدی نیست که متخصص های تحت استخدام دولت از آنجا که به عموم خدمت می دهند، باید از میان بهترین نیروهای کشور دستچین شوند و حقوق و مزایای عالی دریافت کنند. اما حوزه مسوولیت و کار حکومتی با حوزه متخصصین حقوق بگیر دولتی در نظام اسلامی از نظر توقع تامین مالی از بیت المال، تفاوتی ماهوی دارد.
در نظام اسلامی، مسوول دولتی و حکومتی از راه مواجب بگیری بیت المال و یا خدای نکرده سوء استفاده شخصی از منصب حکومتی نباید به دنبال رفاه و ثروت باشد.
در بینش اسلامی، هر چقدر سمت و مسوولیت بالاتر می رود، هم فرد مسوول و هم خانواده اش در برخورداری ها و مواهب دنیوی باید پرهیزگاری کنند، چرا که شارع اسلام تجمل گرایی و اشرافی گری و رفاه بالاتر از حد معمول را برای مسوولان و به ویژه مدیران ارشد نظام اسلامی منع کرده است. اگر تا پیش از این در نظام جمهوری اسلامی ایران به جز این عمل و رفتار می شده، البته خلاف بینش و روش اسلامی بوده است.
نقد خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی ( کتاب بسوی سرنوشت)
عباس سلیمینمین
سال 63 را به راستی باید یکی از سالهای پرتنش دوران جنگ تحمیلی دانست. در این ایام گرچه امور داخلی رو به سامان دارد، اما فشارها و تنگناهای گوناگون خارجی افزایش چشمگیری مییابد؛ هجمه موشکی به نفتکشهای حامل نفت ایران با هدف به صفر رساندن در آمدهای ارزی کشور که با مقاومت ایران و مقابله به مثل، تبدیل به جنگ نفتکشها میشود، کلید خوردن پروژه هواپیماربایی به منظور فشار شدید بینالمللی بر جمهوری اسلامی، به کارگیری گسترده سلاح شیمیایی، حمله موشکی و هوایی به مناطق مسکونی شهرهای بزرگ و کوچک ایران، بمبگذاری در مناطق پر تردد به ویژه در تهران همچون میدان راهآهن، میدان شوش و نماز جمعه تهران و تهدید صریح عراق به ناامن کردن آسمان کشور برای هواپیماهای مسافربری از جمله مواردیاند که اجماع نیروهای مخالف استقلال ایران در آن کاملاً مشهود است.
خوشبختانه مقاومت شجاعانه مدیریت کشور در برابر این گونه اقدامات جبهه ارتجاع عرب و غرب علیه ایران از یک سو و از دیگر سو کشاندن دامنه ناامنیها به سوی عاملان تشنجآفرینیها موجب استمرار نیافتن برخی از این قبیل تحرکات میشود. یادداشتهای سال 63 جناب آقای هاشمی رفسنجانی تا حد قابل توجهی فضای آن روز کشور را بیان میدارد، هرچند ایشان در کتاب «به سوی سرنوشت» شاید بیش از خاطرات سالهای قبل خویش شیوه اختصارنویسی را به کار میگیرد و حتی در ارتباط با برخی موضوعات که مایل نیست خواننده به برداشت روشنی دست یابد به مبهمنویسی گرایش مییابد. توسل به این روش، مطالعه کنندگان اثر را ناخودآگاه به سوی تصورات ذهنی و گمانه زنی سوق میدهد. همچنین هرچه نگارنده به لایه های درونی نزدیکتر میشود از قلم افتادگیها فزونی مییابد که البته برای کسانی که به طور تخصصی به تاریخ نمی پردازند چندان ملموس نیست. با این وجود خاطرات این شخصیت مؤثر در انقلاب اسلامی روزشمار منحصر به فرد و فهرست نسبتاً جامعی از رخدادهاست و بعضاً دخالت دیدگاهها و تمایلات مؤلف اثر در نوع انعکاس مسائل نیز نخواهد توانست از اهمیت آن بکاهد و مانع آن شود که در پژوهشهای آتی تاریخی از این کتاب بهره برداریهای راهگشا صورت گیرد.
اولین و مهمترین موضوعی که در «به سوی سرنوشت» خودنمایی میکند بروز تغییراتی در ارتباط با چگونگی هدایت انقلاب و جامعه توسط رهبری است. امام در این سالها به تدریج از نقش مستقیم خویش در تمشیت امور می کاهد. هدف از این تغییر، ایجاد فرصت برای رشد دیگر استعدادها در مدیریت و تقویت نهادگرایی و سرعت بخشیدن به روند ساختارسازی در کشور است، و نیز فراهم آوردن بستری که در آن جریانات داخل نظام بیاموزند تا روابط خود را با یکدیگر تنظیم کنند و موجودیت مخالفان فکری خود را به رسمیت بشناسند؛ براین اساس امام ترجیح میدهد کمتر در رقابتهای جریانات سیاسی و چالشهای نهادها با یکدیگر به طور مستقیم وارد شود، مگر در شرایطی که بنبست ها لطمه ای بر منافع ملی وارد میکرد.
سیاست کمتر ظاهر شدن امام در انظار، این شائبه را در مؤلف اثر ایجاد میکند که ایشان تمایل به کناره گیری داشته اند، در حالیکه آنچه ایشان خستگی امام پنداشته است بهترین تدبیری بود که توانست بقای انقلاب را تضمین کند. ایجاد فرصت برای نیروهای جوانتر انقلاب جز از طریق کمرنگتر شدن حضور امام ممکن نبود؛ لذا شخصیت وارسته ای چون ایشان که منیت و نفسانیت در اعمال او راه نمییابد به جای وابسته تر کردن امور جامعه به خویش به عنوان رهبر و بنیانگذار انقلاب ترجیح میدهد تا دیگران نیز در چارچوب قانون توانمندیهای خود را عرضه دارند و کشور به سوی نهادینه شدن پیش رود: «به زیارت امام رفتم مدت زیادی، خدمتشان در اندرون نشستم. تمایل به انزوا در امام پیدا شده است. تاکید کردم که لازم است بیشتر با مردم حرف بزنند؛ احتمال کناره گیری کامل را مطرح کردند. درخواست کردم که دیگر نفرمایند و مصلحت نیست.» (ص463)
متاسفانه برداشت غلط از تدبیر امام موجب می شود تا این تدبیر ایشان بدینسان جلوه گر شود که رهبر انقلاب به دلیل مواجه شدن با ناملایماتی وظیفه خویش را به فراموشی سپرده و با یک جمله مجدداً به وظیفه خود واقف میگردند. در حالیکه بنیانگذار انقلاب از چنان صلابت، استواری و جذبه ای برخوردار بود که نه تنها هیچگونه تزلزلی در شخصیتشان راه نمییافت بلکه به تمامی مسئولان و آحاد ملت نیز نیرو و قدرت میبخشید و از بروز هرگونه سستی و ناامیدی در میان آنها جلوگیری به عمل می آورد. شخصیتهای برجسته ای چون آیت الله طالقانی با اذعان به این نکته بود که به صراحت اعلام داشت هر زمان احساس خستگی میکردیم در ملاقاتی با امام نه تنها سستی ها زایل میشد بلکه انرژی فوق العاده ای برای تداوم مسیر سخت انقلاب می یافتیم. این برداشت مؤلف از تدبیر امام، شخصیت ایشان را بسیار متفاوت از واقعیت ترسیم میکند. مگر فردی که چنین تحولی را براساس یک تکلیف الهی به وجود آورد با کمترین سختی، آن هم در سال 63، میتوانسته وظیفه اسلامی خود را نسبت به جامعه فراموش کند؟ یا اگر به فرض امام در این سال احساس وظیفه میکرد که از صحنه خارج شود با یک جمله در تشخیص وظیفه دچار تردید میشد؟
البته ممکن است جناب آقای هاشمی اجرای این تدبیر امام را زودهنگام پنداشته و نظری دال بر ضرورت استمرار نظارت پدرانه ایشان در امور در همان حد گذشته داده باشد که تا حدی منطقی به نظر میرسد. این مشی امام یعنی تقویت ساختارها در کشور تبعاتی را نیز در پی داشت و آن اینکه بعضاً در بنبست ها در برابر نظرات ارشادی امام نیز چالشهایی ایجاد می شد که برای جامعه تحمل آن بسیار سخت بود، اما رهبری انقلاب بزرگوارانه از کنار آن میگذشتند تا جامعه در مسیر رشد مورد نظر قرار گیرد: «تقاضای رای اعتماد به دولت در دستور بود [آقای میرحسین موسوی] نخست وزیر صحبت کرد. مخالفین حرفهای مهم و تازه ای نگفتند [احمد] آذری قمی [نماینده قم] در مورد تائید امام از دولت، اظهارات بدی کرد که خالی از اهانت به امام نبود و در مجلس مورد اعتراض قرار گرفت.» (ص223)
اینکه نصیحت پدرانه امام در مجلس توسط عده ای نه تنها مورد پذیرش قرار نمی گرفت بلکه مورد هجمه نیز واقع میشد هرگز واکنش ایشان را به دنبال نداشت؛ زیرا هدف رشد بود که از این طریق حاصل میشد. البته این رشد تبعاتی نیز داشت که در عملکردها و موضعگیری های افرادی چون آقای آذری قمی رخ می نمود. برای روشن شدن میزان بهایی که امام حاضر بود برای رشد نهادها و مردم بپردازد مرور این روایت از آقای هاشمی خالی از لطف نخواهد بود: «در مورد انتخابات بحث شد. امام فرمودند، بعضی از جاها که ائمه جمعه و روحانیون سرشناس دخالت کرده اند، ناموفق بوده اند و این را نشان استقلال فکری مردم میدانستند.» (ص70) امام برای این استقلال فکری که لازمه رشد است ارزش بسیاری قائل بودند، اما این بزرگواری ایشان نباید موجب آن میشد که افراد در مسیر بی احترامی قرار بگیرند. جناب آقای هاشمی دربرابر اهانت نماینده قم واکنش شایسته ای از خود بروز میدهد، بدون آنکه از برخی موضعگیری های خود در قبال نظرات این «پیردانا» عدول کند.
برای نمونه، امام در سال 61 رهنمودی صریح خطاب به مدیریت مجلس داشتند که توجه به آن میتوانست از بروز بسیاری از ضعف عملکردها در نمایندگان جلوگیری کند: «سه شنبه 9 شهریور... نمایندگان مجلس، فرماندهان سپاه، سفرا و کارداران و ائمه جمعه پاوه با امام ملاقات داشتند. من مقداری صحبت کردم و سپس امام صحبت کردند و از تصمیم جمع زیادی از نمایندگان و مسئولان در خصوص مسافرت به مکه انتقاد کردند.» (پس از بحران، کارنامه و خاطرات هاشمیرفسنجانی در سال 1361، انتشارات دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ دوم 1380، ص236)
برای آشنایی بیشتر با نظرات امام در این سخنرانی وقتی به سایر منابع نیز رجوع میکنیم اینگونه مییابیم: «الان چند روز است که به من مکرر گفته شده است که دارد مملکت برای این توجهی که دارند به سفر حج، فلج میشود، وکلای مجلس میخواهند همه مشرف، 140 نفر یا بیشتر مشرف بشوند، البته عذر دارند، میگویند، آقای هاشمی فرموده اند که این تعطیلی آنهاست، لکن ما فکر این بکنیم که ما امروز تعطیل داریم؟ ما امروز در این وضع که کشور ما دارد، استفاده از تعطیلی کنیم.» (صحیفه نور، مجموعه رهنمودهای حضرت امام خمینی(ره)، سازمان مدارک فرهنگ انقلاب اسلامی، جلد نهم، ص515)
حال برای اینکه روشن شود افرادی چون آقای آذری قمی بر اساس کدام مقدمات، نه تنها قدردان رهنمودهای پیردانای انقلاب نبودند بلکه بعضاً جسارتهایی نیز داشتند مناسب است دفاع آقای هاشمی را از تصمیم خویش مرور کنیم: «در جلسه علنی امروز راجع به تعطیل سه هفته ای مجلس و سفر نمایندگان به مکه صحبت کردم و با توجه به اظهارات امام در ملاقات با نمایندگان، علل این تعطیلی را توضیح دادم.» (همان، ص240) در پاورقی مربوط به این مطلب به نقل از مجموعه نطقهای قبل از دستور آورده شده است: «1- در بخشی از این نطق آمده است: «من با صراحت گفتم حج واجب باشد هیچکس حق ممانعت را ندارد؛ آقایانی که واجب است مکه بروند، حتماً بروند و جلویشان گرفته نشود، خودشان هم نمیتوانند منصرف شوند چون وظیفه است و اگر با رفتن آقایان امکان ادامه کار مجلس نیست بعضی آقایانی که در کشور هستند در محل های انتخاباتیشان و یا در جاهای دیگر که امروز حضورشان نیاز است خدمت کنند و برنامهتان را بهم نزنید.» (هاشمی رفسنجانی، نطقهای قبل از دستور سال 1361، جلد دوم، دفتر نشر معارف انقلاب، 1380)
از آنجا که کسب مجوز از مدیر هر تشکیلاتی که فرد متقاضی سفر حج موظف به ارائه خدمت در آن است شرط استطاعت است چگونه آقای هاشمی معتقدند «هیچکس حق ممانعت ندارد»؟ مدیریت مجلس میتوانست برای جلوگیری از به تعطیلی کشیده شدن قوه مقننه، براساس یک قاعده ساده مدیریتی اجازه سفر به بخشی از نمایندگان ندهد نه اینکه بعد از رهنمود امام اینگونه واکنش نشان دهد. البته صحت رهنمود امام دستکم به اعتراف آقای هاشمی در سال بعد در تاریخ به ثبت میرسد: «مجلس از امروز تا دهم مهرماه تعطیل است. بسیاری از نمایندگان به مکه میروند، کار خوبی نیست تبعیض است و بدنامی دارد.» (آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی در سال 62، به اهتمام مهدی هاشمی، دفتر نشر معارف انقلاب، سال 81، ص257)
آنچه آقای هاشمی به عنوان بدنامی و تبعیض یاد میکند حاصل بی توجهی به رهنمودهای امام است که متاسفانه این شاگرد برجسته ایشان با کم توجهی به آن، هم راه را بر آسایش طلبی نمایندگان میگشاید و هم زمینه را برای عملکردهایی از نوع آنچه آقای آذری قمی از خود بروز میدهد: «بعضی از نمایندگان در این دوره به ماشین پیکان قانع نیستند و ماشین بنز یا تویوتا میخواهند. وضع روحیه ها خیلی فرق کرده است؛ حدود صدنفر [در این مورد] نامه نوشته اند.» (ص204)
در شرایطی که کشور به شدت از کمبود ارز رنج میبرد و نمایندگان مجلس می بایست الگوی جامعه در امر ساده زیستی باشند درخواست برخورداری از لوکس ترین ماشینهای خارجی را باید نتیجه بی توجهی به رهنمودی خیرخواهانه در مجلس اول دانست.
همانگونه که مطلعیم سال 63 مقارن است با پایان عمر مجلس اول (که فراز و فرودهای بسیار داشت) و شکلگیری مجلسی همگون تر. هرچند با ختم غائله «بنی صدر- مجاهدین خلق» در سال 60 اقلیت مرتبط با آنان تا پایان این مجلس کاملاً منفعل شده و همین امر به تدریج زمینه بروز دو دستگی در جریان اکثریت را فراهم آورده بود. اما با شکل گیری مجلس دوم همین تغییر و تحولات، صف بندی پررنگ جدیدی را در قالب یک اکثریت طرفدار دولت آقای میرحسین موسوی و یک اقلیت منتقد آن به وجود آورد. ویژگی این فصل از دوران انقلاب که آن را از سایر فصول متمایز میسازد همراهی کامل سیاسی سه قوه با یکدیگر است.
در این میان جناب آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان ریاست مجلس نقش ویژه ای در هدایت و هماهنگی سه قوه بر اساس پذیرش آنان ایفا میکند. همراهی فوق العاده حاج احمد آقای خمینی نیز بر کارکرد و قدرت چنین نقشی می افزود. مجموعه این مسائل، ناخواسته - و شاید هم خواسته - نقش هماهنگی قوا را که بر اساس قانون اساسی (قبل از ترمیم) برعهده ریاست جمهوری بود به ریاست مجلس شورای اسلامی منتقل میساخت. بسیاری از صاحبنظران بر این اعتقادند که شرایط دشوار و پیچیدگیهای سیاسی این ایام موجب میشد ریاست مجلس نقشی بسیار فراتر از رهبری یک قوه ایفاء نماید، اما قرائنی نیز حکایت از فراهم شدن زمینه های شکلگیری مشی مدیریتی متمرکز سهل گرایانه (سانترالیسم) در این دوران دارد که با آنچه امام با آینده نگری خویش در ذهن داشتند و به آن اشاره شد چندان تطابق ندارد. اگر به هر دلیل این نگرش تمرکز گرایانه - هرچند از روی ایثار و فداکاری برای انقلاب- مدلسازی و نهادینه میشد قطعاً سرنوشت انقلاب به گونه دیگری رقم میخورد. البته رو به بهبود بودن نقاهت ناشی از ترور آیت الله خامنه ای موجب میشد که امام حساسیت خود را نسبت به این نوع مدیریت بعضاً بروز دهد.
برای نمونه، روایت آقای هاشمی در مورد رسیدگی به وضعیت ستاد انقلاب فرهنگی و دانشگاهها به صورت شورایی تا حدودی مؤید این نظر است: «[شیخ حسن] صانعی [از دفتر امام] تلفن کرد و گفت ما تصمیم گرفته ایم و خدمت امام هم گفته ایم.» (ص411) گرچه مرجع این «ما» چندان مشخص نیست با این وجود امام مجدداً پیامی ارسال میدارند که نشان از حساسیت ایشان به تمرکزگرایی دارد: «آقای [شیخ حسن] صانعی، تلفنی از امام دستور ابلاغ کرد که سعی کنیم در مورد ستاد انقلاب فرهنگی با آقای خامنه ای به وحدت نظر برسیم و نتیجه را به امام پیشنهاد نمائیم.» (ص413) اینکه آقای هاشمی میتوانست به دلیل همراه بودن آقایان میرحسین موسوی و موسوی اردبیلی (رؤسای دو قوه دیگر) با ایشان با سرعت بیشتری تصمیم بگیرد، به جهتی حسن محسوب میشد اما قطعاً سرعت مناسب تنها ملاک سنجش صحت امور نمی تواند محسوب شود.
در سال 63 معلوم نیست چگونه رهنمود امام در مورد آقای هاشمی صدق می یابد و اثری از رؤسای سایر قوا در شورای سرپرستی صدا و سیما نیست. آیا بر اساس تصمیم جمعی، نمایندگی سه قوه در شخص آقای هاشمی خلاصه میشود؟ پاسخ این سوال چندان روشن نیست و خاطرات آقای هاشمی نیز در این زمینه ساکت است، اما در سایر موارد، توافق جمعی را اعلام می دارد: «شب، سران قوا در منزل ما مهمان بودند. درباره پناهندگی مقام «سیا» [سازمان اطلاعات مرکزی] آمریکا به ایران و مسائل جنگ و هواپیما ربایی و ... بحث شد از اقداماتی که بعد از واگذاری اختیارات دو هیأت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی و بنیاد تاریخ [انقلاب اسلامی] به من، انجام گرفته، گزارش دادم؛ تشکر کردند.»(ص285) البته نفس از مدار خارج کردن هیات مؤسس یا امنا نمی تواند قابل دفاع باشد؛ زیرا اگر واقعاً اعضای هیئت امنای دانشگاه آزاد فرصت نمی کردند در یک کار جمعی مشارکت جویند با چه توجیهی یک وظیفه جمعی را به یک مسئولیت فردی مبدل نمودند؟ اینکه اسماً مسئولیتی را در یک کار جمعی برای تصمیم سازی و هدایت مجموعهای حساس و تعیین کننده بپذیرند، اما در عمل به گونه دیگری این وظیفه دنبال شود از دو سو مورد سؤال است؛ سؤالی متوجه اعضای هیئت امنای واگذار کننده مسئولیت و سؤالی متوجه فرد قبول کننده وظیفه دیگران. این نوع عملکرد در سطحی وسیعتر مثل آن است که همه اعضای یک مجلس قانون گذاری مسئولیت خود را به یک فرد واگذار کنند تا او به جای جمع سریعتر بتواند تصمیم بگیرد و سپس در پایان، گزارش کار خود را به جمع ارائه دهد. تبعاتی که بعدها به دلیل صوری بودن هیات امنا ایجاد شد خود بهترین گواه بر بروز خطایی غیرقابل جبران است.
در مورد شورای سرپرستی صداوسیما، اما هیچ ذکری از موضوع واگذاری مسئولیت رؤسای دو قوه دیگر به آقای هاشمی رفسنجانی بعد از رهنمود امام در خاطرات سالهای 62 و 63 به میان نیامده است. براساس رهنمود رهبری انقلاب- همانگونه که از خاطرات سال 62 نقل شد- به منظور حل مشکلات و اختلافات در رسانه ملی قرار می شود رؤسای سه قوه به عضویت شورای سرپرستی آن درآیند، اما این فقط رئیس قوه مقننه است که همه امور با تصمیم او در رسانه ملی به پیش می رود: «اخوی محمد [رئیس سازمان صداوسیما] تلفنی گفت که آقای امامی کاشانی مصاحبه ای کرده است. غیرمستقیم و به طور تلویحی، جواب اظهارات من در مجلس در مورد قلمرو اختیارات شورای نگهبان را داده است. گفتم بهتر است پخش شود.» (ص246) در این باب، نفس هماهنگ کردن موضوعاتی که حتی به طور تلویحی به مواضع آقای هاشمی پرداخته باشد موضوعیت دارد، نه اینکه مجوز پخش دریافت دارد یا خیر.
نکته دیگری که در همین زمینه برای خواننده محل تأمل خواهد بود تضعیف بالاترین مرجع جمعی در مورد جنگ یعنی شورای عالی دفاع است. براساس آنچه از این کتاب در مورد این نهاد دریافت میداریم عمدتاً مسائل غیرمهم در آن طرح میشود و مسائل اساسی جنگ در خارج از این شورا در جمعی بسیار محدودتر مورد بررسی قرار میگیرد: «عصر، جلسه شورای عالی دفاع داشتیم. در این جلسه، بودجه تبلیغات منطقه کردستان و لغو شش ماه احتیاط خدمت وظیفه پزشکان تصویب شد. جلسهای با سران قوای مسلح، در دفترم داشتم، راجع به پیشنهاد ژاپن [به سازمان ملل] مبنی بر اجازه دادن به عراق برای استفاده از خلیجفارس و [اعلام] آتشبس در [منطقه] خلیجفارس بحث شد.» (ص119)
همانگونه در این فراز از خاطرات آقای هاشمی مشهود است موضوع پیشنهاد ژاپن بلافاصله بعد از جلسه شورای عالی دفاع در جلسهای محدودتر با محوریت ایشان مورد بررسی قرار میگیرد: «عصر، در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردم. بحث بیشتر در مورد ترمیم حقوق ارتشیها بود. سپس با فرماندهان سپاه و نیروی زمینی و رئیسجمهور داشتیم. طرحهای آقایان محسن رضایی و صیاد [شیرازی] را برای آخرین بار، مورد بحث قرار دادیم.» (ص273) در این فراز نیز مسائل اساسی مربوط به جنگ بلافاصله بعد از پایان جلسه شورای عالی دفاع به عنوان بالاترین مرجع جمعی مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
این مشی بتدریج خواننده آثار جناب آقای هاشمیرفسنجانی را به این جمعبندی نزدیک میکند که ایشان فعالیت فرد محورانه را بر فعالیت جمعی ترجیح میدهد. شاید همین استنباط در مورد حزب جمهوری اسلامی کمی شتابزده باشد؛ اما به طور قطع نوع تعامل ریاست محترم مجلس با این فعالیت جمعی نیز بر اساس شیوه ایشان مورد تأمل قرار خواهد گرفت: «عصر به جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] نرفتم؛ به جهت کمی علاقه...» (ص95)، «در شورای مرکزی حزب شرکت نکردم و بیشتر به مطالعه گزارشها پرداختم.» (ص116)، «عصر، در جلسه حزب [جمهوری اسلامی] شرکت نکردم و افطار را به خانه آمدم. شب هم زود خوابیدم.» (ص138)، «عصر، در جلسه حزب [جمهوری اسلامی] شرکت نکردم. در دفترم گزارشها را خواندم.» (ص260)، «به جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] نرفتم؛ جواب نامه [جامعه] مدرسین [حوزه علمیه] قم را کامل کردم.» (ص292)
جناب آقای هاشمی رفسنجانی علت بی توجهی به حزب را یک بعدی شدن آن اعلام می دارد؛ انتقادی که چندان به دور از واقعیت نیست، اما آیا ایشان قادر نبود با سرمایه گذاری روی حزب این تشکل را از وضعیتی که در آن گرفتار آمده بود رهایی بخشد؟ همانگونه که اشاره شد، در آن سالها رئیس قوه مقننه به عنوان مرکزیتی در آمده بود که جناح چپ کاملاً محوریتش را پذیرفته بودند و جناح راست نیز به دلیل تعیین کنندگی نقشش ناگزیر از تعامل با ایشان بودند. اما اینکه چرا از این پتانسیل برای حل مشکلات حزب استفاده نمی شود و غیبت در جلسات شورای مرکزی بر حضوری فعال و تعیین کننده ترجیح داده میشود، بحثی نیست که بتوان به سهولت از کنار آن عبور کرد؛ زیرا نیروهای قابل توجهی در درون شورای مرکزی حزب همچون آقایان: مهاجری، بهشتی، اژه ای، میرحسین موسوی و ... به لحاظ فکری کاملاً هماهنگ با آقای هاشمی بودند. افرادی چون آقای جاسبی (قائم مقام حزب) هم به دلیل نفوذ و قدرت ایشان همه امورشان را هماهنگ می کردند و از این طریق تبعیت داشتند. جریان مؤتلفه موجود در شورای مرکزی نیز مقاومت چندانی در برابر تصمیمات صریح آقای هاشمی نداشت، بنابراین می توان گفت که ایشان چندان تمایلی به وقت گذاشتن روی مسئله حزب نداشته است. این برداشت بدان معنا نیست که حزب دارای مسائل و مشکلات مبنایی نبود، امّا بی آن که خواسته باشیم متعرض ناهمگونیهای جناحهای داخلی حزب شویم که هر یک از تشکلی در بیرون از حزب هدایت می شدند، براین نکته تاکید می کنیم که آقای هاشمی میتوانست در صورت تمایل، به انسجام حزب کمک نماید. این، مسئله ای است که از سوی آیت الله خامنه ای نیز مورد گوشزد قرار می گیرد: «راجع به حزب [جمهوری اسلامی] هم کمی بحث کردیم؛ آقای خامنه ای از کم توجهی من به حزب گله داشت، من گفتم جناح بازیها در حزب مایه دلسردی است.» (ص269)
از جمله نکات برجسته خاطرات 63 آقای هاشمی رفسنجانی انعکاس دقیق حساسیت های امام در مورد لحاظ کردن مقتضیات روز و مبانی دینی به صورت همزمان است. از نظر ایشان گردش شایسته امور مملکتی و رعایت موازین شرعی، به مثابه دو روی یک سکه به شمار می آمد. لذا به منظور حفظ موازنه در این زمینه گاهی شورای نگهبان را مورد تأیید قرار می دادند و تضعیف کنندگان این نهاد تعیین کننده را سرزنش می کردند؛ به مناسبت هایی نیز به حمایت جدی از مجریان اداره کشور می پرداختند و از برداشتهای ضعیف این شورا از مبانی دینی انتقاد می کردند. در این میان، جایگاه آقای هاشمی رفسنجانی که به دلایلی نقش رهبریت جناح مجریان و به اصطلاح چپ را برعهده گرفته بود حائز اهمیت است. ایشان در این دوران حساسیت قابل تقدیری دارد که به اسلام انگ طرفداری از سرمایه داری نخورد، دقت نظری که به طور جدی امام آن را تقویت می نمود: «آقای عسگر اولادی آمد... میخواست نتیجه بگیرد که دولت خوب عمل نکرده است. بر ضرورت همکاری بیشتر من با جامعه مدرسین اصرار داشت... به ایشان توصیه کردم که لازم است انقلاب را از اتهام ناروای طرفداری از سرمایه داران دور کنیم.» (ص382)، همچنین در فرازی دیگر آقای هاشمی خطاب به اعضای حزب مؤتلفه همین نگرانی را گوشزد مینماید: «عصر، جمعی از اعضای مؤتلفه [اسلامی] آمدند؛ انتقاداتی به وضع قوه قضائیه... و نیز انتقاداتی به دولت، در مورد حذف نیروهای مخالف خط خودش و ضعف مدیریتها داشتند. از عدم هماهنگی من در مجلس با خط خودشان گله داشتند. توضیحاتی دادم و خطر حمایت از سرمایهداری و عدم حمایت از محرومان را [به آنها] تذکر دادم.» (صص1-400)
حاشیه های راهپیمایی روز قدس
راهپیمایی بزرگ روز قدس همزمان با سراسر کشور با حضور امت مسلمان، روزهدار و خداجوی تهرانی در حمایت از ملت مظلوم فلسطین در پایتخت میهن اسلامی مان برگزار شد.
به گزارش خبرنگار مهر، راهپیمایان با سردادن شعارهایی نظیر "الله اکبر" ، "مرگ بر آمریکا" ، "مرگ و اسرائیل" و "مرگ بر انگلیس"، "مرگ بر صهیونیسم " و "مرگ بر سازشکار"، خشم و انزجار خود را از ایادی استکبار اعلام کردند.
- یکی ازمهمترین مواردی که درراهپیمایی امسال روز قدس روی داد، قطع چند باره سخنرانی رئیس جمهور از رادیو بود، رادیو تهران هرهفته دربرنامهای ویژه، سخنان سخنران پیش از خطبه و امام جمعه تهران را مستقیماً پخش می کند که این هفته نیز پخش مستقیم سخنان احمدی نژاد،رئیس جمهورآغاز شد اما درچندین نوبت با توضیح مجری این شبکه مبنی برپخش گزارش خبرنگاران از سطح شهر، پخش مستقیم سخنرانی رئیس جمهور چندین بار قطع شد.
- این در حالی است که هیچ یک از شبکه های یک تا شش سیما نیز سخنان مهم رئیس جمهور را به طور مستقیم پخش نکردند.
- گروه های مختلف خبری از رسانههای خارجی با حضور در مسیر راهپیمایی مردم تهران در روز قدس، از حضور خیل عظیم مردم در راهپیمایی ضد صهیونیستی روز قدس و اقامه نماز آخرین جمعه ماه رمضان عکس، فیلم، خبر و گزارش تهیه کردند.
- راهپیمایان امروز همچنین با سر دادن شعارهایی نظیر "نصرالله نصرالله حمایتت می کنیم" و "حزب الله حزب الله حمایتت می کنیم"، حمایت و همبستگی خود با ملت لبنان و دبیر کل حزب الله اعلام داشتند.
- مردم تهران که از صبح امروز در راهپیمایی روز قدس حاضر شدهاند به نشانه تنفر از رژیم صهیونیستی و آمریکا در فواصل مختلف مسیر راهپیمایی، پرچم های آمریکا و اسرائیل را به آتش کشیدند.
- برخی حاضران در این مراسم با در دست دادن پلاکارد و نیز پوشیدن کاورهایی که در آن مظلومیت ملت فلسطین از یک سو و خوی استکباری دشمنان مردم فلسطین از سوی دیگر به نمایش درآمده بود ، حمایت خود را از مردم فلسطین اعلام کردند.
- راهپیمایان همچنین با سر دادن شعارهایی نظیر "حمایت از فلسطین سفارش امام است" و "آمریکا در چه فکریه احمدی نژاد بسیحی است"، حمایت خود را از مواضع امام خمینی(ره) و رئیس جمهوری در قبال مسئله فلسطین اعلام داشتند.
- امروز گروهی از نیروهای استشهادی هم با حضور در راهپیمایی روز قدس حمایت خود را از مبارزان فلسطینی اعلام کردند.
- درحاشیه مراسم نماز جمعه روز قدس، خاخام فیردمن، رهبر جنبش یهودیان ضد صهیونیست با دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور دیدار و گفتگو کرد.
- راهپیمایان روز جهانی قدس در تهران در خیابان انقلاب طوماری را با هزاران امضا جهت تحریم کالاهای رژیم صهیونیستی برای رئیس جمهوری کشورمان نوشتهاند و از مسئولان خواستند که از ورود هرگونه کالایی که از سوی رژیم صهیونیستی تولید و یا از سوی حامیان این رژیم تولید می شود به کشور جلوگیری شود.
- در این طومار با عنوان "در رمی جمرات کالاهای اسرائیلی ، ما را یاری کنید" خطاب به رئیس جمهوری اسلامی ایران آمده بود: "ما امضا کنندگان این طومار به منظور تحقق شعار جاودانه حضرت امام (ره)، (اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود) کالاهای اسرائیلی را تحریم کنند. در این طومار که خطاب به رئیس جمهوری اسلامی ایران امضا گردآوری شده بود آمده که ما امضا کنندگان این طومار به منظور تحقق شعار جاودانه امام ،(اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود) خواستار عمل به فتوای مقام معظم رهبری و مفاد کامل ماده 8 قانون حمایت از انقلاب اسلامی فلسطین (مصوب 19/2/1368مجلس شورای اسلامی) و بند 6 منشور ششم کنفرانس اسلامی (مصوب 1972) مبنی بر شناسایی و قطع رابطه کامل با شرکت های حامی اسرائیل هستیم و در این راستا خواستار توقیف عاجل محصولات کوکاکولا (شرکت خوش گوار مشهد) ، پپسی کولا (شرکت ساسان) ، نستله (نستله ایران ) و گوشی تلفن همراه GLX و شرکت های ای . بی .ام و مایکروسافت هستیم".
- دکتر محمود احمدی نژاد در سخنرانی روز قدس با اشاره به جنایات رژیم صهیونیستی بر علیه ملت مظلوم فلسطین گفت: باید به ملتها اجازه داده شود که درخصوص جنایات رژیم صهیونیستی تحقیق کنند و از جعبه سیاه جنایات این رژیم رمز گشایی کنند.
- در پایان راهپیمایی روز جهانی قدس، شرکت کنندگان با صدور قطعنامه ای در 8 بند ضمن اعلام حمایت از دولت منتخب و قانونی ملت فلسطین، از گروههای فلسطینی و کشورهای منطقه خواستند با درک اوضاع حساس خاورمیانه، با هوشیاری و وحدت، توطئه پلید آمریکایی اسرائیلی در "ایجاد تفرقه در فلسطین اشغالی" را خنثی کنند.
- امروز همزمان با روز قدس و آخرین جمعه ماه مبارک رمضان همه اعضای هیئت دولت و معاونین رئیس جمهور در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران با مردم ملاقات و از نزدیک ضمن بررسی مشکلات مردم دستور رسیدگی صادر کردند.
- رئیس مجلس خبرگان، روسای قوای سه گانه، مسئولان ، فعالان و شخصیت های سیاسی در مصاحبه های حاشیه ای راهپیمایی روز قدس تصریح کردند که در مسئله فلسطین تنها راه درست مقاومت است و هیچ طرح صلحی از جمله طرح صلح آمریکا نمیتواند در مقابل 5 میلیون آواره فلسطینی پاسخگو باشد.
احمدی نژاد و قافیه تنگ تریبونهای وطنی نئومحافظه کاران
«بعضى هم البته نه، بعضى از اقدامها را اگر بکنید، میگویند چرا کردید، به این دلائل غلط بود؛ اگر همان اقدام را نکنید، میگویند چرا نکردید، به این دلائل خطا بود! دلیل میشمرند؛ باب تحلیل هم که واسع است؛ هرچه دلشان میخواهد، میگویند! آنها اهمیتى ندارند. حق، خودش را نشان خواهد داد؛ لکن بعضى از انتقادها، بعضى از نگرانیها، بعضى از دغدغههائى که در بعضیها هست، دلسوزانه است؛ باید آنها را بیان کرد و برایشان توضیح داد.»
اگرچه یافتن مصداق برای این بخش از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مدیران اجرایی کشور (9/4/86) با دشواری همراه نیست و افراد و گروههایی که هنوز به دید رقیب به مجریان، می نگرند، به لطایف الحیل، ساز مخالفت و منفی بافی به لب گرفته و می نوازند اما حکایت سمفونی مخالف خوانان که به تدریج از شیرینی معمول آن نیز در اثر افراط کاسته شده است، در ماجرای سفر رئیس جمهور به نیویورک و سخنرانی وی در دانشگاه کلمبیا، عینیت بیشتری در چارچوب مصداقی جملات طلیعه این نوشتار می یابد.
تأخیر در حضور ارکستر مخالف خوانان و اجرای این سمفونی نیز البته قابل پیش بینی و در جهت تاکتیک های عملیات روانی علیه رقیب است چه آنکه در گرد و خاک به هوا خاسته از کارزار نیویورک که از جنگ طلب ترین رسانه های امریکایی و صهیونیستی تا نگاههای معتدل تر، بالاتفاق به پیروزی منطق نماینده ایران در آن تأکید داشتند، نواختن سازی شکسته با گروه کُری شوک زده، معجزه نمی آفریند. بنابراین باید اندکی صبر کرد تا بلکه از این غوره، اگر حلوا هم نشد، شیٌ عجاب دیگری ساخته شود و بعد، آنقدر حلوا، حلوا کرد تا دهان شیرین شود و تلخی پیروزی بر صهیونیستها از سوی رقیب فراموش.
با این حال، گرد و خاکی که این جماعت به پا کردند و سمفونی یکپارچه ای که آغازیدند، هنوز متأثر از شوک ناشی از این پیروزی است. این را می شود از "همه"ی استدلال اعضاء این گروه کُر دریافت که پس از آنکه از سوی رئیس دانشگاه کلمبیا به احمدی نژاد توهین شد، وی باید جلسه را ترک می کرد چراکه این توهین، به منزله توهین به ایران و ایرانی بوده است.
یا للعجب، از این همه قوت استدلال و منطق! چه کسی است که تردید داشته باشد چنانچه احمدی نژاد، جلسه دانشگاه کلمبیا را ترک می کرد، سالها، همین جماعت با چوب "جازدن و خالی کردن میدان در اثر ضعف"، "به بازی گرفتن شخصیت ملت ایران"، "ناتوانی در مقابله با استکبار به رغم رویکردهای شعاری"، "عدم محاسبه دقیق در مواجهه با موقعیت های قابل پیش بینی" و... به دنبال احمدی نژاد می افتادند؟
با وجود آنکه سالهای سال از وجود استراتژیست های قهار در جریان ضداصولگرا گفته اند و ترسانده اند اما به نظر می رسید این غول شاخ و دمی هم ندارد. ستاره تعقل در این جمع همچنان رو به افول است و پریشانی دوری از قدرت، چنان خماری آورده که بسان مبتدیان عرصه سیاست، رفتار می کنند چه آنکه در غیر اینصورت روا نیست، آنجا که صهیونیستهای متعصب نیز به شکست در کارزار نیویورک اعتراف کرده و با گذشت یک هفته از این رویداد پرحاشیه، همچنان این روند ادامه دارد، تریبونهای وطنی نئومحافظه کاران، آمال و منتهای رغبت خود را چنین ناشیانه در قافیه تنگ مخالف خوانی بگنجانند.
اگرچه برخی با تجربگان این طیف، پیشدستی کرده و محبوبیت و مظلومیت احمدی نژاد را نمدی برای کلاه خود ساختند اما گواینکه محک تجربه نیز در این جریان، عیار قابل توجهی ندارد و خشم جنون آمیز، حرف اول و آخر را می زند وگرنه محمد هاشمی رفسنجانی کم تجربه نیست که می گوید سفر احمدی نژاد به نیویورک هیچ دستاوردی نداشت و به نفع امریکایی ها بود تا ایرانی ها!
نکته قابل توجه دیگر اینکه، حال که اینچنین پای این علم سینه می زنید و مویه می کنید، دمی کناره بگیرید و این پرسش را بی پاسخ مگذارید که اگر ادبیات رئیس دانشگاه کلمبیا و برخی سؤالات مطرح شده را توهین آمیز یافتید و اینجا که رسید پس از 2 سال، بالاخره اهانت به رئیس جمهور را توهین به ملت ایران، پذیرفتید، این توهین هایی که چنین از آن برآشفته اید و رگ غیرت اتان عن قریب است که پاره شود، ریشه در کجا دارند؟ جز در تریبون ها و کارگران وطنی نئومحافظه کاران؟
شفاف تر بگویم. کدام گروه و فرد، در کسوت نمایندگی مجلس، رسماً به پنهانکاری در مسئله هسته ای از سوی ایران تأکید کرد و برآنچه نهایت تلاش مسئولین در نفی آن بود، مهر تأیید گذاشت و از تریبون رسمی جمهوری اسلامی علیه جمهوری اسلامی، خطابه خواند؟ راهنمایی: جناب مستطاب، احمد شیرزاد، حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب و...
مجری جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه کلمبیا از موج اعدام ها در ایران پرسید. کدام گروه و فرد، رسماً گزارش های موسوم به نقض حقوق بشر در ایران را مرجع اظهارات خود قرار داده و بعضاً در تهیه و تنظیم آنها نیز دست دشمنان ایران را به گرمی می فشارند و سپس نیز با همین چماق، به نهادهای متولی این داستان، شکوائیه می نویسند؟ راهنمایی: یگانه مدافع حقوق زندانیان از ازل تا ابد؛ جناب عماد باقی، حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب و...
حقوق زنان و تصویر وضعیت فلاکت بار از این قشر را کدام جریان، با آب و تاب توصیف می کند و کمپین یک میلیون امضایی راه می اندازد (و امیدوار است با چند صفر کمتر هم که شده، خوش خدمتی خود در ازای دریافت جایزه میلیون دلاری را ثابت کند)؟ سرکار علیه شیرین عبادی، حزب مشارکت و...
مثنوی هفتاد من خیانت تریبون های ثابت و متحرک، نوشتاری و گفتاری وطنی نئومحافظه کاران امریکایی، در این وجیزه نمی گنجد اما حیف است که این نوشته بدون یادی از یک دوم خردادی انتحاری! به پایان برسد.
«روزی که خاتمی رئیس جمهور بود کشورهای دیگر می گفتتند این رئیس جمهور زیادی شما است چرا که همه حرفهایش از آزادی، گفتمان، گفتگوی تمدنها و ... است از این رو وقتی خاتمی کنار رئیس جمهور فرانسه می ایستاد یک سر و گردن بالاتر بود و ما افتخار می کردیم اما امروز وقتی احمدی نژاد حتی کنار رئیس جمهور افغانستان می ایستد خجالت می کشیم که مبادا سخنی بگوید و آبرویمان برود. او حتی حرف زدن هم بلد نیست و چنان صحبت می کند که گویی از اصول اولیه اداره کشور چیزی نمی داند.»
شنیدم که این بار مصطفی تاج زاده قصد کرده که دانشگاه کلمبیا را با کنفرانس برلین مقایسه کند و بعد از هوا کردن این فیل، چنان هوش از سر حاضران از نکته سنجی و ظرافت خود ببرد که همه انگشت به دهان تا هنرنمایی بعدی وی بمانند. بی تابی ما برای شکرشکن شدن مجدد این طوطی نیز، همچنان باقیست.
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه/ چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
حقیقت پیروزی بر صهیونیستها، نه مدیون احمدی نژاد است و نه آنها که در این یک هفته یاد بیانیه دادن و حمایت از وی افتاده اند. «این انقلاب، بی نام خمینی (ره) در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست.» و غایت افتخار احمدی نژاد، شاگردی این مکتب و الهام گرفتن از آن، روح خدایی است. نکته دقیق و مهمی که تاکنون در 3 مرحله از سوی رهبر انقلاب نیز مورد اشاره و تبیین قرار گرفته و احیاء آرمانها و شعارهای دهه اول انقلاب و بازگشت به آرمانهای امام خمینی (ره) در حوزه اجرایی و گفتمانی مورد تأکید واقع شده است.
ره افسانه ی رطل و باطل بافتن های جماعتی که زنگ بیداری عصر خمینی نیز آنان را هوشیار نساخته است، مانع از دیدن حقیقتی که به تأیید رهبر حکیم انقلاب مُهر شده است، نخواهد شد. مُهری که بر طلیعه و خاتمه این نوشتار نشسته است:
«سخنرانى شما در دانشگاه کلمبیا و مسئله اى که در این دانشگاه پیش آمد و همچنین سخنرانى شما در مجمع عمومى سازمان ملل در مجموع مایه سرافرازى ملت ایران شد. محتواى این سخنان و برخورد و منشى که شما در مواجهه با مسائل مختلف داشتید، خوب بود.
می توان با منطق قوی، اعتماد به نفس و اعتماد به منطق قوی اسلامی، دلها را جذب کرد همانگونه که اخیراً در دانشگاه کلمبیا این مسئله، به خوبی اتفاق افتاد. فعال شدن همه امکانات رسانه ای و رفتار تأسف برانگیز و غیردانشگاهی رئیس دانشگاه کلمبیا، با هدف عصبانی یا منفعل کردن رئیس جمهور صورت گرفته بود تا آن را به عنوان یک سند، مبنای جنجالهای تبلیغاتی قرار دهند اما به خواست پروردگار، و به علت استفاده صحیح از منطق دین و اعتماد به این منطق قوی، نتیجه دقیقاً برعکس شد و حاضران این منطق را تأیید و تصدیق هم کردند.»
احمدی نژاد، برنده جنگ روانی میان ایران و امریکاست
مامور سابق سازمان سیا رییس جمهور ایران را پیروز جنگ روانی اخیر میان ایران و آمریکا دانست.
به گزارش رجانیوز، مجری شبکه تلویزیونی فاکس نیوز در میزگردی با حضور یک مامور سابق سازمان سیا، با اشاره به شدت گرفتن جنگ روانی میان ایران و آمریکا در سفر رئیس جمهور به آمریکا پرسید: احمدی نژاد پیش از انجام این سفر، شعار مرگ به آمریکا سر می داد. وی وقتی که در آمریکا بود نیز به انتقاد از واشنگتن پرداخت و پس از بازگشت به کشورش نیز مطالبی از این دست بیان کرد. باتوجه به این جنگ روانی ایران، آمریکا برای مقابله با این وضع چه اقداماتی صورت می دهد؟
"وین باکسره واو سیمونز" از ماموران سابق سازمان امنیت آمریکا در پاسخ با ادعای اینکه "بسیاری از مطالبی که آمریکا بیان می کند به گوش مردم جهان و ایرانی ها نمی رسد"، افزود: اما احمدی نژاد این مخاطبان را از آن خود دارد؛ احمدی نژاد با همین کارت بازی می کند و باید توجه داشت جنگ روانی بخش مهمی از همه اقدامات جنگی است. احمدی نژاد در خصوص مخاطبان مذکور برنده این جنگ روانی است.
مجری فاکس نیوز در ادامه ضمن پرسیدن اینکه آیا اقدام ایران در قرار دادن ارتش آمریکا و سازمان سیا در فهرست سازمان های تروریستی، به تلافی اقدام سنای آمریکاست، در خطایی آشکار، بیانیه اخیر مجلس شورای اسلامی را اقدام رییس جمهور ایران دانست و پرسید آیا احمدی نژاد با این اقدام هدفش افکار عمومی داخلی ایران بوده است؟
این مأمور سابق سازمان سیا، بدون در نظر گرفتن اقرار اخیر رییس سیا به اقدامات تروریستی این سازمان در پرونده جواهرات خانوادگی و... در پاسخ گفت: بی تردید ایران نیاتی از این کارش دارد. باید توجه داشت این اقدام احمدی نژاد و مجلس ایران در اعلام کردن نام سیا و ارتش آمریکا به عنوان سازمانی تروریستی، تقریباً شبیه اقدام ادولف هیتلر در مطرح کردن این مساله است که آمریکا مسوول هولوکاست بوده است. این اقدام ایران دور از انتظار نبود، ما باید انتظار رویدادهای زیادی را داشته باشیم.
وی با اشاره به آنکه سناتور جان کاری و جان مارثا عضو مجلس نمایندگان آمریکا نیز پیشتر نظامیان و تفنگداران آمریکایی را به صورت علنی تروریست خوانده اند، افزود: احمدی نژاد دقیقاً روی همان مسائلی مانور می دهد که از آمریکا و کنگره آن به گوش می رسد و این وضع خطرناک است.
دفاع مقدس به روایت رهبر انقلاب
اکثر جوان های جنگ نخبه بودند
چکیده: اکثر این جوان هایی که در جنگ نقش های مؤثر ایفا کردند، ازقبیل همین دانشجوها بودند وخیلی هایشان هم جزو نخبه ها بودند. دلیل نخبه بودنشان هم این بود که یک جوان بیست و دو، سه ساله فرمانده یک لشکر شد؛ آن چنان توانست آن لشگر را هدایت کند و آن چنان توانست طراحی عملیات را، که هرگز نکرده بود، بکند که نه فقط دشمنانی را که مقابل ما بودند- یعنی سربازان مهاجم بعثی عراق- متعجب کرد، بلکه ماهواره های دشمنان را هم متعجب کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در هفته دفاع مقدس سال 83 در دیدار جوانان نخبه و دانشجویان با ایشان به تشریح گوشه هایی از حماسه آفرینی های جوانان در جنگ تحمیلی پرداختند. بازخوانی مجدد این پیام در شرایط فعلی حاوی درس های آموزنده ای خواهد بود.
اکثر این جوان هایی که در جنگ نقش های مؤثر ایفا کردند، ازقبیل همین دانشجوها بودند وخیلی هایشان هم جزو نخبه ها بودند. دلیل نخبه بودنشان هم این بود که یک جوان بیست و دو، سه ساله فرمانده یک لشکر شد؛ آن چنان توانست آن لشگر را هدایت کند و آن چنان توانست طراحی عملیات را، که هرگز نکرده بود، بکند که نه فقط دشمنانی را که مقابل ما بودند- یعنی سربازان مهاجم بعثی عراق- متعجب کرد، بلکه ماهواره های دشمنان را هم متعجب کرد.
ما والفجر هشت را که حرکت نشدنی و باورنکردنی است، داشتیم. درحالی که ماهواره های آمریکایی برای عراق- لابد این موضوع را شنیدید و مطلعید- کار می کردند؛ اطلاعات به آن کشور می دادند؛ یعنی دائماً قرارگاه های جنگی رژیم بعثی با دستگاه های خبری آمریکایی و با ماهواره هایشان مرتبط بودند و آن ماهواره ها نقل وانتقال و تجمع نیروهای ما را ثبت می کردند و بلافاصله به آنها اطلاع می دادند که ایرانیها کجا تجمع کرده اند و کجا ابزار کار گذاشته اند.
حتماً می دانید که اطلاعات در جنگ، نقش بسیار مهم و فوق العاده ای دارد؛ اما زیر دید این ماهواره ها، ده ها هزار نیرو رفتند تا پای اروندرود و دشمن نفهمید! با شیوه های عجیب و غریبی که می دانم شماها چیزی از آنها نمی دانید- البته آن وقت برای ماها روشن بود، بعد هم برای مردم آشکار شد؛ منتها متأسفانه معارف جنگ دست به دست نمی شود؛ یکی از مشکلات کار ما این است؛ لذا شماها خبر ندارید- اینها با کامیون، با وانت، به شکل های گوناگون، مثل این که گویا هندوانه بار کرده اند، توانستند دهها هزار نیروی انسانی را با پوشش های عجیب و غریب و در شب های تاریکی که ماه هم در آن شبها نبود، به کناره اروندرود منتقل کنند و از اروندرود که عرض آن در بعضی از قسمت ها به دو، سه کیلومتر می رسد، این نیروهای عظیم را عبور بدهند به آن طرف؛ از زیر آب و با آن وضع عجیبی که اروند دارد که شماها شاید آن را هم ندانید.
اروند دوجریان دارد: یک جریان ازطرف شمال به جنوب است که آن، جریان اصلی اروند است و رودخانه دجله و فرات هم در همین جریان به اروند متصل می شوند و با هم به طرف خلیج فارس می روند. جریان دیگر عکس این جریان است و آن، درمواقع مد دریاست.در این مواقع، آب دریا به قطر حدود دو، سه یا چهار متر از طرف دریا، یعنی ازطرف جنوب، می آید به طرف شمال؛ یعنی دریا سرریز می شود در رودخانه. با این حساب، یعنی اروند دوجریان صدو هشتاد درجه ای کاملاً مخالف همدیگر دارد.
به هرحال، با یک چنین وضع پیچیده ای، آن زمان ما در جریان جزئیات کار قرار می گرفتیم و آن دلهره ها و کذا و کذا رزمندگان اسلام توانستند به آنجا بروند و منطقه ای را فتح کنند و کار شگفت آوری را انجام دهند. این کار، کار همین دانشجوها و همین جوانان و همین نخبه هایی بود که در بسیج و در سپاه بودند.
حضور در جبهههای نبرد
... من دلم میخواست بروم آبادان، اما نمیشد.تا این که یک وقت گفتم :
" هر طور شده من باید بروم آبادان" و این وقتیبود که حصر آبادان شروع شده بود.
یعنی دشمن از رودخانه کارون عبور کرده و رفته بود به سمت غرب و یک پل را در آنجا گرفته بود و یواش یواش سر پل را توسعه داده بود. طوری شد که جاده اهواز و آبادان بسته شد. تا وقتی خرمشهر را گرفته بودند، جاده خرمشهر- اهواز بسته بود، اما جاده آبادان باز بود و در آن رفت و آمد میشد. وقتی دشمن آمد این طرف و سرپل را گرفت و کم کم سرپل را توسعه داد، آن جاده هم بسته شد. ماند جاده ماهشهر و آبادان. چون ماهشهر به جزیره آبادان وصل میشود، نه به خود آبادان، آن هم زیر آتش قرار گرفت. یعنی سر پل توسط دشمن توسعه پیدا کرد و جاده سوم هم زیر آتش قرار گرفت و در حقیقت دو، سه راه غیر مطمئن باقی ماند. یکی راه آب بود که البته آن هم خطرناک بود. یکی راه هوایی بود و مشکلش این بود که آقایانی که در ماهشهر نشسته بودند، به آسانی هلیکوپتر به کسی نمیدادند. یک راه خاکی هم در پشت جاده ماهشهر بود که بچهها با هزار زحمت درست کرده بودند و با عسرت از آن جا عبور میکردند.
البته جاهایی از آن هم زیر تیر مستقیم دشمن بود که تلفات بسیاری در آن جا داشتیم و مقداری از این راه از پشت خاکریزها عبور میکرد. این غیر از جاده اصلی ماهشهر بود. البته این راه سوم هم خیلی زود بسته شد و همان دو جاده، یعنی راه آب و راه هوا باقی ماند. من از طریق هوا، با هلیکوپتر، از ماهشهر به جزیره آبادان رفتم. آن وقت، از سپاه، مرحوم شهید "جهان آرا" که بود، فرمانده همین عملیات بود. از ارتش هم مرحوم شهید "اقارب پرست"، از همین شهدای اصفهان بود. افسر خیلی خوبی بود. از افسران زرهی بود که رفت آن جا ماند. یکی هم سرگرد "هاشمی" بود. من عکسی از همین سفر داشتم که عکس بسیار خوبی بود. نمیدانم آن عکس را کی برای من آورده بود. حالا اگر این پخش شد، کسی که این عکس را برای من آورد، اگر فیلمش را دارد، مجددا آن عکس را تهیه کند، چون عکس یادگاری بسیار خوبی بود.
ماجرایش این بود که در مرکزی که متعلق به بسیج فارس بود، مشغول سخنرانی بودم. شیرازیها بودند و تهرانیها، و سخنرانی اول ورودم به آبادان بود.
قبلا هیچ کس نمیدانست من به آن جا آمدهام. چهار، پنج نفر همراه من بودند و همین طور گفتیم: "برویم تا بچهها را پیدا کنیم." از طرف جزیره آبادان که وارد شهر آبادان میشدیم، رفتیم خرمشهر، آن قسمت اشغال نشده خرمشهر، محلی بود که جوانان آن جا بودند. رفتم برای بسیجیها سخنرانی کردم. در حال آن سخنرانی، عکسی از ماها برداشتند که یادگاری خیلی خوبی بود. یکی از رهبران تاجیک که مدتی پیش آمد این جا، این عکس را دید و خیلی خوشش آمد و برداشت برد. عکس منحصر به فردی بود که آن را دست کسی ندیدم. این عکس را سرگرد هاشمی برای ما هدیه فرستاده بود. نمیدانم سرگرد هاشمی شهید شده یا نه، علی ایحال، یادم هست چند نفر از بچههای سپاه و چند نفر از ارتشیها و بقیه از بسیجیها بودند.
در جزیره آبادان، رفتیم یگان ژاندارمری سابق را سرکشی کردیم. بعد هم رفتیم از محل سپاه که حالا شما میگویید هتل بازدیدی کردیم. من نمیدانم آن جا هتل بوده یا نه. آن جایی که ما را بردند و ما دیدیم، یک ساختمان بود، که من خیال میکردم مثلا انبار است.
خلاصه، یکی دو روز بیشتر آبادان نبودم و برگشتم به اهواز. وضع آن جا آبادان را قابل توجه یافتم. یعنی دیدم در عین غربتی که بر همه نیروهای رزمنده ما در آن جا حاکم بود، شرایط رزمندگان از لحاظ امکانات هم شرایط نامساعدی بود. حقیقتا وضعی بود که انسان غربت جمهوری اسلامی را در آن جا حس میکرد، چون نیروهای خیلی کمی در آن جا بودند و تهدید و فشار دشمن، بسیار زیاد و خیلی شدید بود. ما فقط شش تانک آن جا داشتیم که همین آقای اقارب پرست رفته بود از این جا و آن جا جمع کرده بود، تعمیر کرده بود و با چه زحمتی یک گروهان تانک در حقیقت یک گروهان ناقص تشکیل داده بود.
بچههای سپاه، با کلاشینکف و نارنجک و خمپاره و با این چیزها میجنگیدند و اصلا چیزی نداشتند.
این، شرایط واقعی ما بود، اما روحیهها در حد اعلی. واقعا چیز شگفتآوری بود! دیدن این مناظر، برای من خیلی جالب بود. یکی، دو روز آنجا بودم و بازدیدی کردم و هدفم این بود که هم گزارش دقیقی از آن جا به اصطلاح برای کار خودمان داشته باشم "وضع منطقه را از نزدیک ببینم و بدانم چه کار باید بکنم" و هم این که به رزمندگانی که آنجا بودند، خدا قوتی بگوییم، رفتم به یکایک آنها، خدا قوتی گفتم. همه جا سخنرانیهایی کردم و حرفی زدم.
با بچههایی که جمع میشدند بچههای بسیجی عکسهای یادگاری گرفتم و برگشتم آمدم.
این، خلاصه حضور من در آبادان بود. بنابراین، حضور من در آبادان در تمام دوران جنگ، همین مدت کوتاه دو روز یا سه روز، الان دقیقا یادم نیست، بیشتر نبود و محل استقرار ما، در اهواز بود. یک جا را شما توی فیلم دیدید که ما ازخانهها عبور میکردیم. این، برای خاطر این بود که منطقه تماما زیر دید مستقیم دشمن بود و بچههای سپاه برای این که بتوانند خودشان را به نزدیکترین خطوط به دشمن که شاید حدود صد متر، یا کمتر، یا بیشتر بود برسانند. خانههای خالی مردم فرار کرده و هجرت کرده از آبادان و قسمت خالی خرمشهر را به هم وصل کرده بودند. الان یادم نیست که اینها در آبادان بود یا خرمشهر، به احتمال قوی، خرمشهر بود ... بله، "کوت شیخ" بود. این خانهها را به هم وصل کرده و دیوارها را برداشته بودند.
وقتی انسان وارد این خانهها میشد، مناظر رقتانگیزی میدید. دهها خانه را عبور میکردیم تا برسیم به نقطهای که تک تیرانداز ما، با تیر مستقیم، دشمن و گشتیهایش را هدف میگرفت. من بچههای خودمان را میدیدم که تک تیرانداز بودند و خودشان را رسانده بودند به پشت سنگرهایی که درست مشرف به محل عبور و مرور دشمن بود. البته دشمن هم، به مجرد این که اینها یکی را میانداختند، آن جا را با آتش شدید میکوبید. این طور بود. اما اینها کار خودشان را میکردند.
این یک قسمت از خانهها بود که ما رفتیم دیدیم. خانههای خالی و اثاثیههای درست جمع نشده که نشانه نهایت آوارگی و بیچارگی مردمی بود که اسبابهایشان را همین طور ریخته بودند و رفته بودند. خیلی تاثرانگیز بود! جوانانی که با قدرت تمام جلو میرفتند، مدام به من میگفتند: "این جا خطرناک است." میگفتم: "نه. تا هر جا که کسی هست، باید برویم ببینیم!" آخرین جایی که رفتیم، زیر پل بود. پل شکسته شده بود. پل آبادان خرمشهر، یک جا قطع شده بود و قابل عبور و مرور نبود. زیر پول، تا محل آن شکستگی، بچههای ما راه باز کرده بودند و میرفتند و من هم تا انتها رفتم.
گمان میکنم و چنین به ذهنم هست که در آن نقطه آخری که رفتیم، یک نماز جماعت هم خواندیم. من همه جا حماسه و مقاومت دیدم. این، خلاصه حضور چندین ساعته ما در آبادان و آن منطقه اشغال نشده خرمشهر به اصطلاح کوت شیخ بود.
منبع:ایرنا
ناگفتههای جنگ ایران و عراق
چکیده: آلن فریدمن(نویسنده و محقق امریکایی): «امریکا به پیشنهاد ویلیام کیسی (رئیس سیا)،تحویل بمب های خوشه ای به عراق را در اولویت قرار داد زیرا این سلاح را مناسب ترین و کارآمد ترین سلاح برای در هم شکستن امواج انسانی مدافعان ایرانی می دانست.به اعتقاد او این بمب ها میتوانست به یک قدرت تصاعدی واقعی و مؤثر علیه قوای ایرانی تبدیل شود. در واقع این بمبها از لحاظ تکنیکی جزء سلاح های متعارف محسوب می شوند اما در میدان نبرد همانند سلاح های نامتعارفی چون سلاح های شیمیایی میتوانند موجب کشتار وسیعی شوند. چنانچه این بمب ها درست عمل کنند می توانند در وسعتی به اندازه 10 برابر زمین فوتبال هر کسی را کشته یا مجروح کنند. عملاً این بمب ها چرخ گوشت های هوایی هستند و هر چیزی را در سر راه خود خرد می کنند.»
جنگ ایران و عراق یکی از پیچیده ترین جنگهای جهان و منطقه بود و ما اکنون در شرایطی قرار گرفتهایم که لحظه به لحظه اسرار و ناگفته هایی از این جنگ منتشر می شود. بخشی از حقیقت، درون جنگ ماست و بخشی دیگر آن در دست 26 کشوری است که چرخ های ماشین جنگی عراق را روغن می زدند. که به گوشههایی از ا اشاره میکنیم:
1)خواب و خیال دشمن در مورد ایران:
تا نیم ساعت دیگر کمر ایران خواهد شکست
وفیق السامرایی(مسئول بخش ایران در استخبارات عراق):
«رأس ساعت 12 روز 22 سپتامبر 1980 (31 شهریور 1359) صدو نود و دو فروند هواپیمای جنگنده نیروی هوایی عراق، به طرف اهدافشان در خاک ایران به پرواز در آمدند. در همین لحظه فرمانده کل قوا، صدام حسین در حالی که چفیه قرمز رنگ به سر داشت و نوار فشنگ به دور کمر خود بسته بود، بی آنکه درجات نظامی¬اش را نصب کرده باشد، وارد اتاق عملیات شد.
«عدنان خیر الله» وزیر دفاع به او چنین گفت:
«سرور من!جوانها بیست دقیقه قبل به پرواز در آمدند» صدام به او پاسخ داد:« تا نیم ساعت دیگر کمر ایران خواهد شکست.»
2) کمکهای تسلیحات نظامی:
شوروی بزرگترین تأمین کننده نیازهای تسلیحاتی عراق
روزنامه القبس چاپ کویت:
«شوروی یک پل هوایی برای حمل اسلحه و مهمات به عراق بر قرار کرده است.گورباچف با ارسال نامه¬ای به برخی سران عرب، به آنان اطمینان داده است که شوروی اجازه نخواهد داد عراق در جنگ با ایران شکست بخورد.»
«در نوامبر 1983 بین هزار تا هزار و دویست مشاور نظامی شوروی به عراق برگشتند و 400 فروند تانک55T و 250 فروند تانک12T به عراق داده شد و مقادیر عظیمی موشک گراد، فراگ 7،سام 9 و اسکادبی در راه بود. عراق تنها کشوری بود که از بلوک شرق به موشک اسکادبی مجهز شد.»
«در سال 1983 شوروی بار دیگر تحویل سلاح در حجم وسیع را به عراق از سر گرفت و تمامی تجهیزاتی را که عراق در طی دو سال نخست جنگ با ایران در صحنه نبرد از دست داده بود جایگزین کرد.»
چالز فیلیپ دیوید(نویسنده کتاب جنگ خلیج فارس توهم پیروزی):
«شوروی با61% بزرگترین تأمین کننده نیازهای تسلیحاتی عراق است.»
انگلستان و ساخت شبکه پناهگاه¬های زیر زمینی برای صدام:
«در ژوئن 1982 صدام تصمیم گرفت برنامه پرهزینه ساخت شبکه پناهگاه های زیرزمینی را به اجرا بگذارد تا بتواند منابع استراتژیک خود را از خطر حملات هوایی مصون بدارد. بر این اساس شرکت های انگلیسی طرحی را ارائه کردند که به موجب آن برای 48 هزار سرباز پناهگاه امن ساخته می شد.هر پناهگاه تونل پولادین داشت و می توانست تا 1200 نفر را در خود جای دهد. یکی از آنها در کنار کاخ ریاست جمهوری بنا شده بود. و پر از تجهیزات الکترونیکی، کامپیوتر،تله پرینت و شبکه های ارتباطی بود و دفتر صدام را با تمام نقاط عراق در تماس دائم قرار می داد. حفاظت از این پناهگاه به گونه ای بود که اگر کسی به داخل آنها رخنه می کرد دوربین های ویدیوئی او را می دیدند و مسلسل های خودکار نصب شده بر روی دیوار ها بر سر و روی او گلوله می باریدند.در راستای همین همکاری ها شرکت مارکنی انگلیس فرستنده های مایکروویو نظامی در اختیار عراق قرار داد و شرکت راکال نیز متعهد شد تا کارخانه تولید پیشرفته¬ترین رادیوی نظامی جهانرا به نام جاگوار در عراق احداث نماید.»
مین های ضد نفر ایتالیایی
آلن فریدمن(محقق و نویسنده امریکایی):
«در یکی از پیچیده ترین خلاف کاری ها در رم، میلیون ها مین مرگ بار با استفاده از یک شرکت قلابی در سنگاپور به عراق فرستاده شدند. عراق به کمک یکی از شعبات بانک «لاوورو» در شمال ایتالیا 9 میلیون مین ضد نفر به ارزش 25 میلیون دلار خریداری نمود. این مین ها ساخت شرکت «والسلا» بود که 50 درصد آن تحت مالکیت شرکت فیات، گروه صنعتی بزرگ ایتالیا و تحت کنترل جیانی آنیلی 72 ساله بود که امروزه نیز به عنوان پادشاه بدون تاج و تخت ایتالیا معروف است. برخی از مین هایی که عراق دریافت نمود از نوع بسیار وحشتناکی است که به راحتی می¬توان آنها را از هلی کوپتر پخش کرد یا به سادگی روی سطح بیابان انداخت. اگر کسی روی این مین¬ها پا می¬گذاشت پای قربانی تا مچ یا حتی ران پا قطع می¬شد.»
فرانسه و فروش جنگنده های میراژ
کنت تیرمن(محقق و نویسنده امریکایی):
« در ژانویه 1981، تحویل 60 فروند میراژ1F مجهز به موشک که ابتدا از سوی والری ژیسکاردستن معلق شده بود آغاز گشت. در ژوئیه همان سال فرانسه بنی صدر و مسعود رجوی را به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفت. رجوی، پاریس را به ستاد اپوزیسیون ایران تبدیل کرد. به دنبال خروج دیپلمات های فرانسه از تهران در سال 1982 فرانسه اقدام به تحویل 5 فروند هواپیمای سوپر اتاندارد مجهز به موشک های اگزوست به عراق کرد.»
آلن فریدمن:
«تحویل سلاح تقریباً به صورت روزمره ادامه داشت . یکی از پایگاه های ناتو که در مرکز فرانسه احداث شده بود به صورت مرکز بارگیری آنتونوف های نیروی هوایی عراق در آمد. این هواپیماها روزانه به این فرودگاه می آمدند و موشک های ساخت فرانسه، بمب های خوشه ای، فیوز و تجهیزات رادار را با خود به عراق می بردند. سازمانهای اطلاعاتی فرانسه در سال 1986 بر آورد کردند که اگر سه هفته از ارسال کمک به عراق خودداری کند،آن کشور شکست خواهد خورد.»
خمپاره های دو زمانه فرانسه
کنت تیرمن(محقق و نویسنده امریکایی):
«معامله 6/1 میلیارد دلاری طرح ولکان یکی از شیرین ترین معاملات فرانسه با عراق بود. 83 توپی که موضوع قرارداد ولکان بود برای طیف وسیعی از مقاطعه کاران تسلیحاتی فرانسه درآمد تولید می کرد.درهمین راستا عراق از شرکت فرانسوی TRT یک فیوز فوقالعاده پیشرفته و پیچیده خرید که با نصب آن بر روی دماغه خمپاره ، موجب می¬شد تا خمپاره درست قبل از رسیدن به زمین منفجر شود. یکی از افراد ارتش فرانسه که خمپاره اندازهای عراقی را در بیابانهای بصره آموزش می¬داد می گوید:«با یک بار آتش آنها هم? ایرانی¬ها را تا فاصله یک کیلومتری درو می¬کردند. همین سلاح بود که جلوی امواج انسانی ایران را گرفت؛ درست مانند نبرد«وردن» در جنگ جهانی اول، آنها مدام آتش می¬کردند و ایرانی¬ها واقعا قتل عام می¬شدند.»
مصر کانالی برای فروش تسلیحات ناتو
آلن فریدمن(محقق و نویسنده امریکایی):
«در طول دهه 80 حسنی مبارک رئیس جمهور مصر حدود 5/3 میلیارد دلار موشک و تسلیحات به عراق فروخت که صدام از پرداختن بهای آن امتناع کرد. در سال 1984 او با همکاران خود در دولت مصر به توافق رسید تا با عراق بر روی برنامه سری موشک های بالستیک دارای قابلیت هسته ای همکاری کند. این برنامه پروژه کندور 2 نام گرفت. مبارک در ملاقات خود با بوش در سال 1986،مصر را به کانالی برای صدور انواع گوناگون فناوری های موشکی ناتو که شرکت های پوشش اروپا به بغداد قاچاق می¬کردند تبدیل ساخت.»
بلژیک و ساخت پایگاه های نظامی برای عراق
«صدام در ژوئن 1982 قراردادی به ارزش 830 میلیون دلار با یک شرکت بلژیکی به نام سیکسکو امضا کرد. هدف از این طرح پر هزینه که به نام رمزی پروژه 505 خوانده می¬شد.آن بود که برای جنگنده های پیشرفته عراقی 800 پناهگاه در عمق 50 متری زمین احداث گردد. سیکسکو که از اعتبارات صادراتی دولت بلژیک استفاده می نمود طی 4 سال 17 پایگاه هوایی و چند مقر نظامی در عراق ایجاد نمود. میراژهای عراق در جریان جنگ با ایران از همین پناهگاه ها خارج می شدند و به پرواز در آمدند. از دیگر شرکای صدام سایبترا کنسرسیوم بلژیکی بود که با جدیت تمام روی پروژه¬های عکاشات و القائم کار می¬کرد و یکی از بزرگترین کارخانه های آزمایشی و تولید فسفات جهان را در این دو منطقه بنا نمود.»
3) کمکهای هسته¬ای و سلاحهای غیر متعارف:
همکاری¬های هسته¬ای برزیل
کنت تیمرمن(محقق و نویسنده امریکایی):
«در همان حال که فرانسه مشغول تکمیل راکتورهای هسته ای در عراق بود، صدام با برزیل قرار داد 10 ساله همکاری هسته¬ای امضا کرد. این قرارداد که در سال 1972 بسته شد به قدری محرمانه بود که دولت بعدی برزیل مدعی شد از محتوای آن بی خبر بوده است. در یکی از تبصره¬های قرارداد که به درخواست صدام گنجانده شده بود، برزیل متعهد می¬شد مقادیر زیادی اورانیوم طبیعی و غنی شده با درصد کم ، تکنولوژی هسته ای، تجهیزات و آموزش مربوطه را در اختیار عراق قرار دهد.»
فرانسه و اعطای یک بمب اتمی به عراق
وفیق السامرایی(مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق):
«کمکهای خارجی فرانسه به عراق به جایی رسید که فرستاده آنها به بغداد آمد وبا وزیر دفاع وقت،عدنان خیر الله ملاقات نمود و به او گفت:
«فرانسه به طور جدی زمینه اعطای یک بمب اتمی به عراق را بررسی می نماید. می توان برای مجبور کردن ایران به توقف جنگ این بمب را به هدف مشخصی پرتاب کرد.»
من تا سال 1984 نسخه¬ای از این گزارش را که با امضای وزیر دفاع برای صدام ارسال شده بود،در یک صندوق ویژه نگهداری می¬کردم.»
حسین کامل (رئیس صنایع دفاع عراق)در این خصوص می گوید:
«واقعیت این است که تلاش ما ساختن بمب اتم بود. منتها با قدرت کم. به این خاطر اگر موفق به پیروزی در جنگ نشدیم آن را علیه ایران به کار ببریم. صدام سال 1990 را برای استفاده از بمب اتم در منطقه جنوبی جنگ تعیین کرده بود. آن روز تنها چیزی که برای صدام اهمیت داشت به پایان رساندن ساخت بمب اتم و استفاده از آن علیه ایران بود.»
بمب خوشه ای کارآمد ترین سلاح برای درهم شکستن امواج انسانی
آلن فریدمن(نویسنده و محقق امریکایی):
«امریکا به پیشنهاد ویلیام کیسی (رئیس سیا)،تحویل بمب های خوشه ای به عراق را در اولویت قرار داد زیرا این سلاح را مناسب ترین و کارآمد ترین سلاح برای در هم شکستن امواج انسانی مدافعان ایرانی می¬دانست.به اعتقاد او این بمب ها میتوانست به یک قدرت تصاعدی واقعی و مؤثر علیه قوای ایرانی تبدیل شود. در واقع این بمبها از لحاظ تکنیکی جزء سلاح های متعارف محسوب می شوند اما در میدان نبرد همانند سلاح های نامتعارفی چون سلاح¬های شیمیایی می¬توانند موجب کشتار وسیعی شوند. چنانچه این بمب ها درست عمل کنند می¬توانند در وسعتی به اندازه 10 برابر زمین فوتبال هر کسی را کشته یا مجروح کنند. عملاً این بمب ها چرخ گوشت های هوایی هستند و هر چیزی را در سر راه خود خرد می کنند.»
آلن فریدمن(محقق و نویسنده امریکایی):
«کارلوس کاردوئن رئیس صنایع کاردوئن، به تدریج منافع سرشاری از فناوری بمب خوشه ای و تشویق مقامات ارشد شیلی برای ارسال آن به عراق به دست آورد. او تا آن زمان بمب¬های خوشه¬ای به ارزش نیم میلیارد دلار از طریق شیلی به عراق فروخته بود...و به وی اجازه داده شده بود که مقدار زیادی ماده زیرکونیوم را از ایالات متحده وارد کند . این ماده از مواد اصلی تشکیل دهنده بمبهای کوچکی بود که در داخل بمب خوشه ای قرار داده می¬شد. او به دلایل متعددی از صدام و پینوشه (رئیس جمهور دیکتاتور شیلی)سپاس گذار بود، چرا که صدام بهترین مشتری او بود که در رؤیاهایش می¬توانست داشته باشد و پینوشه با توسعه تسلیحاتی شیلی او را به نوعی ثروتمند ساخته بود.»
4) کمکهای اطلاعاتی:
پیوند ماهواره ای امریکا و عراق
کنت تیمرمن محقق و نویسنده امریکایی:
«پیوند ماهواره¬ای در صدر موافقت¬های بلند مدت عراق و آمریکا بود در مورد تحرکات نیروی هوایی ایران نیز اطلاعات با ارزشی در اختیار ارتش عراق قرار می¬گرفت، این اطلاعات را آواکسهای آمریکایی مستقر در ریاض، به کمک پرسنل آمریکایی از منطقه نبرد جمع آوری می¬کردند در همین راستا مجتمع پیشرفته و پر هزینه¬ای در بغداد ساخته شد تا اطلاعات مستقیماً از ماهواره دریافت شده و پردازش بهتری از اطلاعات بر روی عکس ها صورت پذیرد.»
سر لشکر وفیق السامرایی(مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق):
«این عکسها به گونه ای بود که ما به راحتی می¬توانستیم تصاویر سربازانی که در پادگان¬های ایران در حال آموزش هستند را مشاهده کنیم، حتی کسی که در رژه، دست و پایش را به اشتباه حرکت می¬داد در این عکس¬ها مشخص بود . هنگامی¬که کارخانه¬های سیمان را بررسی می¬کردیم ، تعداد کیسه¬هایی که در روی کامیون¬ها قرار داشت را به راحتی شمارش می¬کردیم، در عین حال ماهواره¬ها نتایج حملات هوایی و موشکی را نیز گزارش می¬دادند.»
زمامداران عربستان و دادن گزارشهای محرمانه ایران به عراق
مجله ژون آفریک مورخ 9 ژوئن 1982:
«زمامداران عربستان درست یک ماه مانده به شروع جنگ، هنگام استقبال از صدام به وی هدیه شاهانه¬ای دادند و آن گزارشی بود که از سوی دستگاه های سری امریکا تهیه شده بود و در آن اوضاع اقتصادی، اجتماعی و نظامی ایران تشریح شده بود. علاوه بر آن اطلاعات دقیقی درباره وضعیت ارتش ایران، تعداد نفرات آن، مواضع و تجهیزات قابل بهره¬برداری آن و اطلاعات مختلف دیگر که بسیار محرمانه بود به او منعکس کردند. خلاصه آنکه یک نقشه کامل تهاجم تهیه شده بود.»
دراختیار قرار دادن امکانات شناسایی
بر اساس عملیات سیاه رادیو های کد گذاری شده ای دراختیار خلبانان عراقی قرار داده شد تا آنها امکان ارتباط با افسران مستقر در کشتی¬های امریکایی در خلیج فارس را داشته باشند. یک افسر بازنشسته در این رابطه گفت:
«هدف این بود که هواپیما¬های عراقی بر فراز خلیج فارس بتوانند با افسران ما تماس بگیرند. این روابط روزانه باعث شد تا هواپیماهای عراقی بتوانند نفت¬کش¬ها و کشتی¬های تجاری به مقصد ایران را شناسایی کنند و این امر کمک زیادی به عراقی¬ها در انتخاب اهدافشان می¬کرد.»
5)کمکهای نیروی انسانی:
«سودان در اواسط دی ماه 61 صدها تن از سربازان ارتش خود را به جبهه¬های جنگ علیه ایران اعزام نمود. همچنین بدستور جعفر نِمیری رئیس جمهور سودان در شهر خارطوم پایتخت این کشور و پاره¬ای از شهرهای دیگر دفاتری جهت ثبت نام برای اعزام نیرو به جبهه¬های جنگ علیه ایران دائر گردیده است. جعفر نمیری در مصاحبه با مجله الیوسف چاپ قاهره اذعان می¬دارد که اعزام نیرو به عراق طبق تصمیمات کنفرانس سران عرب صورت گرفته است.»
سر لشکر وفیق السامرایی(مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق):
«در جهت کمک به عراق، یمن تیپ پیاده العروبه را به عراق فرستاده بود. اردن نیز نیروی الیرموک را به عراق گسیل داشت و سودان داوطلبانی را اعزام داشت که در جبهه شرقی رودخانه میسان در خط مقدم جبهه فعالیت می کردند.»
6)کمکهای مالی:
پول، نفت و خاک کویت در خدمت صدام
دکتر «فواص بدر»، اقتصاد دان مستقل کویتی:
«کویت در جریان جنگ عراق علیه ایران قریب به 15 میلیون دلار پول نقد به عنوان وام بلاعوض در اختیار بغداد قرار داده است و این جدا از نفتی بود که کویت برای عراق صادر می¬کرد.»
«افسران نیروی هوایی کویت اذعان کردند که نیروی هوایی عراق از پایگاه هوایی علی السام کویت در طول جنگ به کرات استفاده می¬کرده است. این پایگاه چون در رأس خلیج قرار داشت راه عراق را برای هدف قرار دادن سکوهای نفتی خارک 200 کیلومتر کوتاه¬تر می¬کرد و این امر به خلبانان عراقی کمک شایانی می¬نمود.»
7)کمکهای شیمیایی:
مقام نخست آلمان در توسعه تسلیحات شیمیایی عراق
تیمر من محقق و نویسنده امریکایی:
«شرکت آلمانی کارل کولمب سر انجام 6 خط تولید سلاح شیمیایی جداگانه به نام احمد، محمد،عیسی،عانی،مدای و قاضی در مجتمع سامره ایجاد کرد.اولین آنها در سال 1983 و آخرینشان در سال 1986 تکمیل شدند. از گاز خردل و اسید پروسیک تا گازهای عصبی سارین و تابون در این کارخانه تولید می¬شدند و در خمپاره¬ها، راکتها و گلوله¬های توپ جاسازی می¬شدند. بی¬تردید این بزرگترین کارخانه سلاح شیمیایی در جهان بود.»
رادیو بی بی سی به نقل از مجله اشپیگل:
«هیچ کشوری به اندازه آلمان چنین کمک تحقیقاتی و تولیدی به عراق در تهیه یک نوع سلاح کشنده و تعیین کننده نکرده است.»
سوئیس و ساخت کارخانه فرآوری اورانیوم
کنت تیمرمن (محقق و نویسنده امریکایی):
«عراقیها یک شرکت سوئیسی به نام شرکت مهندسی آلسا الو سوئیس را اجیر کردند تا کار بر روی پروژه اورانیوم را آغاز کند... در طول پروژه کارکنان شرکت با هیچ کس تماس نداشتند و طرح آنها در کمال خفا انجام می گردید. بعدها معلوم شد که این شرکت واحد تولیدی خاصی درکارخانه القائم عراق ایجاد کرده تا به استخراج نمک های فلوئور و از جمله فلوئورآمونیم از اسید فسفریک مایع بپردازد. آن طور که کار پیش می رفت القائم به صورت پروژه¬ای کلیدی در تولید سلاح هسته¬ای عراق در می¬آمد و این علاوه بر هزینه اولیه پروژه یعنی تولید مقادیر عظیم مواد شیمیایی برای استفاده در سلاح مرگبار گاز سمی بود.»
کمک های شیمیایی و بیولوژیک امریکا به عراق
شبکه تلویزیونیABC امریکا:
«صدام حسین از یک شرکت امریکایی به نام «آل کولاک»در باتیمور بیش از 500 تن ماده شیمیایی به نام«فیودی گلیکول» خریداری نمود که این ماده به گونه ای بود که در صورت مخلوط شدن با اسید کلریدریک به گاز خردل تبدیل می¬گردید.»
«بنابر گزارشی، شرکتهای خصوصی امریکا در دهه 80 با گرفتن مجوز از طرف وزارت بازرگانی امریکا نمونه هایی از مواد بیولوژیکی و میکروبی را به عراق صادر کرده¬اند که این مواد از نوع ضعیف شده نبوده و قادر به تولید مثل بوده¬اند. در میان آنها میکروب سیاه زخم، طاعون و همچنین یک باکتری سمی به نام «ستریدیوم باتولینی» به چشم می خورد.»
کشف دخالت اسپانیا در تولید سلاح های شیمیایی عراق
«در یکی از عکسهایی که در مجله تایم به چاپ رسید و شهرت بسیاری کسب کرد، هیأت سازمان ملل و روزنامه نگاران غربی با ماسک ضد گاز در حال بررسی یکی از بمب های شیمیایی کارنکرد?عراقی بودند . اگر فیوز الکتریکی آن عمل کرده بود این بمب هم مثل بقیه منفجر می¬شد. به هر حال مأموران سازمان ملل علائمی از روی بمب پیدا کردند و با رد یابی قضیه معلوم شد که جداره بمب ساخت کشور اسپانیا بوده است. فیوزها نیز ساخت یک شرکت اسپانیایی بودند. اگر فیوزها بی عیب و نقص بود و تمام بمب¬ها در جبهه نبرد منفجر می¬شد کشف دخالت دولت اسپانیا در برنامه تولید سلاح¬های شیمیایی عراق چندان آسان به نظر نمی¬رسید.»
8) کاهش قیمت نفت و قطع صدور نفت ایران:
گری سیک(مشاور امنیت ملی کاخ سفید):
«تا موقعی که نفت ایران صادر می¬شود، جنگ ادامه خواهد یافت. بنابراین باید جریان صدور نفت ایران را قطع کرد.»
ویلیام فایر،نظریه پرداز غربی:
«ما با ایران چه کنیم؟هرچه پول در رگهای عراق تزریق شد، نتیجه نداده است. اگر عراق از دست برود، فردا کویت و پس فردا هم سعودی نیز خواهد رفت. تنها یک روزنه ی امید هست. با سقوط قیمت نفت ایران بر شکست می¬شود و ماشین جنگی آن از کار می¬افتد. شاید این درمان کارگر شد و این آخرین شانس ماست.»
9) کمکهای مجامع بین المللی:
نامه وزارت خارجه امریکا به هیأت نمایندگی دفتر اروپایی سازمان ملل، 14 مارس 1984
«وزارت خارجه به نماینده امریکا در سازمان ملل دستور می دهد که حمایت سایر هیأت های نمایندگی غربی در سازمان ملل را جلب نمایندتا در مورد پیش نویس قطعنامه ایران که استفاده عراق از جنگ افزار شیمیایی را محکوم می کند"رأی ممتنه" دهند . در غیر این صورت، ایالات متحده جریان این قطعنامه را متوقف سازد.»
ریچارد مورفی:
«تا زمانیکه عراق از سلاح شیمیایی در دفاع از خاک خود و در مقیاس محدود استفاده می کند توسلش به این سلاح "قابل درک" می باشد.»
روزنامه لس آنجلس تایمز:
«تا آن زمانی که تنها ایرانیان قربانی حملات شیمیایی بودند چه در سازمان ملل و چه در پایتخت های کشور های بزرگ جهان عملاً عزم و اراده سیاسی کافی برای محکوم کردن اینگونه اقدامات وجود نداشت.»
واما اعترافات دشمنان در مورد امام و ایران:
هراس غرب از رهبری امام خمینی(ره)
کنت دامارانش (رئیس سابق سازمان جاسوسی فرانسه):
«ایران یکی از قدرت های واقعی منطقه است که دارای ذخایر عظیم نفت در قلمرو وسیع و پرجمعیت خود می باشد؛هزاران سال است که این امپراطوری به عنوان قدرت مسلط کل منطقه شناخته شده است. اکنون در زمان آیت الله خمینی این قدرت چند برابر شده است.»
روحیه جسارت و شهامت نیروهای ایرانی
کنت دمارانش:
«ایرانی¬ها افراد سرسخت خاورمیانه¬اند که وقتی دارای احساسات مذهبی می شوند ، دوبرابر خطرناک می¬شوند. اکنون شناخت، مطالعه و نبرد با آنها در سطوح مختلف، بیشتر از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در حال حاظر ایرانیان شیعه به خوبی برای مبارزه، که همیشه بخش جدایی ناپذیر تاریخ، فرهنگ و مذهب آنها بوده است ، آماده شده¬اند.»
«در اردوگاه های اسرای ایرانی افرادی را دیدیم که قاطعانه برای فدا کردن جان خود در راه اعتقاداتشان آمادگی داشتند. آن منظره منادی جنگ جهانی چهارم بود که ما فقط درک نا مشخصی از آن در ذهن داریم. اعتقادات مذهبی این افراد برای سوق دادن آنها به سوی انجام کارهایی که به طرزغیر قابل باوری سخت بودند، نقش بسزایی داشته است.»
خبرگزاری فرانسه -3/1/1363:
«تاکتیکهای نظامی ایران از نظر جسارت و شهامت ، در تاریخ مورد استفاده قرار خواهد گرفت.»
منابع:
1- جنگ جهانی چهارم، دیپلماسی و جاسوسی در عصر خشونت
2- کنت دمارانش،دیوید ای، اندلمن/سهیلا کیانتاژ/اطلاعات
3- کسوف،آخرین روزهای CIA
4- مارک پری/غلامحسین صالحیار/اطلاعات
5- سیاست امریکا در قبال ایران طی دوره جنگ تحمیلی
6- مجتبی تهامی، گل محمد بهمنی، فتح الله رسولی/وزارت امور خارجه
7- آغاز تا پایان جنگ(سالنمای تحلیلی)
8- محمد درودیان/مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
9- رویارویی استراتژی ها
10- حسن اردستانی/دوره عالی جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
11- ریشه های تهاجم(علل و زمینه های شروع جنگ)
12- فرهاد درویشی و گروه نویسندگان/مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
13- امریکا و بر اندازی جمهوری اسلامی ایران
14- کامران غضنفری/نشرکیا
15- جنگ از نگاهی دیگر(بررسی تحولات سیاسی - اجتماعی)
16- محمد مهدی بهداروند. احمد سوداگر/مؤسسه فرهنگی خادم الرضا علیه السلام
18- سوداگری مرگ
19- کنت ار تیرمن/احمد تدین/مؤسسه خدمات فرهنگی رسا
20- ما اعتراف می کنیم
21- محسن صفی/حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی
22- ویرانی دروازه شرقی
23- وفیق السامرایی/عدنان قارونی/مرکز فرهنگی سپاه
24- دعاوی ایران
25- آلن فریدمن/گروه مترجمان/مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
26- جنگ ایران و عراق
27- ابوغزاله/ناددر نوروز شاد/مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
منبع: سایت پژوهه
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه توفیق اصلی سفر احمدی نژاد متعلق به آمریکاییها بود و نه ایرانی ها، گفت: سفر احمدی نژاد به نیویورک دستاورد خاصی نداشت. رئیس اسبق سازمان صداوسیما در گفتگو با مهر در تحلیل ابعاد مختلف سفر رئیس جمهور به آمریکا و سخنرانی وی در دانشگاه کلمبیا گفت: در این سفر اتفاقی که افتاد این بود که دکتر احمدی نژاد تقریبا مواضع قبلی خود را در موضوعات مختلف پس گرفت، مثلا در مورد نابودی اسرائیل یا هولوکاست. وی افزود: مسئله مهمی که در سخنرانی دانشگاه کلمبیا اتفاق افتاد، این بود که آقای احمدی نژاد در پاسخ به سئوالی در مورد رابطه ایران و آمریکا گفت: اگر دولت آمریکا حق ملت ایران را رعایت کند، خواهد دید که ملت ایران بهترین دوست دولت آمریکا خواهد شد! این حرف واقعا از مواضع و شعارهای اصلی انقلاب اسلامی بعید بود. حضرت امام (ره) از سال 42، آمریکا را شیطان بزرگ نامیده بودند، من نمی دانم چطور می شود که چنین سخنی گفته می شود؟ ( البته ایشان اگر حافظه قوی تری داشتند به راحتی یادشان می آمد که یکی از بحث های داغ همین یکی دو هفته اخیر خاطرات برادرجانشان اکبر آقا در مورد حذف شعار مرگ بر امریکا بود. این حرفها اگر مصداقی داشته باشد این مصداق همانا برادر اوست. راستی ایشان یکی دو هفته قبل کجا تشریف داشتند.) این عضو ارشد حزب کارگزاران ادامه داد: در مورد رابطه با آمریکا، حرف های زیادی زده می شود. بعضی ها از گفتگو و مذاکره و حتی رابطه مشروط سخن گفته اند، اما حرفی که آقای احمدی نژاد زد بی سابقه بود. احمدی نژاد نه تنها مواضع قبلی اش را پس گرفت ، بلکه با گفتن این حرف عجیب چیزی به آمریکایی ها داد که در 30 سال اخیر کسی به آنها نداده بود. هاشمی تصریح کرد: به اعتقاد بنده ، توفیق اصلی سفر آقای احمدی نژاد، مال آمریکایی ها بود نه ایرانی ها. وی خاطر نشان کرد: مقام معظم رهبری برای روابط بین المللی نظام، چارچوب مشخصی را تعریف کرده اند، همه روابط خارجی نظام باید در چارچوب اصل "مصلحت، عزت، حکمت" باشد، من نمی دانم در سفر اخیر آقای رئیس جمهور،عزت تحقق پیدا کرده است؟ آیا توهین به نفر دوم نظام، عزت است؟ چه حکمتی ایجاب می کرده که ایشان در دانشگاه کلمبیا، همه مواضع خودش را پس بگیرد؟ (حضرت آیت الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى عصر دیروز در دیدار رئیس جمهور با ایشان، سفر دکتر احمدى نژاد به آمریکا را سفرى خوب، پربرکت و مایه سرافرازى ملت ایران خواندند. رهبر معظم انقلاب اسلامى تأکید کردند: سخنرانى شما در دانشگاه کلمبیا و مسئله اى که در این دانشگاه پیش آمد و همچنین سخنرانى شما در مجمع عمومى سازمان ملل در مجموع مایه سرافرازى ملت ایران شد. ایشان با ابراز خرسندى از سخنان، رفتار و منش رئیس جمهور در سفر به آمریکا، افزودند: محتواى این سخنان و برخورد و منشى که شما در مواجهه با مسائل مختلف داشتید، خوب بود.) وی تصریح کرد: البته رسانه های داخلی چیز دیگری می گویند اما واقعیت چیز دیگری است، من دراین سفر هیچ دستاورد خاصی را نمی بینم، مگر اینکه یک توافقی در سطح بالا صورت گرفته باشد که ایشان برود و همه مواضع اش را پس بگیرد. هاشمی پیش از این نیز در یک اظهار نظر منحصر به فرد گفته بود که دولت نهم هیچ دستاورد خاصی نداشته است.این اظهار نظر عجیب محمد هاشمی البته با واکنش هم حزبیهایش مواجه شد و در اولین گام اسحاق جهانگیری با تخطئه این حرف هاشمی گفت که از دیدگاه وی دولت تمام خصوصیتهای مثبتی که رهبر انقلاب برای دولت نهم برشمردند، معتقد است. |
حضرت آیتالله نوری همدانی در نامهای به رئیس جمهور تأکید کرد: تدبیر شما باعث سرافرازی مسلمانان جهان شد.
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
جناب آقای دکتر احمدینژاد رییس جمهور محترم و موفق دامت توفیقاته
شجاعت حماسی و تدبیر افتخار و عزتآفرینی که موجب پیروزی درخشان شما و نیل به قله فضیلت که حقا مصداق روشن بیان حضرت امیرمومنان علیهالسلام «وافضل من ذلک کله کلمه عدل عند امام جائر» بود باعث خوشوقتی و سرافرازی مسلمانان جهان مخصوصا ملت انقلابی ایران گردید. لله درکم و علیه اجرکم و جزا کم الله خیرا.
برادر محترم! شما با شجاعت و تدبیر خود توانستید پیام و منطق دینمدارانه ایران اسلامی را در دانشگاه کلمبیا و مجمع عمومی سازمان ملل به گوش جهانیان برسانید.
این موضوع توفیق بزرگی بود؛ خدا را شکر کنید زادکم الله توفیقا.
دشمنان کینهتوز اسلام هر چند عضوا علیکم الانامل من الغیظ ولی برادر عزیز قل موتوا بغیظکم ان الله علیم بذات الصدور. شما میدانید که ان صبرنا و اتقینا لا یضرنا کید هم شیئا و نحن بعون الله تعالی صابرون و بتوفیق الله سبحانه فی سبیل التقوی سالکون.
الحمدلله رب العالمین
هیات محترم دولت را نیز سلام میرسانم.
آیت الله مکارم شیرازی
بر محبوبیت احمدی نژاد افزوده شد
آیت الله مکارم شیرازی، از مراجع عظام تقلید،سفر رئیس جمهوری اسلامی ایران را به آمریکا پیروزمندانه و موفق ارزیابی کرد.
آیت الله مکارم شیرازی روز شنبه در سلسله مباحث تفسیر قرآن کریم در شبستان امام خمینی حرم مطهر حضرت معصومه (س) از اعلام مواضع صریح و اصولی آقای احمدی نژاد در این سفر تقدیر کرد.
ایشان برنامه ریزی ایادی امریکا و رژیم صهیونیستی را برای بی احترامی به رئیس جمهور کشورمان در دانشگاه کلمبیا یاد آور شد و افزود: به خواست خدا علیرغم این دسیسه ها بر محبوبیت رئیس جمهور ایران اسلامی افزوده شد.
آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به بازتاب سخنان رئیس جمهور بین آزادی خواهان جهانگفت:مواضع رئیس جمهور برای جهان اسلام هم افتخار آمیز بود.
بازدید دیروز: 26
کل بازدید :1093360

نه شکوفه ای نه برگی نه ثمر نه سایه دارم همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را

حمایت های رهبری از دولت
مثل منافقان در قران
خطبه های بی نظیر
اصلاحاتیان
رهبری
متفرقه های جذاب
مصباح
کاریکاتور
احمدی نژاد
دنیا و حب الدنیا
رفسنجانی
احمدی نژاد 2
متفرقه های جذاب 2
ولایت
اصلاحاتیان
مذهبی
خاتمی
اصلاحاتیان
کارگزاران
جاسوس
منافقان
انتخابات
دولت نهم
مجلس
بهار 1387
زمستان 1386
پاییز 1386
ریاست جمهور
رجانیوز
افشا گری
افشا گری
بیداری 57
خاتمی نیوز
مسعود ده نمکی
طنز های سیاسی (اکینا)
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
نوشته های یک کج و معوج
گذری بر سیاست خارجی
نوشته های یک روزنامه نگار
نشریه دانشجویی ایران 1404
جوانان عدالتخواه و تحولگرا
دولت اسلامی-اعجاز نهم
مصائب احمدی نژاد
علیرضا احمدی نژاد
روزنامه دانشجویی
بچه های سوم تیر
خبرنگار مسلمان
سهیل کریمی
دست گرم تو
نسل خمینی
فصل آگاهی
خاکریزیسم
عقل سرخ
حریم یاس
صدای ما
عطشان
شب بو
تا آخر
نگرانی
بحر
دیده بان
مهراوه من
روزنتیگ های ...
آرمانشهر
فارس
خمینیسم
کیان
سیطره
نسل بیدار
ققنوس
خبرهای ضد اسلامی و ضد ایرانی
تحلیل سیاسی
موسسه پژوهش های سیاسی
روز نوشت های دانشجوی مسلمان
بیم موج
عدالت جو
محراب اندیشه
سپهر نیوز
مهر
انصار نیوز
جهان نیوز
نادر گنجی
نو اندیش
نوسازی
الف
واژگون
بسیج جهانی
رایگاه
قاسم
شیعه
قدس
خدمت
عصر ایران
این روزها
دریچه
رهپویان وصال
تابناک
این روز
تیک نیوز
عیاران
دیدار
گل آقا
موج
واحد مرکزی
رسا
شانا
خبرنگاران
اسراء
پانا
آفتاب
نوروز
ایرنا
برنا
بولتون
قطره
جامعه
majlese8
hawzah
jameeh
mellat.majlis
parlemaneh8
partosokhan
مستقل
عدالتخواهی
نقطه
انصار حزب الله
تدوین مطالعات
اصولگرایان
شریف

