8 دنیا و حب الدنیا - ولایت
سفارش تبلیغ
صبا
دوستی احمقان، چون سرابْ ناپدید می شود و چون مِه می پراکَنَد . [امام علی علیه السلام]
دنیا و حب الدنیا - ولایت
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • پارسی یار
  • نتیجه نکبت بار حبّ دنیا و پیروى از طاغوت

    حضرت عیسى (ع ) با عده اى از یارانش در بیابان سیر مى کردند، رسیدند و قریه اى که ویران شده بود، و جنازه هاى بسیارى از اهل آن قریه را در راهها و کوچه ها مشاهده نمود که متلاشى شده بود، به همراهان فرمود: ((اهل این قریه بر اثر عذاب عمومى الهى به هلاکت رسیده اند، چرا که اگر عذابى عمومى نبود، و به تدریج مرده بودند، زنده ها مردگان را دفن مى کردند)).
    یکى از همراهان عرض کرد: ((اى روح الله ، آنها را به حضورتان بطلبید و ماجراى هلاکت آنها را بپرسید)).
    حضرت عیسى (ع ) این پیشنهاد را پذیرفت : و فرمود: اى اهل قریه ! یک نفر از آنها زنده شد و عرض کرد: لبیک یا روح الله .
    عیسى (ع ) به او فرمود: داستان شما چیست که به این سرنوشت گرفتار شده اید؟
    او گفت : ((ما صبح در سلامت کامل بسر مى بردیم ولى شب که خوابیدیم خود را در ((هاویه )) دیدیم )).
    عیسى (ع ) فرمود: ((هاویه )) چیست ؟
    او عرض کرد: ((هاویه ))، دریائى از آتش است که در آن کوههائى از آتش قرار دارد.
    عیسى (ع ) فرمود: ((به چه علت شما به این روزگار سیاه مبتلا شده اید)).
    او عرض کرد: حبّ الدنیا و عبادة الطاغوت : ((علاقه شدید به دنیا و طاغوت پرستى ما را به این سرنوشت رساند)).
    عیسى (ع ) پرسید: تا چه اندازه به دنیا علاقمند بودید؟
    او عرض کرد: ((مانند علاقه کودک به پستان مادرش ، که وقتى مادر او پستانش را به طرف کودک مى برد، خوشحال مى شد و وقتى از او برمى گرداند، اندوهگین مى شد.
    عیسى (ع ) فرمود ((تا چه اندازه طاغوت را مى پرستید)).
    او عرض کرد: وقتى طاغوتها به ما فرمانى مى دادند ما از آن اطاعت مى کردیم .
    عیسى (ع ) فرمود: چطور در میان آنهمه هلاکت شدگان ، تنها تو پاسخ مرا دادى ؟
    او عرض کرد: به سایر هلاک شدگان دهان بندى از آتش زده اند و فرشتگان سختگیر عذاب بر آنها مسلط هستند، ولى من در دنیا در میانشان بودم ولى مانند آنها دنیاپرست و طاغوت پرست نبودم (اما نهى از منکر نمى کردم ) وقتى عذاب آمد، مرا نیز گرفت ، و من اکنون به موئى در پرتگاه دوزخ آویزان هستم ، ترس آن دارم که به درون آتش دوزخ سقوط کنم .
    حضرت عیسى (ع ) به یاران فرمود: ((هرگاه انسان روى خاک و خاشاک بخوابد و نان جو بخورد در صورتى که دینش را حفظ کند، بسیار بهتر از زندگى خوش تواءم با بى دینى است )).



    سید ::: یکشنبه 86/7/15::: ساعت 1:21 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    دنیا و حب الدنیا

    آ یة اللّه موحّدى
    بسم اللّه الرَّحمن الرَّحیم .

    الحـمـد لله رب العـالمـیـن و صـلى الله عـلى سـیـدنا و نبینا محمّد و آله الطیبین الطاهرین واللعن الدائم على اعدائهم اجمعین .
    رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ هَیِّى ءْ لَنا مِنْ اَمْرِنا رَشَدا
    به دلیل اهمیت (حب دنیا)، در قرآن کریم ، سخنان پیامبر اکرم و امامان معصوم (ع) بسیار به آن تـوجـه شـده اسـت و بـراى احـسـاس خـطرهاى بنیان کن آن ، توجه به این حدیث از امام سجاد(ع) بسیار مؤ ثر است :
    (حُبُّ الدُّنیا رَاءْسُ کُلُّ خَطیئَةٍ)
    دوستى دنیا، اساس هر خطا و گناه است .
    هـر لغـزشـى کـه از انـسـان سر مى زند، ریشه اصلى آن ، (حب دنیا) است . دنیا دوستى بر دو نوع است : دنیاى ممدوح و دنیاى مذموم .

    دنـیـای ممدوح

    دنـیـایـى کـه انـسـان از آن بـراى انـسـانـیـت ، کـمـال و تـقرب به درگاه الهى استفاده مى کند و ازابـزارى کـه در اخـتـیار دارد، براى کسب سلامتى و انجام وظایف دینى بهره گیرد و به درگاه خدا راز و نیاز و تضرع نماید و نیز به صله ارحام ، مهمان نوازى یتیم نوازى و احسان به خلق خدا بپردازد، (ممدوح است ، زیرا) همه اینها عبادت است و امکانات دنیایى ، ابزار آن مى باشد.
    در قرآن کریم ، از مال دنیا به (خیر) تعبیر شده و مى فرماید:
    (کُتِبَ عَلَیْکُمْ اِذا حَضَرَ اَحَدَکُمُ الْمَوْتُ اِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصیَّةُ لِلْوالِدَیْنِ وَالاَْقْرَبینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقینَ.)
    بـراى شـمـا مـقـرر شـده اسـت کـه اگـر یکى از شما به مرگ نزدیک شد و چیزى در دنیا باقى گذاشت ، به پدر و مادر و نزدیکان وصیت کنید که از آن خیر به آنان داده شود.
    امیر مؤ منان على (ع) به مردى که دنیا را مذمت مى کرد، فرمود:
    (اَیَّهـُا الذّامُّ لِلدُّنـْیا، اِنَّ الدُّنْیا... مَسْجِدُ اَحِبّاءِ اللّهِ وَ مُصَلّى مَلائِکَةِ اللّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْىِ اللّهِ وَ مَتْجَرُ اَوْلِیاءِ اللّه .)
    اى مـذمـت کـنـنـده دنـیـا! دنـیـا... سـجـده گـاه دوسـتـان خـدا و مـحـل نـمـاز و دعـاى مـلائکـه خـدا و مـحـل فـرود آمـدن وحـى خـدا و محل تجارت اولیاء و دوستان خداوند است .

    دنـیـاى مـذموم

    دنـیـاى مـذمت شده آن است که انسان را از یاد خدا بى خبر کند. نگاه ، توجه ودلبستگى به دنیا، کـه مـوجـب غـفـلت انـسـان از خـدا و جذب به دنیا شود و فرمان خداوند را پشت سر گذارد، دنیاى نـکـوهـش شـده اسـت . اگـر انـسـان بـه مـحـبـت فـرزنـد مـشـعـوف شـود و او را از یـاد خـدا غافل کند و در فصل جهاد مانع شرکت فرزندش در جبهه شده و بگوید: من راضى نمى شوم که نور چشمم ، میوه دلم و مایه امیدم را به جبهه بفرستم ! یا آنکه خود نیز به جبهه نمى رود و از امکانات مادى خود نیز در کمک رسانى به جبهه دریغ ورزد. این ها مظاهر دنیا دوستى است که بر همگان روشن و قابل فهم مى باشد.
    رمـز مـوفقیت انسان در رویارویى با دنیا عبارت است از: شناخت مصادیق خطرهاى دنیا و شناخت راه هاى رهایى از این خطرها.

    خطرهای دنیادوستى

    انـسـان از زوایـاى مـخـتـلفى در تیررس خطرها و تهدیدات دنیادوستى قرار مى گیرد. از جمله :

    انباشته کردن ثروت 

    خداوند در قرآن کریم مى فرماید:
    (وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ اَلَّذى جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ)
    واى برکسى که در مقام عیب جویى و نقل آن باشد. (هرچند با اشاره و کنایه مرتکب آن شود.) واى بر کسى که مال و ثروتى را انباشته کند و آن را شماره نماید.
    گاهى انسان مالى را به دست مى آورد، ولى آن را انباشته نکرده و (به طور صحیح)  هزینه مى نـمـایـد. ولى آن کـه بـیـش از مـقـدار نیاز، ثروت جمع کند و پیوسته آن را شمارش نماید، چنین انـسـانـى ، مـورد نـظـر ایـن آیـه شـریـفـه اسـت کـه : اگـر عـاشـق پـول و مـال گـردد، بـه شـدت در مـعـرض خطر قرار مى گیرد. دنیا باید (وسیله)  باشد نه (هـدف) ! وسـیـله براى کمال انسان است مال باید وسیله اى براى تاءمین هزینه هاى زندگى و انـجـام کـارهـاى خـیـر و رفـتـن بـه امـاکـن زیـارتـى بـاشـد. امـام گـاهـى بـه پـول و دنـیـا بـه نـظـر هـدف و اصـالت نـگـریـسـتـه مـى شـود. پول را براى پول دوست دارد:
    (یَحْسَبُ اَنَّ مالَهُ اَخْلَدَهُ)
    گمان مى کند که این پول ها، ماندنى است و او را جاودانه خواهد نمود.
    (کَلاّ لَیُنْبَذَنَّ فِى الْحُطَمَةِ)
    خیر! روز دیگرى را نیز در پیش دارد. روزى که او را در (حطمه)  مى اندازند.
    (وَ ما اَدْریکَ مَاالْحُطَمَةُ. نارُاللّه ...)
    و تو چه دانى که (حطمه)  چیست ؟ آتش خدا.
    در همه قرآن ، یک مورد (نار) به طور مستقیم با (اَللّه)  آمده است . همان طور که (جَنَّة)  نیز در یک آیه به عنوان (جَنَّتى)  نازل شده است . نارُ اللّه ، نشان از سوزندگى خاص آتش خدا و جـَنَّتـى نیز حاکى از لذّت بى نظیر و خاص آن است . بهشت (درجات)  دارد و آتش نیز داراى (درکـات)  اسـت . انـسـانـى کـه هـمـه تـلاش او انـبـاشـتـه کـردن پول است ، چنین سرنوشتى در انتظار اوست . چقدر زشت است که انسان ، اشرف مخلوقات ، اسیر دنـیا شود. در حالى که خداوند دنیا را براى انسان خلق کرده است . چنین انسانى که تلاش او در ثـروت انـدوزى خـلاصه شده است ، به (نارُاللّه)  مى سوزد، آتشى که برافروخته است ، و عمق دل را مى سوزاند.

      چشم دوختن به دنیا: امیر مؤ منان على (ع) درباره بیعت شکنان فرمود

    کـَاَنَّهـُمْ لَمْ یـَسـْمـَعـُوا اللّهَ سُبْحانَهُ یَقُولُ: (تِلْکَ الدّارُ الاَّْخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوّاً فِى الاَْرْضِ وَ لا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ).
    انـگـار آنـان نشنیده اند که خداى سبحان فرمود: آن خانه آخرت را براى کسانى که در زمین اراده برترى طلبى و فساد نمى کنند، قرار دادیم و عاقبت نیک از آنِ پرهیزکاران است .
    بـَلى ! وَاللّهِ لَقـَدْ سـَمـِعـُوهـا وَ وَعـَوْهـا وَ لکـِنَّهـُمْ حـَلِیـَتِ الدُّنـْیـا فـى اَعـْیـُنـِهـِمْ وَراقـَهـُمـْ زِبْرِجُها.
    آرى ! بـه خـدا سـوگـنـد! آنـان ایـن آیـه را شـنـیـدنـد و آن را دریـافـت کـردنـد. ولى دنـیـا در مقابل چشم آنان زینت شد و به آن خیره و دلباخته شدند.
    و هـمه چیز را فراموش کردند و انسانیت آنان مسخ گردید. آنان که فجایع عظیم عاشورا را به وجـود آوردند، انسانیت آنان مسخ شد و ذرّه اى در آنان باقى نمانده بود. این چه عنصرى است که بـه طـمـع آن ، دو طفل حضرت مسلم (ع) را با آن وضع دلخراش در برابر یکدیگر به شهادت مى رساند؟!
    روزى ضرار بن حمزة الضبائى ، از یاران امیر مؤ منان على (ع) بر معاویه وارد شد. معاویه از او چنین خواست : حالات مولایت على را براى من تعریف کن !
    ضرار به تبیین صفات و حالات امیر مؤ منان على (ع) پرداخت از جمله گفت : امیر مؤ منان على (ع) درحالى که مثل مارگزیده به خود مى پیچید، مى گفت :
    (یا دُنْیا! یا دُنْیا! اِلَیْکَ عَنّى !)
    دنیا! از من دور شو!
    (اَبى تَعَرَّضْتِ؟!)
    آیـا اکـنون به سراغ من آمده اى ؟! (حالا همه را گمراه نموده و آنان را به چاه انداخته اى ، اکنون نوبت من رسیده است ؟)
    یادمان باشد، اگر به برکت نظام مقدس جمهورى اسلامى ایران ، قدرت و مقامى به دست ما آمده است ، این زمزمه ها را همواره با خود داشته باشیم که :
    دنیا! اکنون با این میز و صندلى نوبت من شده است که مرا گمراه کنى تا علاوه بر برخوردارى هـاى مـادى از مـوقـعـیـت خـدمـتـى خـود و امـکـانـات دولتـى ، حـتى در زیارت حج و عمره نیز از بیت المال سوء استفاده کنم ؟!
    دنـیـا! بـه مـن نـدا مـى دهـى کـه : اى بـى عـرضـه ! هـمـه در حال استفاده از امتیازات هستند و تو مانده اى ؟! تو چه چیزى از دیگران کمتر دارى ؟!
    بـرادران عـزیـز! هـمـه مـا بـایـد فـرض کـنـیـم کـه : هـمـه صـاحـبـان پـُسـت و مـقـام ، در حـال سـوء اسـتـفـاده هستند. مبادا شیطان ما را فریب دهد و ما را نیز گمراه نماید! شکرِ خدا را به جاى آورید که : اَلْحَمْدُ لِلّه ، من از آنان نیستم و تو را سپاس مى گویم !
    بـعـضى مى پرسند: دیگران استفاده مى کنند چرا من خود را محروم کنم ؟! عجب ! شما بگویید: آى بدبخت هایى که از حدّ خود تجاوز کرده اید! شکر خداى را که من از حدّ خودم فراتر نرفته ام و از تو مى خواهم که پیوسته مرا به این حال حفظ نمایى !
    با تمسک به سیره امیر مؤ منان (ع)، شما نیز به دنیا بگویید:
    اَبـى تـَعـَرَّضـْتِ؟! حـالا نـوبـت گمراه کردن من شده است ؟ سپس امیر مؤ منان (ع) فرمود: اَمْ اِلَىَّ تَشَوَّقْتِ؟ لا حانَ حِیْنُکِ! بالاتر آنکه تشویق کننده من شده اى ؟ آن زمان که مرا هلاک کنى ، هرگز فرا نرسد!

    شکل نگاه کردن به دنیا

    امـیـر مـؤ مـنـان عـلى (ع) در دو جـمـله کـوتـاه و بـسـیـار بلند در مورد شکل نگاه کردن به دنیا فرمود:
    (مَنْ اَبْصَرَ بِها بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ اَبْصَرَ اِلَیْها اَعْمَتْه
    کسى که به چشم بیناطلبى به دنیا بنگرد، دنیا او را بینا خواهد کرد.
    اى دل عبرت بین ، از دیده نظر کن هان
    ایوان مدائن را، آیینه عبرت کن
    آنکه چشم به دنیا بدوزد، دنیا او را (کور) مى کند. دنیا به وسیله : ریاست ، مقام ، نمایندگى ، ریـاسـت جـمـهـورى ، اسـتـانـدارى ، مـقـام وزارت ، پـول و ثـروت و خـودروهـاى آخـریـن مدل انسان را (کور) مى کند.
    د ـ تزیینات دنیا: شیطان در همان روز اول ، به هنگام رانده شدن ، جمله اى به درگاه الهى گفت که با آن ماهیت خود را افشا کرد:
    (لاَُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِى الاَْرْضِ وَ لاَُغْوِیَنَّهُمْ اَجْمَعینَ).
    به طور حتم ، من اوّل گناه را در نظر مردم زینت مى دهم و به طور حتم ، همگان را فریب مى دهم .
    پـس اگـر انـسـان بـه آرایش و تزیین ظاهرى توجه کند و بداند که آن ، ظاهرى بیش نیست ، در حفظ او از خطر بسیار مؤ ثر است .
    اگـر مـا دنـیـا را آن گونه ببینیم که شیطان پیوسته آن را در نظر ما زینت مى کند و پُست ها و مـقـام هـا و ثـروت هـا را در نظر ما پیراسته نشان مى دهد، واقعیت آن همان است که قرآن کریم مى فرماید:
    (اِعـْلَمـُوا اَنَّمـَا الْحـَیـواةُ الدُّنـْیـا لَعـِبٌ وَ لَهـْوٌ وَ زیـنـَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِى الاَْمْوالِ وَالاَْوْلادِ کـَمـَثـَلِ غـَیْثٍ اَعْجَبَ الْکُفّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَریهُ مُصْفَرّاً ثُمَّ یَکُونُ حُطاماً وَ فِى الاَّْخـِرَةِ عـَذابٌ شـَدیـدٌ وَ مـَغـْفـِرَةٌ مـِنَ اللّهِ وَ رِضـْوانٌ وَ مـَا الْحـَیـوةُ الدُّنـْیـا اِلاّ مـَتـاعـُ الْغُرُورِ.)
    بـدانـیـد کـه زنـدگـانـى دنـیـا به حقیقت بازیچه و عیاشى و آرایش و خودستایى با یکدیگر و حـرص در افـزونـى مـال و فـرزنـدان اسـت . مـثـل بـارانـى کـه بـه مـوقـع بـبـارد و بـه دنـبـال آن گـیـاهـى در زمـیـن بـروید و کفار دنیاپرست را به شگفت آورد. سپس زرد و خشک شده و بپوسد و در عالم آخرت ، دنیاطلبان را عذاب سخت جهنم و مؤ منان را آمرزش و خشنودى نصیب است و بدانید که دنیا جز متاع فریب و غرور چیزى نیست .
    بـنـابـرایـن ، دنـیـا مثل باران بهارى است که سرزمین ها را سرسبز مى کند ولى با فرارسیدن فـصـل پاییز و زمستان ، به زودى رو به زردى گراییده و از بین مى روند. آرى ! این ماهیت دنیا است . فریب آن را نخورید! کدام پُست و مقام براى صاحب آن وفادار ماند؟ کدام یک از آنها براى انـسـان بـاقـى مـانـد؟ کـدام یـک از اُنـس هـا بـاقـى مـانـد و تـبـدیـل بـه فـراق نـشـد؟ دلبـسـتـگـى هـاى بـه زن و فـرزنـد و...، پـس از چـشم به هم زدنى تبدیل به زیر خاک رفتن و ورود به خانه وحشت و غربت شد. وارد شدن به جریانى که امیر مؤ منان على (ع) فرمود:
    (فَأِنَّ اَمامَکُمْ عَقَبَةً کَؤُوداً.)
    گردنه هاى صعب العبور در پیش رو دارید.
    ماهیت دنیا را باید از لابلاى زینت ها بیرون کرده و آنگاه به جلوه هاى دنیا بنگریم .
    به مصر رفتم و آثار باستان دیدم
    به چشم ، آنچه شنیدم ز داستان ، دیدم
    تو کاخ دیدى و من خفتگان در دل خاک
    تو نقش قدرت و من نقش ناتوان دیدم
    تو تخت دیدى و من بخت واژگون از تخت
    تو صخره دیدى و من سُخره زمان دیدم
    تو عکس دیدى و من گردش جهان در عکس
    تو شکل ظاهر و من صورت نهان دیدم
    تو شکل ظاهر و من صورت نهان دیدم
    تو صورت دیدى و من سیرت دیدم
    تو چشم دیدى و من دیده حریصان باز
    هنوز در طمع عیش جاودان ، دیدم
    تو تاج دیدى و من بخت رفته بر تاراج
    تو عاج دیدى و من مشت استخوان دیدم
    فـردى کـوبـه درِ مـنـزل امیر مؤ منان على (ع) را کوبید و ظرفى سربسته و حلوایى را به آن حضرت هدیه کرد. امام (ع) با مشاهده آن ، متوجه هدف سوء او شد. فرمود:
    (اَصِلَةٌ اَمْ زَکاةٌ اَمْ صَدَقَةٌ؟ فَذلِکَ مُحَرَّمٌ عَلَیْنا اَهْلَ الْبَیْتِ.)
    آیـا ایـن هـدیـه اسـت یـا زکـاة و صـدقـه ؟ کـه زکـاة و صـدقـه بـر مـا اهل بیت حرام است .
    (فَقالَ: لا ذا وَ لا ذاکَ. وَ لکِنَّها هَدِیَّةٌ.)
    ـ صدقه و زکاة نیست . بلکه هدیه است .
    فَقُلْتُ: هَبِلَتْکَ الْهَبُولُ! اَعَنْ دینِ اللّهِ اءَتَیْتَنى لِتَخْدَعَنى ؟
    ـ مادرت در عزاى تو گریه کند! آمده اى که من را از دین حق منحرف کنى ؟!
    اءَمُخْتَبِطٌ اَمْ ذُو جِنَّةٍ اَمْ تَهْجُرُ؟
    ـ آیا درک نکرده و نمى فهمى ؟ یا دیوانه اى ؟ یا هذیان مى گویى ؟!
    وَاللّهِ لَوْ اُعـْطـیتُ الاَْقالیمَ السَّبْعَةِ بِما تَحْتَ اَفْلاکِها عَلى اَنْ اءَعْصِىَ اللّهَ فى نَمْلَةٍ اَسْلُبُها جِلْبَ شَعیرَةٍ ما فَعَلْتُهُ.
    ـ بـه خـدا سـوگند! اگر هفت اقلیم با آنچه در زیر آسمان آن است ، به من بدهند که یک پوست جو از دهان مورچه اى بگیرم ، آن را انجام نمى دهم .
    نـکـتـه قـابـل تـوجه ، نگاه اول امیر مؤ منان (ع) به ظرف است که به شدت مورد تنفّر حضرت واقع مى شود. ظاهر آن شیرینى است ولى باطن آن ، با نگاه بصیر امیرمؤ منان (ع) این چنین است :
    (کَاَنَّما عَجِنَتْ بِرِیقِ حَیَّةٍ اَوْ قَیْئِها)
    ـ مانند این که با آب دهن یا قى شده مار خمیر شده بود!
    آرى ! ایـن ظـرف شـیـرینى ، آن گونه در نظر من بود که (گویى)  با زهر مار همراه است ! آیا انـسـان بـه عـسـل مـسـمـوم رغـبـت مـى کـنـد یـا از آن گـریـزان اسـت ؟ هـمـه دنـیـاى مـذمـوم ، عسل مسموم است . سمّ آن را ببین ! ظاهر آن را نبین ! شیطان همواره تزیین مى کند. پس ظاهر دنیا، ما را فریب ندهد.
    واى بر آن کسى که پُست هاى دنیا را به خاطر (پُست)  بخواهد! حرام باد به نماینده اى که بـراى عـنـوان (نـمـایـندگى)  مى خواهد پا به مجلس بگذارد! چنین کسى در واقع نماینده مردم نیست . ولى اگر به تصور انجام خدمتى باشد، عیبى ندارد.

     درمان

    پـیـامـبر و امامان معصوم (ع)، همان طور که نسبت به خطرها و دام هاى گسترده شده در پیش ‍ پاى انسان هشدار مى دهند، راه هاى رهایى و درمان آنها را نیز نشان داده اند. از جمله :

     توجه به ماهیت زندگى دنیا

    یکى از راه هاى رهایى ، توجه به ماهیت زندگى دنیا است . ضرار بن حمزه در وصف امیر مؤ منان (ع) نزد معاویه گفت :... امام در ظلمت شب ، در محراب عبادت ایستاده بود. محاسن خود را به دست گرفته بود. [این حالت براى شرایطى است که انسان قصد ناله و ضـجـه در درگـاه الهـى را دارد.] و بـه پـیـشـگـاه الهـى تـضـرع مـى کـرد و مـثـل مـارگـزیـده بـه خـود مـى پـیـچـیـد و آرام نـداشـت و هـمـانـنـد دل شـکـسـتـه و مـادر جـوان مرده ، گریه مى کرد و مى گفت : اى دنیا! اى دنیا! از من دور شو! به سـوى مـن نـیـا! بـه سـراغ مـن آمـده اى ؟! دل بـه مـن بـسـتـه اى کـه مـن بـه تـو دل بـنـدم ؟! زمـان هـلاکـت مـن بـه دسـت تـو فـرا نـرسـد! دیـگـرى را گول بزن ! من به تو نیازى ندارم ! من تو را سه طلاقه کرده ام و بازگشتى در آن نیست ! امیر مؤ منان (ع) فرمود:
    (فَعَیْشُکِ قَصیرٌ. وَ خَطَرُکِ یَسیرٌ. وَ اءَمَلُکِ حَقیرٌ.)
    پس زندگانى در تو کوتاه ، اهمیت و قیمت تو بسیار کم و آرزوى تو پَست است .
    حـیـف اسـت کـه انـسـان ، ابـدیـّت را بـراى چـنـد لحـظـه دنـیـا از دسـت بـدهـد. آن کـه بـه دنـیـا دل مى بندد، نشان از ارزش بسیار کم و کوچک خود دارد.
    (آهِ مِنْ قِلَّةِ الزّادِ وَ طُولِ الطَّریقِ وَ بُعْدِ اْلسَّفَرِ وَ عَظیمِ الْمَوْرِدِ. )
    باید در دنیاى محقر، این فریاد را برآورد که : واى بر آن که توشه آخرتش کم باشد! اگر الا ن عزرائیل فرمان رحیل دهد، چه به همراه داریم ؟ واى که راه بسیار طولانى در پیش ‍ است . اما ره تـوشـه بـسـیـار کـم اسـت . بـه جـایـگاه هاى بسیار خطرناک وارد مى شویم . ورود به قبر، خـطـرنـاک اسـت ! بـه خدا سوگند، سؤ ال در قبر وحشتناک است ! وحدت و غربت در قبر خطرناک است ! عالَم برزخ ، عالَم تنهایى است . عالَم قیامت ، ترس ها دارد! یا اللّه ! بر همه ما رحم کن !
    اگر عاقل باشیم توجه به این حقایق ، موجب مى شود که دل به دنیا نبندیم .

     توجه به پیامدها

    یکى دیگر از راه هاى جذب نشدن به دنیا، توجه به پیامدهاى آن است . امیر مؤ منان (ع) فرمود: مردم با فشار و اصرار مرا وادار به بیعت کردند و دست مرا گرفته و دراز کـردنـد و بـا مـن بـیـعـت نـمودند و گفتند: یا على ! چاره اى نیست . باید بپذیرى ! و بدین تـرتیب ، با من بیعت کردند. اکنون که خلیفه شده ام و به انجام وظایف قیام کرده ام ، همین افراد با من به مخالفت برخاستند.
    نَکَثَتْ طائِفَةٌ.
    طایفه اى [همان طلحه و زبیر که پیشاپیش اصرار کنندگان بودند] کارشکنى کردند.
    وَ مَرَقَتْ اُخْرى .
    عدّه دیگرى [خوارج نهروان ] با سرعت از جمع ما جدا شدند.
    وَ قَسَطَ اخِرُونَ.
    و گروه دیگر [قاسطین و اطرافیان معاویه ] راه خلاف حق را پیش گرفتند.
    آنان گویا کلام خدا را نشنیدند که فرمود:
    (تـِلْکَ الدّارُ الا خـِرَةُ نـَجـْعـَلُهـا لِلَّذیـنَ لا یـُریـدُونَ عـُلُوّاً فـِى الاَْرْضِ وَ لا فـَسـاداً وَالْعـاقـِبـَةُ لِلْمُتَّقینَ.)
    بـا نـگـاهـى بـه سـرنـوشـت اسـلام و امـت پـیـامـبـر درمـى یـابـیـم کـه ایـجـاد تزلزل در حکومت علوى و سپس براندازى آن و شهادت امیر مؤ منان (ع) و نیز آنچه بر امام حسن و امام حسین (ع) گذشت ، ریشه در (دنیا دوستى)  داشت .
    به خدا سوگند، من و شما نیز اگر شیفته دنیا شویم ، خداى ناکرده ، همان سرنوشت در انقلاب اسلامى نیز تکرار خواهد شد! زیرا دنیا دوستى ، پایه هاى حکومت را مى لرزاند.
    پس توجه به پیامدهاى دنیادوستى ، از راه هاى درمان آن محسوب مى شود.

     ناتوانى توانمندان

    از پیامدهاى دنیادوستى ، ایجاد رخنه و ناتوانى در نیروهاى پرتوان و سلحشور سپاه اسلام است . رزمندگانى که با تشویق پیامبر اکرم (ص) در میدان نبرد حضور یافتند، یک نفر از آنان با ده نفر از کفار برابرى داشت . ولى اکنون :
    (اَلاَّْنَ خـَفَّفَ اللّهُ عـَنـْکـُمْ وَ عـَلِمَ اَنَّ فـیـکـُمْ ضـَعـْفـاً فـَإِنْ یـَکـُنْ مـِنـْکـُمْ مـِاءَةٌ صابِرَةٌ یَغْلِبُوا مِاَتَیْنِ.)
    یـکـبـاره آن هـمـه خـداوند شما را سبک کرد و دانست که ضعفى در میان شما پدید آمد. زیرا فرهنگ قـرآن و عـشـق بـه شهادت ، اندک اندک از دل شما بیرون شد و دنیادوستى جایگزین آن گردید. مـرحـوم عـلامـه طـبـاطـبـائى (ره)  در ایـن بـاره مـى فـرمـایـد: ایـن آیـه ، در شـرایـطـى نازل شد که مسلمانان پیروزى هاى بزرگى به دست آوردند ولى در کنار آنها، غنائم به آنان روى آورد و شـیـفـتـه غـنـیـمـت و طـلا و مـقـام شـدنـد. در نتیجه قدرت یک رزمنده در برابر ده نفر، تبدیل به یک نفر در برابر دو نفر شد!
    بنابراین ، توجه به پیامد ایجاد رخنه دنیادوستى در صفوف سلحشوران اسلام ، از راه هاى مؤ ثر در رهایى از این دام فریبنده است .



    سید ::: یکشنبه 86/7/15::: ساعت 1:19 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 17
    بازدید دیروز: 100
    کل بازدید :401233

    >> درباره خودم <<
    دنیا و حب الدنیا - ولایت
    سید
    نه شکوفه ای نه برگی نه ثمر نه سایه دارم همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    دنیا و حب الدنیا - ولایت

    >>آرشیو شده ها<<

    >>لینک دوستان<<
    رهبری
    ریاست جمهور
    رجانیوز
    افشا گری
    افشا گری
    بیداری 57
    خاتمی نیوز
    مسعود ده نمکی
    طنز های سیاسی (اکینا)
    مرکز اسناد انقلاب اسلامی
    نوشته های یک کج و معوج
    گذری بر سیاست خارجی
    نوشته های یک روزنامه نگار
    نشریه دانشجویی ایران 1404
    جوانان عدالتخواه و تحولگرا
    دولت اسلامی-اعجاز نهم
    مصائب احمدی نژاد
    علیرضا احمدی نژاد
    روزنامه دانشجویی
    بچه های سوم تیر
    خبرنگار مسلمان
    سهیل کریمی
    دست گرم تو
    نسل خمینی
    فصل آگاهی
    خاکریزیسم
    عقل سرخ
    حریم یاس
    صدای ما
    عطشان
    شب بو
    تا آخر
    نگرانی
    بحر
    دیده بان
    مهراوه من
    روزنتیگ های ...
    آرمانشهر
    فارس
    خمینیسم
    کیان
    سیطره
    نسل بیدار
    ققنوس
    خبرهای ضد اسلامی و ضد ایرانی
    تحلیل سیاسی
    موسسه پژوهش های سیاسی
    روز نوشت های دانشجوی مسلمان
    بیم موج
    عدالت جو
    محراب اندیشه
    سپهر نیوز
    مهر
    انصار نیوز
    جهان نیوز
    نادر گنجی
    نو اندیش
    نوسازی
    الف
    واژگون
    بسیج جهانی
    رایگاه
    قاسم
    شیعه
    قدس
    خدمت
    عصر ایران
    این روزها
    دریچه

    رهپویان وصال
    تابناک
    این روز
    تیک نیوز
    عیاران
    دیدار
    گل آقا
    موج
    واحد مرکزی
    رسا
    شانا
    خبرنگاران
    اسراء
    پانا
    آفتاب
    نوروز
    ایرنا
    برنا
    بولتون
    قطره
    جامعه
    majlese8
    hawzah
    jameeh
    mellat.majlis
    parlemaneh8
    partosokhan
    مستقل
    عدالتخواهی
    نقطه
    انصار حزب الله
    تدوین مطالعات
    اصولگرایان
    شریف


    >>لوگوی دوستان<<


    >>لیست تمام یادداشت ها<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >> پیوندهای روزانه <<