8 اصلاحاتیان - ولایت
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دانش را بجویید؛ هرچند در چین باشد . جستجوی دانش بر هر مسلمانیواجب است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
اصلاحاتیان - ولایت
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • پارسی یار
  • از رفتن لاریجانی خوشحالند

    استعفای دکتر لاریجانی همان طور که از قبل نیز احتمال آن می‌رفت بازتاب و واکنش‌ها‌ی فراوانی را چه در داخل و چه در خارج از مرزهای جغرافیایی کشورمان به همراه داشت.

    بی تردید استعفای دبیر شورای عالی امنیت ملی که در طی 2 سال گذشته ابتکارات و ایده‌ها‌ی بدیعش در مذاکرات هسته ای، خاویر سولانا را بارها وادار به تمجید و تعریف از خود کرد، بیش از هر کس دیگر به مذاق آنهایی خوش آمد که موفقیت‌ها‌ی هسته ای دولت نهم که نتیجه ی سیاست‌ها‌ی پویا و تهاجمی رئیس جمهور و نیز ابتکارات لاریجانی بود، آنها را هر روز بیشتر از روز قبل در انتظار و افکار عمومی متهم به بی کفایتی و خیانت در امانت می‌کرد.

    سال 83 و پس از 10 سال مدیریت رسانه ی ملی، علی لاریجانی در حالی به عنوان نماینده ی مقام معظم رهبری پای در شورای عالی امنیت ملی نهاد که به دلیل احاطه بر شرایط و تحولات بین الملل و نیز آگاهی از فرصت‌ها‌ و استعدادهای نظام، یکی از منتقدان سر سخت اقدامات حسن روحانی و به طور کلی دولت خاتمی در زمینه ی مسائل هسته ای بود.

    لاریجانی به طور اساسی با نوع نگرش تیم مذاکره کننده ی هسته ای حسن روحانی و به تبع  آن اقدامات و تصمیمات آنها در این مسیر مخالف بود. جمله ی معروف وی یعنی «معاوضه ی دُر غلطان با آب نبات» خود گویای عمق اختلافات لاریجانی با حسن روحانی و محمد خاتمی بود.

    همین طرز فکر و نوع نگرش لاریجانی به تحولات جهانی و نیز انتقادات فراوان وی به سیاست‌ها‌ی هسته ای دولت خاتمی بود که یک ماه بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم، دکتر احمدی نژاد وی را به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منسوب کرد.

     همانگونه که پیشتر گفته شد ابتکارات نوین لاریجانی در مذاکرات بویژه ابتکار طرح برد- برد وی که در راستای سیاست‌ها‌ی فعالانه و عزتمندانه دولت نهم انجام پذیرفت، جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در چانه زنی‌ها‌ی هسته ای نسبت به جایگاهی که دولت نهم و تیم حسن روحانی آن را برای کشور به ارمغان آورده بودند، به مراتب ارتقاء بخشید.

    بدون شک جریان دوم خرداد و همچنین حسن روحانی از اینکه در مذاکرات هسته ای جایگاه ایران از چانه زنی برای داشتن زنجیره ی 164 تایی تبدیل به پیشنهاد – بخوانید تقاضا – غرب و آمریکا برای بسنده ی ایران به زنجیره ی 3000 تایی شده است، نگران و غضبناک هستند چرا که این موفقیت‌ها‌ بدست کسانی بدست آمده که اکنون رقبای آنان در عرصه ی سیاسی هستند.

    مطمئناً استعفای لاریجانی تا چند هفته و یا ماه آینده دلایل اصلی آن آشکار خواهد شد. اکنون موقعیتی را برای آنان پدید آورده تا از برزخ سیاسی ای که بیش از 25 سال است گریبان آنها را گرفته سر برآروند و در تلاش برای تبرئه ی خود از نالایقی‌ها‌ و سوء تدبیرهای گذشته شان باشند. حجم بی سابقه ی اخبار و مطالب روزنامه‌ها‌ و سایت‌ها‌ی منتسب به این افراد پس از اعلام خبر استعفای لاریجانی خود مؤید این موضوع است.

    لختی تأمل و درنگ در یادداشت‌ها‌ و سرمقاله‌ها‌ی امروز روزنامه‌ها‌ی جریان دوم خرداد گواهی می‌دهد که احساس ایجاد فضایی برای فرار از پرسش‌ها‌ی مردم در نزد این افراد به شدت بوجود آمده است.

    به عنوان مثال مدیر مسئول روزنامه ی هبستگی که بارها همفکرانش در جریان دوم خرداد از وی به عنوان یک «اولترا ناسیونالیست بی منطق» یاد کرده اند امروز در سرمقاله ی روزنامه اش آورده:«با گذشت زمان و بدتر شدن شرایط جهانی علیه ایران، لاریجانی به همان روش‌ها‌یی رسیده که تیم هسته ای قبل از او با مذاکره و پذیرش تعلیق مدت دار و محدود عمل کرده بودند.» وی در جای دیگری از این یادداشت آورده است:«لاریجانی همچنین نادیده گرفتن نقش اکبر‌ها‌شمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی و دیگر شخصیت‌ها‌ی تأثیرگذار را عملی درست نمی‏دانست.»

    «محمد ابطحی امروزسرخط روزنامه اعتماد ملی را به خود اختصاص داد. و در این یادداشت کوتاه آورده: اکنون به نظر می‌رسد آقای لاریجانی احساس کرده است که دُر غلطانی که بدست نیاورده، شکلاتی هم دریافت نکرده است!!؟ و در آینده هم با سیاست خارجی فعلی باز هم شکلاتی به دست نمی‏آید.»

    اما محسن آرمین که بیانیه ی تشکل سیاسی متبوع وی در هنگام صدور قطعنامه ی شورای امنیت ملی علیه کشورمان هیچگاه از اذهان محو نمی‏شود، در سر مقاله ی روزنامه ی اعتماد با تأکید برآنچه وی ناکارآمدی لاریجانی در عرصه ی مذاکرات هسته ای می‌خواند، نوشت: یک ماه پیش که احمدی نژاد در نطق علنی خود به برخی اقدامات خودسرانه در مذاکره با طرف‌ها‌ی اروپایی اشاره کرد، خیلی‌ها‌ تصور کردند اشاره ی او به آقای روحانی است، اما آنان که با واقعیات پشت پرده آشنایی داشتند به خوبی دریافتند که انگشت اشاره ی احمدی نژاد به سوی لاریجانی است!!! نه روحانی.»

    بدون شک آنچه در این مطالب و تحلیل‌ها‌ هویداست غرض ورزی و عقده گشایی این افراد از دولت و نیز اصولگرایان است. این افراد به گمان خود اکنون شرایطی نصیبشان شده که می‌توانند تمامی اقدامات نا بخردانه ی گذشته ی خود را استتار کرده ضمن اینکه در این راستا سیاست تخریب علیه دولت را نیز ادامه دهند.

    اظهر من الشمس است که افکار عمومی موفقیت‌ها‌ و دستاوردهای کنونی کشور در عرصه ی سیاست خارجی بخصوص دستاوردهای هسته ای را مرهون تفکرات و اقدامات اصولگرایانی مانند دکتر احمدی نژاد و دکتر لاریجانی می‌دانند و اینگونه شانتاژها و لجن پراکنی‌ها‌ی سیاسی رسانه ای نمی‏توانند آنها را از به یاد آوردن اقدامات دولت‌ها‌ی گذشته منحرف کند.

    افکار عمومی هیچگاه از یاد نخواهند برد زمانی را که خاتمی بیشتر اوقات خود را در اتاق استراحت ومطالعه اش در- اتاقی که قبل از آن اتاق دیدارهای عمومی بود- در کاخ سعد آباد به مطالعه ی متون غربی اختصاص می‌داد و در اندیشه ی گسترش طرح گفتگوی تمدن‌ها‌ می‌کرد، اما آن طرف تر عطاءا... مهاجرانی روزانه عازم باغ قلهک می‌شد تا با دوستان بریتانیایی اش پالوده بخورد و در این میان موسویان را نیز کم کم در جمع خود پذیرفت و کمی آن طرف تر سیروس ناصری به قراردادهای نفتی پشت پرده اش با دیک چنی فکر می‌کرد و حسن روحانی نیز در اندیشه ی دیدارهای قریب الوقوعش با جک استراو بود و ملتی که هر روز پیگیر پرونده ی هسته ای و مطالبه ی حقوقشان بدست این افراد بودند.
    روزگاریست عجیب.....



    سید ::: دوشنبه 86/7/30::: ساعت 11:17 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    جنگ زرگری بر سر تندروی و اعتدال در جبهه اصلاحات

    اصلاح‌طلبان در آستانه انتخابات پیش روی مجلس هشتم به خاطر ناکامی در رفع اختلافات در اردوگاه خود به انکار حضور شاخه تندرو در این اردوگاه روی آورده‌اند.

    ناصر قوامی از جمله اصلاح‌طلبان تندرویی است که به جای تلاش به رفع اختلافات درون گروهی و یافتن دلایل ناکامی‌های این تفکر در دوران قدرت اقدام به پاک کردن صورت مسئله و طرح حضور اصلاح‌طلبان اعتدال‌گرا در مجلس هشتم را ترفندی تکراری از سوی محافظه‌کاران برای به حاشیه بردن اصلاح‌طلبان پیشرو توصیف کرده است!

    رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی دوره ششم مجلس با اشاره به این که «ما اصلاح‌طلب تندرو نداریم، بلکه آن‌ها اصلاح‌طلب پیشرو هستند» اظهار کرد: محافظه کاران در انتخابات مجلس هفتم با رد صلاحیت اصلاح‌طلبان پیشرو کاری کردند تا اصلاح‌طلبان در این انتخابات رأی نیاورد و از همین ترفند با تقسیم‌بندی اصلاح طلبان می‌خواهند مانع موفقیت اصلاح‌طلبان شوند.

    رضا خاتمی: مگر ما چه کرده‌ایم؟

    در همین حال و در نقطه مقابل قوامی، محمدرضا خاتمی دبیر کل سابق جبهه مشارکت با تأیید چنین تقسیم‌بندی عامل اصلی آن را عناصری از جریان اصلاحات در دوران ریاست‌جمهوری خاتمی دانست که برخی از فعالیت‌های تندروانه تشکل متبوعشان را از سوی برخی افراد و صاحب ‌نظران به عنوان یک جریان تندرو خواندند. وی در عین‌حال معترف شد که برخی از افراد ولابی‌ها با غرض‌ورزی روند اصلاحات را در این هشت سال ناکارآمد و ناموفق کردند و حال آن‌که آن‌طور که گفته می‌شود مجلس ششم یک مجلس تبلیغی بوده که در آن دعواهای سیاسی سازماندهی می‌شد صحت ندارد.

    اعتدال برای اصلاح طلبان باید استراتژی باشد نه تاکتیک

    اما سیدهادی خامنه‌ای به عنوان یکی از اصلاح‌طلبانی که مسؤولیت دبیر کلی مجمع نیروهای خط امام را برعهده دارد با تایید تقسیم‌بندی اصلاح‌طلبان به دو دسته معتدل و تندرو تصریح کرده است: خط اعتدال برای اصلاح‌طلبان باید استراتژی باشد، نه تاکتیک و حال آن‌که عده‌ای ترجیح می‌دهند حرکات سیاسی اصلاح طلبان بیشتر به سمت تندروی افراطی و رادیکالیزم میل پیدا کند.

    اصلاح‌طلبان نیاز به تغییر ماهوی دارند

    موسوی لاری عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز هم با پذیرش وجود یک جریان تندرو در جبهه اصلاح‌طلبان گفت: چنین رویدادی در جبهه اصولگرایان هم دیده می‌شود، بنابراین دو جریان ریشه‌دار اصلاح‌طلب و اصول‌گرا با روی کارآمدن چنین جریانی مخالفت کنند. وی افزود: اصلاح طلبان و اصول‌گرایان ریشه‌دار و اصیل امروز به این باور رسیده‌اند که نفی و طرد یکدیگر، نتیجه‌ای جز روی کار آمدن افراط گرایان و عناصر پرخاش‌گری است که وجود آن‌ها به نفع کشور و نظام نیست. وی تأکید کرد: اصلاح‌طلبان باید اصل هم‌گرایی ائتلاف را به عنوان رویکرد جدید اصلاح‌طلبان مورد توجه قرارداده و این تغییر را یک تغییر ماهوی بدانند.

     



    سید ::: یکشنبه 86/7/29::: ساعت 3:51 عصر

    طرح گفتگوی تمدن ها در سازمان ملل منفعلانه بود

    سخنگوی دولت و وزیر دادگستری، با بیان اینکه در سال های اصلاحات ارتباطات بین المللی به گونه‌ای انفعالی برقرار شد، خاطرنشان ساخت: طرح گفتگوی تمدن ها در سازمان ملل متحد، به طور کامل از موضع انفعال بود.

    ه گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، غلامحسین الهام،‌ سخنگوی دولت و وزیر دادگستری در برنامه «آژیر خطر در نیویورک» که از سوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد در این دانشگاه برگزار شد، با بیان اینکه امروزه ابزارهایی مانند حقوق بشر، توسعه سیاسی و ...برای فشار و تهدید و محدودیت کشورهای غیربرخودار از نعم مادی استفاده می‌شود، تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران در چنین فضایی که رسانه‌ها در انحصار سلطه‌گران قرار دارد باید راه و دالانی برای نفوذ به این جهان پیدا کند.
    وی با اشاره به اینکه رسانه های کشورهای مدعی آزادی بیان و بخصوص آمریکا، زمانی حتی در ازای گرفتن پول نیز حاضر به پخش پیام حج امام خمینی(ره) نشدند، ابراز داشت: این رسانه ها به گونه ای اقدام می کنند که همه حرف ها و خبرها از مجاری انحرافی و همراه با سانسور آنها گذر کند.
    سخنگوی دولت در ادامه با بیان اینکه چند بار تاکنون ارتباط مستقیم با افکار عمومی جهان از طریق مجامع جهانی و بخصوص مجمع عمومی سازمان ملل برقرار شده است، تصریح کرد: پس از حضور شهید رجایی در سازمان ملل متحد و گذراندن دوران جنگ، در سال 1364 مقام معظم رهبری در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به صورت فعال شرکت کردند که این حضور ایشان و بخصوص تحلیل مشکلات فرهنگی جامعه غرب و خصوصاً آمریکا سبب شد که بیانات مقام معظم رهبری مورد توجه ویژه رسانه های جهان قرار گیرد.
    وی افزود: این حضور مقام معظم رهبری که در آن دوران رئیس جمهور ایران اسلامی بودند، یک حضور شکوهمند و انقلابی در عرصه بین المللی بود اما پس از این جریان حضور فعال جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین المللی مغفول واقع شد.
    وزیر دادگستری با اشاره به دوران اصلاحات، با بیان اینکه در سال های اصلاحات ارتباطات بین المللی به گونه‌ای انفعالی برقرار شد، خاطرنشان ساخت: طرح گفتگوی تمدن ها در سازمان ملل متحد، گفتمانی به طور کامل از موضع انفعال بود و این ارتباطات، پیام انقلاب اسلامی ایران را منتقل نکرد.
    الهام با بیان اینکه طرح گفتگوی تمدن ها از موضعی انفعالی و ارتباطات منفعلانه، به نوعی منتهی به کرنش در برابر نظام سلطه بود، تصریح کرد: ارتباطات بعد از ماجرای طرح گفتگوی تمدن ها نیز به گونه‌ای بود که در برابر نظام سلطه آمریکایی گردن کج کردیم و نتیجه این مواضع منفعلانه این شد که از سوی آمریکا به عنوان محور شرارت نیز معرفی شدیم و پس از آن نیز تهدیدات و شرارت های آمریکا در منطقه و علیه نظام جمهوری اسلامی ایجاد شد.
    سخنگوی دولت با اشاره به روی کارآمدن دولت نهم، اظهار داشت: از بدو آغاز به کار دولت آقای احمدی نژاد، رئیس جمهور همواره به دنبال ایجاد یک ارتباط فعال و انتقال گفتمان انقلاب اسلامی از موضعی شجاعانه به افکار عمومی جهان بوده است.
    وی افزود: از همین روی در همان آغاز کار دولت نهم و از زمان دوران انتقال ریاست جمهوری، برنامه ریزی برای شرکت فعال در اولین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد صورت گرفت و جمهوری اسلامی ایران با عزت و اقتدار گفتمانی در مسیر روابط بین الملل و سیاست خارجی قدم نهاد.
    وزیر دادگستری با بیان اینکه اولین حضور رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل، حضوری شکوهمند بود، تصریح کرد: در این حضور پیام انقلاب اسلامی ایران که بستر سازی ایجاد یک نظام عادلانه جهانی و بسیج افکار عمومی جهان و بسیج سیاسی دولت ها در جهت یک حرکت متحد در جهت عدالت و صلح مبتنی بر توحید و معنویت است ارائه شد و پیام انتظار در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سر داده شد.
    الهام با اشاره به اینکه در اولین حضور رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، گفتمان مهدویت به عنوان گفتمانی نوین برای بازگشایی افق های تازه برای حرکت منسجم بشریت و ادیان مختلف، کلید خورد، ابراز داشت: امروز گفتمان انتظار و موعود یکی از بحث های جدی در هم نظام سلطه و هم بخش های فکری و متفکرین غرب و نیز بخش های مذهبی و حوزه های فکری گفتمان مذهبی مسیحیت و سایر ادیان است.
    سخنگوی دولت افزود: گفتمان مهدویت پیوندی میان اسلام، مسیحیت و یهودیت شده است و یک حرکت مذهبی در میان همه ادیان برای تحول در عالم را رقم زده و نگرانی جدی برای سیاستمداران ایجاد کرده است.
    وی در ادامه با بیان اینکه پس از روی کار آمدن دولت نهم به تدریج باب فعالیت بین المللی در جهت انتقال پیام انقلاب اسلامی ایران باز شده است، تصریح کرد: این امر از طریق نامه های خصوصی و پس از آن نامه های سرگشاده به رهبران سیاسی و مذهبی جهان آغاز شده است که اولین اینها نامه رئیس جمهور به بوش بود که در انتقال مبانی فکری نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی و دولت تاثیرگذار بود.
    الهام با تاکید بر اینکه این نامه خود هم نامه بود و هم جواب، اظهار داشت: این نامه تاثیر خود را بر فضای فکری و بخصوص روشنفکران عالم گذاشت و نامه های بعدی نیز همین مشی را طی کرد.
    سخنگوی دولت و وزیر دادگستری با اشاره به سفر احمدی نژاد به آمریکا و حضور در دانشگاه کلمبیا و مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با بیان اینکه سال گذشته نیز رئیس جمهور به دنبال ارتباط بدون سانسور و واسطه با افکار عمومی جهان بود، تصریح کرد: در جریان حضور سال گذشته رئیس جمهور در آمریکا نیز دعوت کلمبیا را پذیرفتند اما آن سال به بهانه های امنیتی این سخنرانی را لغو کردند.
    وی با اشاره به میسر شدن سخنرانی رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا در سفر اخیر وی به آمریکا، خاطرنشان ساخت: اما از همان ابتدا یک فضای سنگین تبلیغاتی دروغین در پی این موضوع علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و رئیس جمهور تدارک دیده شد و یک بحث این بود که بخصوص درباره موضوع هلوکاست می خواستند تجمعاتی را سازماندهی کرده و علیه سخنرانی رئیس جمهور اعتراض کنند و از این طریق فضای سنگینی را برای آقای احمدی نژاد فراهم کنند.
    الهام با اشاره به اتفاقات دیگر رخ داده در این جریان مانند ایجاد محدودیت ها برای دادن کارت به ایرانیان و حامیان رئیس جمهور و فضای تبلیغاتی شکل گرفته از طریق ارتباطات گسترده و ...، اظهار داشت: در دانشگاه کلمبیا که مرکزیت آموزش سردمداران سیاسی آمریکا و پایگاهی کاملاً صهیونیستی است، در یک فضای آماده رسانه‌ای و اظهارات رئیس دانشگاه کلمبیا در آغاز مراسم که سراسر توهین و فحاشی بود برنامه ریزی صورت گرفته بود تا آقای احمدی نژاد در مقابل این سخنان رئیس دانشگاه کلمبیا مقابله کند و در یک چالش سنگین، جایی برای بحث های منطقی نباشد و افکار شنوندگان که منتظر سخنان جدیدی هستند نیز مغشوش شده و فرصتی برای انتقال حرف ها و فکر کردن به وجود نیاید.
    وی افزود: آمریکایی‌ها در حالی که در دیگر روزها اجازه نمی دهند کمترین حرفی از سوی ایران به افکار عمومی جهان منتقل شود، اما با تدارک پخش مستقیم این جلسه که به گفته خودشان 500 میلیون بیننده نیز داشته است، در صدد بودند که از رئیس جمهور فردی دیکتاتور و فرصت طلب بسازند و پس از آن نیز با توجه به واکنشی که انتظار دارند اتفاق بیفتد زمینه ساز تبلیغات بعدی علیه ایران و حتی هجوم بر ایران را به عنوان محور تروریسم تدارک ببینند.
    سخنگوی دولت با اشاره به اینکه این اقدامات یک مکر واقعی بود، ابراز داشت: اما رئیس جمهور که در آن ایام ماه رمضان روزه بود و پس از یک سفر سخت طولانی و 24 ساعت کار لاینقطع در این مراسم حاضر شده و این بیانیه سراسر توهین و فحاشی را نیز شنیده بود، به خوبی این حضور را پشت سرگذاشت و با اعصاب مسلط و منطق صحیح، هم اصل سخنرانی را ادامه داد و هم مبانی فکری انقلاب اسلامی ایران را منتقل کرد و پس از آن نیز به سؤالات به خوبی جواب داد.
    وزیر دادگستری با تاکید بر اینکه در این ماجرا، سناریویی برای بسترسازی جهت یک جنگ روانی سنگین و حتی اقدام نظامی علیه ایران تدارک دیده شده بود، خاطرنشان ساخت: اما ابتکار، خلاقیت و درایت رئیس جمهور در این ماجرا موجب خنثی شدن این سناریو شد.
    وی افزود: نتیجه حضور منطقی و خلاقانه رئیس جمهور این بود که پس از آن، دانشجویان آمریکایی و سایر کشورهای جهان و نیز دانشجویان ایرانی انتقادات شدیدی به رئیس دانشگاه کلمبیا کردند و یک احساس شرمساری نسبت به آنها دست داده بود چرا که سخنان و اقدام رئیس دانشگاه را کاملاً غیرمنطقی می دانستند.
    الهام با اشاره به شکل گیری جو انتقادات نسبت به رئیس دانشگاه کلمبیا پس از این جریان، تصریح کرد: این گونه ادبیات از سوی کسی ارائه می شد که مدعی آزادی بیان است.
    وی در ادامه تاکید کرد: این ماجرا نقطه آغازینی برای تحولات سیاسی و فکری خواهد شد و یک دالان برای انتقال گفتمان انقلاب اسلامی بود که در این دانشگاه آقای احمدی نژاد به صراحت اعلام کرد که کسانی که فکر می کنند با بمب هسته ای می توان جهان را اداره کرد عده ای عقب مانده ذهنی هستند.
    سخنگوی دولت با اشاره به اینکه ایرانیان مقیم آمریکا بعد از این جلسه احساس عزت و اقتدار ویژه‌ای می کردند، تصریح کرد: این جلسه به همراه سخنرانی رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به یک هویت بخشی جدید برای ایرانیان تبدیل شد و آقای احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل نیز نظام سلطه را از نظر سیاسی و اقتصادی به چالش کشید.
    الهام افزود: در مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای اولین بار از جهانیان برای پیوستن به جبهه متحد همگی برای صلح دعوت شد که این دعوت، سناریوی جنگ طلبانه طراحی شده را خنثی کرد و آن روز و بعد از آن دیده می شود که حتی یهودیان عالم به صورت منسجم اعلام می کنند که یهود از صهیونیسم جدا است.
    وی با اشاره به یکی از خاطرات خود در این سفر، گفت: روز اول حضور رئیس جمهور در آمریکا، تعدادی خاخام های آمریکایی رسماً اعلام کردند که از صهیونیسم بیزار هستیم و همچنین هدیه سمبلیکی را نیز به جهت این تفکیک و نیز حمله آقای احمدی نژاد به مبانی فکری صهیونیسم به وی اهدا کردند.
    الهام در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه برخی از مسیحیان اصرار می کردند که در مورد هلوکاست چیزی از جانب احمدی نژاد گفته نشود، اظهار داشت: این امر به این جهت بود که به دلیل روحیه جنگ طلبانه صهیونیست ها، مسیحیان احساس خطر می کردند.
    وزیر دادگستری در ادامه سخنانش با اشاره به علاقه مندی آمریکایی‌ها به شناختن مبانی فکری رئیس جمهور، گفت: در جلسات فکری و مذهبی یافتن زوایای فکری دینی آقای احمدی نژاد و اینکه حتی وی از چه کسی تقلید می کند، برای شرکت کنندگان مهم بود.
    الهام افزود: این حضور رئیس جمهور فضای جدیدی را برای ارتقاء گفتمانی در پیشرو گذاشته و افق های جدیدتری را گشود و عکس العمل جهانی در این مسئله نیز جالب توجه است.
    وی با اشاره به اجلاس سران کشورهای حاشیه دریای خزر در ایران اظهار داشت: آنچه در ایران اتفاق افتاد یک نمونه از توفیقات احمدی نژاد در دیپلماسی جهانی است که موجب شده است رئیس جمهور روسیه برای اولین بار با وجود فشارهای آمریکا در کنار 4 رئیس جمهور دیگر کشورهای حاشیه دریای خزر در ایران حضور داشته باشد که این امر نشان از توفیق بزرگ احمدی نژاد در سیاست خارجی دارد.
    الهام با بیان اینکه اجماعی که قبل از این علیه ایران شکل داده بودند شکسته شده است، تصریح کرد: امروز فضای سلطه طلبانه را رو به شکست می بینیم و هژمونی سلطه گری آمریکا نیز روزهای آخر خود را خواهد گذراند.
    سخنگوی دولت در پایان خاطرنشان کرد: امروز آقای احمدی نژاد یکی از شخصیت های مؤثر در عرصه بین المللی است که یک حرکت جدید را برای بازسازی روابط و سازمان دادن فضای جهانی رقم می‌زند که این افتخار مخصوص دانشجویان عدالت طلب است.



    سید ::: چهارشنبه 86/7/25::: ساعت 5:0 عصر
    نظرات دیگران: نظر

     مأموریت‌های جدید

    تجلی حضور سوم رئیس‌جمهور در آمریکا پس‌لرزه‌هایش را در غرب نشان می‌دهد. روزنامه السفیر لبنان می‌نویسد: "احمدی‌نژاد هنوز دانشگاه کلمبیا را ترک نکرده است." افتخار و عظمت اسلام و دکترین مهدویت رئیس‌جمهور، توطئه‌ها، ترفندها و شیطنت‌های غرب به سرکردگی آمریکا را فلج کرده و سران جنایتکار دولت‌های خبیث را فَشَل نموده است. مبارک باد این پیروزی اسلامی بر جهان اسلام و ایران اسلامی!

    "رایس" جنگ‌طلب مشهور کشور شیطان، و سارکوزی، ابلهی تازه به دوران رسیده در سفر به روسیه، مورد تمسخر و تحقیر قرار گرفتند. سخنگوی سولانا بر تفاوت موضع‌گیری اتحادیه اروپا تأکید کرده و حمایت از آژانس را درباره مسأله هسته‌ای ایران تصریح می‌کند. رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد، در کمال اقتدار، دیپلماسی کارآمد خود را پیش می‌برد. ملت یکپارچه پشت سر او ایستاده‌اند. مقام معظم رهبری از دستاوردهای بی‌نظیر دیپلماسی نوین حمایت همه‌جانبه می‌کنند. اما مأموریت‌هایی در داخل کشور در حال انجام است:

     

    1. ابزار اصلاح‌طلبی در دانشگاه تهران، حضور رئیس‌جمهور را مانند صهیونیست‌های آمریکا استقبال می‌کنند. اما آن‌ها که در طول سال‌های گذشته "عامل دولت‌های وقت بوده‌اند" و در کارنامه سیاه خود، نمونه‌هایی چون 18 تیر 78 را دارند، و کف‌زنان و سوت‌زنانی برای سران مافیا هستند، مأموریت خود را شکست خورده به پایان می‌برند. مأموریتی برای آمریکا در جهت خنثی‌سازی پیروزی اسلامی رئیس‌جمهور در دانشگاه کلمبیا و سازمان ملل، و برای مافیای داخلی با هدف تضعیف سیاست‌های سلطه‌ستیز رئیس‌جمهور با برجستگی "انرژی هسته‌ای".

     

    2ـ خبرگزاری متعهد به 16 سال ویرانگری گذشته، نتیجه یک نظرسازی را مانند آنچه در مرحله اول و دوم انتخابات نهم انجام گرفت، اعلام می‌کند. این نتیجه دقیقاً منطبق با خواست آمریکا و صهیونیسم است. احمدی‌نژاد نه ـ چه کسی آری؟ فقط باید خندید!! و این یعنی تحقیر شعور و اراده آگاهانه یک ملت!

     

    3ـ حسن روحانی بار دیگر به میدان می‌آید او که مأموریتش در اتحادیه اروپا از سوی مقامت بلندپایه کشور محکوم به شکست شد، و انجام نگرفت، با شکلی دیگر وارد عرصه می‌شود او امید خارجی‌ها و ابزار حاکمان 16 ساله و  "چهره نقش‌‌آفرین تعطیل ذلت‌آور تأسیسات هسته‌ای در گذشته است."

    روحانی با خط و نشان کشیدن برای دولت اسلامی، مرهومات هدف‌مندی در ارتباط با سخت‌تر شدن هر روزه شرایط کشور را مطرح کرده است. البته او نمی‌داند یا نمی‌خواهد بداند که ملت ایران با آراء سوم تیرماه 84 شرایط "تیره و سخت کشور" را به مسیر روشن و آسان تغییر جهت دادند. وی که در حزب چند نفره خود داد سخن سر داده، از تحمل مسؤولان گفته و تنگ‌نظری و خودخواهی و عدم اعتنا به نظرات دیگران را عامل اصلی تفرقه خوانده است. بنابراین بمباران گفتمانی، باید به او و دیگر همفکرانش گفت: خدای را شکر که نظام اسلامی و ملت ایران از وجود حاکمان بی‌تحمل، تنگ‌نظر، خودخواه و خودمحور که موجب تفرقه گسترده در میان گروه‌های مردمی گردیده بودند، 2 سال است خلاصی یافته‌اند.

    "روحانی" در مقام یک ناصح، دوران مسؤولیت‌ها را زودگذر خوانده و گفته است: "کشور ملک طلق کسی نیست، احساس مالکانه داشتن نسبت به کشور و مردم بزرگ‌ترین درد بی‌درمان جامعه ماست."

    باید به او گفت: ملت هم خطاب به مافیاگران همین را می‌گوید. روحانی و یارانش باید بدانند دنیا به طور کلی زودگذر است. علاوه بر آن، این همه قیم‌مآبی، حرص برای چسبیدن به "قدرت"، و تلاش برای از دست ندادن منافع خویشاوندسالاری را مردم تا کی و کجا تحمل می‌کنند؟ آیا او هم‌اکنون با کدام جایگاه و چه مسؤولیتی رجزخوانی می‌کند؟ روحانی بدون هر مسؤولیت وارد عرصه گردیده، و مضحک‌ترین سخنان را به زبان آورده است که: "نمی‌توان یک مسأله مهم ملی را تنها به یک گروه یا چند نفر سپرد." آفرین باید گفت به این تیزهوشی، کارآمدی، خردگرایی و کارشناسی! آیا حسن روحانی و صاحبان قدرت در گذشته که با آرای ملت از حاکمیت اخراج گردیدند با داشتن سوابق سوء ارتباطات خارجی و پرونده جاسوسی موجود مساله هسته‌ای بر چه اساسی باید در مسائل مداخله کنند؟ آن‌ها کیستند و این حق نابه‌حق را از سوی کدام محافل و مراکز دارا شده‌اند؟ کدام قانون و مقرراتی در کدام عقل و منطقی چنین "لجام‌گسیختگی سیاسی و مدیریتی" را مجاز می‌کند؟

     

    البته حسن روحانی مانند دو چهره دیگر معزول از قدرت، بر طبل توخالی اما هدفمند "تهدید و ارعاب" کوبیده و با دست و پا زدن برای رهایی غرب از به عقب نشینی ذلت بار، راهنمای آنان در تهدید علیه ایران گردیده است.

    حسن روحانی باید بداند، ملت از وکلای مجلس و نهادهای اطلاعاتی می‌خواهد پرونده اتهام جاسوسی حسین موسویان را هر چه زودتر بررسی کنند. در آن صورت روشن خواهد شد "چه کسانی سوار بر شتر چموش بوده‌اند" و با آن کشور و ملت را در معرض تهاجم بیگانگان قرار داده بودند.

    بدون پرداختن به دیگر سخنان بی‌پایه و البته "مأموریتی" حسن روحانی باید تأکید نمود اگر این طیف در انتخابات 84 قدرت را در دست گرفته بودند، به دلیل وابستگی و ارتباطات علمی، فکری، سیاسی، اقتصادی و... امروز بر دروازه ایران این تابلو نصب شده بود: فروش ایران، اسلام، نظام اسلامی و ملت ایران بر اساس مناقصه!

     

    4ـ وقتی راهکارهای سه‌گانه جز رسوایی برای عاملان آن ثمری نداشته باشد، مأموریت در راهکار دیگری دنبال می‌شود. تیتر روزنامه‌های دوم خرداد حکایت از نامه سوم اقتصاددان‌ها به رئیس‌جمهور دارد. نامه‌هایی که امضاکنندگان آن در میان مردم هیچ جایگاهی ندارند. آن‌ها بی‌دردهایی هستند که تنها از درد کنار گذاشتن برنامه‌های ویران‌گر توسعه فریاد می‌کنند. واقعاً 16 سال گذشته کدام یک از این اقتصاددان‌ها صدای شکستن استخوان‌های ملت را زیر چرخ‌های توسعه چپاول اموال ملت، سرمایه‌سالاری و... شنیدند؟!

     

    نتیجه آنکه آمریکا از حضور سوم احمدی‌نژاد به شدت در هم شکسته شده است. او به مأمورینی نیاز دارد تا این حقارت و نکبت، شکست و خفت را برایش جبران کنند. چه کسانی از "نخبگان داخلی" بهتر!! اما آیا این امر شدنی است.



    سید ::: چهارشنبه 86/7/25::: ساعت 4:58 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    چرا دوم خردادی ها بر اندازند

     ( هفت مدل فعالیت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران )

    چندی پیش در طی بحث سیاسی با یکی از دوستان آزادی خواه و دموکراسی طلب به نتایج جالبی رسیدیم. نتیجه آن بود که افرادی که در ایران زندگی می کنند و دغدغه مسائل سیاسی و اجتماعی دارند چند راه دارند که بسته به امکانات و سلایق فکری خود باید یکی از آن راه ها را انتخاب کنند:

     1-   پذیرش نظام جمهوری اسلامی و اقدام در راستای منافع آن ( مدل بسیجی)

    2-  غر زدن ( مدل راننده تاکسی ها)

    3-  سکوت و حرص خوردن درونی ( مدل بعضی ها که جمهوری اسلامی را دوست ندارند ولی غر زدن هم بلد نیستند)

    4-   ایجاد آشوب و شورش بر علیه نظام مانند کسانی که پس از تصمیم دولت در مورد بنزین فروشگاه غارت کردند و پمپ بنزین آتش زدند و یا برای دفاع از کاظمینی بروجردی با ماموران دولتی درگیر شدند. (مدل 18 تیر)

    5-  رفتن به صدای آمریکا (مدل اپوزیسیون رسمی چون نوری زاده و سازگارا و گنجی)

    6-  انتقاد از نظام در جهت اسلامی تر شدن و اصول گرا تر شدن ( مدل منتقدین حزب اللهی چون حسن عباسی، وحید جلیلی، سعید قاسمی و رحیم پور ازغدی )

    7-   انتقاد از نظام در جهت غربی شدن و رفتن به سمت الگوی دموکراسی لیبرال و سکولار شدن. ( مدل دوم خردادی ).

     چهار مدل اول یعنی ((بسیجی))، ((راننده تاکسی))، ((سکوت)) و ((18 تیر))  الگوهای عوام مردم در سطح جامعه و کوچه و بازار هستند و سه مدل ((اپوزیسیون رسمی))، ((منتقدین حزب اللهی)) و((دوم خردادی)) هم سه مدل در سطح نخبگان و روشنفکران جامعه محسوب می شوند.

    در مدل های عوامانه، مدل بسیجی که رسمآ در جهت تثبیت و اقتدار نظام عمل می کند. الگوی غر زدن و سکوت هم الگوهایی منفعل و بی خطر محسوب می شوند. مدل چهار یا همان مدل 18 تیر که من آن را مدل گاوهای شاخدار می نامم دستورات اپوزیسیون و دوم خرداد را بدون چون و چرا و بدون تفکر می پذیرد و وارد فاز عملی بر ضد نظام می شود. اگر در ماهواره های اپوزیسیون نیز دقت کنیم علنآ همین راه را برای نجات ایران!!! از دست رژیم آخوندی توصیه می کنند. البته دوم خردادی ها هم موافق همین راه هستند اما چون در داخل کشور فعالیت می کنند و چون ترسو و ریاکار هستند، علنآ صحبت از شورش و براندازی نمی کنند. اصولآ اپوزیسیون و دوم خرداد هر دو به دنبال براندازی نظام هستند. اپوزیسیون رسمآ این مساله را بیان می کند ولی دوم خردادی ها تحت لوای نام اصلاح طلبی از درون عمل می کنند و خواستار استحاله جمهوری اسلامی هستند درست مانند کرمی که از درون میوه را فاسد می کند مشغول براندازی هستند. دوم خرداد از این رو برانداز محسوب می شود که به دنبال پیاده کردن تفکر دموکراسی لیبرال غربی است و خواستار سکولار شدن نظام سیاسی است و مشخص است که سکولار شدن جمهوری اسلامی به معنی نابودی جمهوری اسلامی است و از این روست که دوم خردادی ها نیر برانداز محسوب می شوند. شاهد این داستان شورش 18 تیر و خط دادن روزنامه های زنجیره ای دوم خردادی برای شورشیان است. بدیهی است که براندازانی چون دوم خرداد و اپوزیسیون و گاوهای شاخدار باید تبعات اقدامات براندازانه خود را بپذیرند زیرا اقدامات براندازانه مسلمآ تبعاتی چون دستگیری، دادگاه، بازجویی، بسته شدن روزنامه، زندان و تبعید را در پی خواهد داشت. مشاهده می شود که تبادل افکار و نیرو و ثروت نیز بین دو جریان اپوزیسیون و دوم خرداد برقرار است. به طور مثال محسن سازگارا از کشور خارج می شود و به گرمی نزد صدای آمریکا پذیرفته می شود.

     دوم خرداد و اپوزیسیون یک جریان هستند که یکی از خارج و دیگری از داخل مشغول ضربه زدن به نظام هستند.



    سید ::: چهارشنبه 86/7/25::: ساعت 4:53 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    قول بده مقاله ننویسی وگرنه اخراجت می‌کنم!

     «از رئیس محترم جدید دانشگاه تهران تقاضا داریم به پرونده اساتید اخراجى که با بى رحمى کنار گذاشته شدند رسیدگى شود.» این بخشی از پیام یک شهروند در ستون سلام ایران (نظرات خوانندگان روزنامه ایران) است که در آذر ۱۳۸۴ و اندکی پس از تغییر رییس مشارکتی دانشگاه تهران به چاپ رسیده بود.

     اما شهریورماه سال جاری بود که روزنامه های اصلاح طلب تیترهای اول روزنامه های خود را به عباراتی نظیر «دور تازه حذف اساتید دانشگاهی» و «خانه نشینی اساتید» اختصاص دادند و از اخراج 4 استاد بزرگ مویه کردند. بازی رسانه ای که با خبر «رادیو فردا» وابسته به سازمان سیا در روز دوم شهریورماه کلید خورده بود. حتی برخی از این رسانه ها از رادیو فردا نیز پیشی گرفتند و خبر از اخراج حدود 50 تن از اساتید توسط رئیس دانشگاه تهران دادند.

     بلافاصله پس از این جنجال بودکه 2 تن از این اساتید، در گفتگوهای جداگانه ای با خبرگزاریهای فارس و مهر تأکید کردند که با درخواست شخصی استعفا داده اند و دو تن دیگر بر اساس رای کمیته انضباطی دانشگاه اخراج شده اند.

     یکی از استادان مستعفی دانشگاه علامه طباطبایی با گلایه از برخی مطبوعات داخلی و خبرگزاری های خارجی تاکید کرد: من خودم چندین ماه قبل تقاضای بازنشستگی کردم.

     از سوی دیگر عده ای از استادان محترم دانشگاه تهران موضوع اخراج خود را شدیداً تکذیب و در نوشته ای اعلام کردند که قبل از این تقاضای بازنشستگی کرده اند اما با 31.5 سال خدمت، ضمن اعلام تقاضای بازنشستگی، ارتباط خود را با دانشگاه تهران قطع نخواهیم کرد.

     در پی این غوغا سالاری بود که رئیس هیات انتظامی اساتید دانشگاه تهران در کنفرانسی مطبوعاتی با بیان اینکه از آن چند نفر استاد، تنها بحث اخراج دو نفر مطرح است، گفت: یکی از این اساتید که حکم اخراج خواهد گرفت، در سال 1377 تقاضای 6 ماه فرصت مطالعاتی کرده که برود آمریکا، اما این استاد بعد از اتمام فرصت مطالعاتی تا 6/4/85 به عبارت دیگر بیش از 7 سال به سرکار نیامده و از سال 77 تا 85 ایشان یکبار آمده دانشگاه تهران و اعلام حضور کرده است.» وی همچنین به ادامه پرداخت حقوق به این افراد در بخشی از این مدت اشاره نمود و خبر از قرارداد برخی از این اساتید با مراکز علمی صهیونیستی داد.

     مستند اخراج این دو استاد مصوبه مجلس شورای اسلامی در تاریخ 24/12/1364 بود که اعضای هیئت علمی دانشگاهها در صورت غیبت 2 ماه متوالی یا 4 ماه غیر متناوب از تدریس در دانشگاه منع خواهند شد.

     اما این جنگ روانی از سوی رسانه های اصلاح طلب بدون توقف ادامه یافت و حتی در شعارهای میلشیای دفتر تحکیم در زمان حضور رییس جمهور در دانشگاه تهران نیز مطرح گردید. شاید به همین دلیل بود که صبر برخی از اساتید اخراج شده در دولت سابق، به سرآمد و به افشاگری پرداختند و به باشگاه خبرنگاران لیستی از اساتید حذف شده در دولت دوم خرداد را ارائه دادند.

     بر اساس این گزارش از سال 76 تا 84 طبق اسناد موجود حداقل 279 نفر از استادان در دانشگاه تهران بازنشسته و 45 نفر هم اخراج شدند که بر این اساس، بیشترین اخراجی ها و بازنشستگی اساتید در دولت گذشته روی داده است.

     نکته مورد اشاره یک دانشجوی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در وبلاگ وی نیز جالب توجه است؛ دکتر مصطفی معین وزیر علوم دولت سید محمد خاتمی در زمان تصدی این پست، هنگامیکه با سوالی در مورد اخراج دکتر جوینی از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مواجه شد، اینگونه پاسخ داد که "این حق دانشگاه است که هر کس را بخواهد اخراج کند."

     همچنین هادی سمتی که این روزها، نام وی به عنوان استاد اخراجی مطرح شده است، زمانی که مسئولیت معاونت آموزشی دانشکده حقوق و علوم سیاسی را بر عهده داشته، یک استاد اصولگرای این دانشکده را در اولین سال دولت اصلاحات چنین تهدید کرده بود: "تا آخر خط اخراجت با تو می آیم مگر اینکه با ما باشی. باید قول بدهی علیه ما مقاله ننویسی وگرنه درسهایت را از تو می گیریم و از دانشگاه اخراجت می کنیم."

     روابط عمومی دانشگاه تهران همچنین در پاسخ به اظهارات غلامرضا ظریفیان معاون دانشجویی سابق وزارت علوم، طی اطلاعیه ای آمار سنواتی اخراج اساتید طی سالهای 76 تا 84 را 45 نفر ذکر کرد. با این حال، ظریفیان ترجیح داد در یادداشتی، به جای پاسخ به آمار 45 نفره اخراج استید در دولت مورد علاقه وی، ادعاهای خود را بر کلی گوییهایی نظیر "تحدید آزادی های علمی و تضییع حقوق و حرمت استادان و دانشجویان"، "تنزل منزلت دانشگاه" و "اختلال در کارایی و اثربخشی علمی" استوار کند و از پاسخ به این تصفیه سیاسی اساتید اصولگرا خودداری نماید.

     اخراج اساتید اصولگرا از دانشگاهها طی سالهای حاکمیت جریان موسوم به اصلاح طلب همراه با رویداد دیگری نیز بود و آن فراهم کردن مقدمات برای جذب و نفوذ اعضاء احزاب منتسب به جریان حاکم به هیأت های علمی دانشگاهها و ارائه بورسهای تحصیلی بدون ضابطه بود که افت سطح علمی حاصل از این اقدام، در برخی دانشگاههای مطرح، همچنان محسوس است.



    سید ::: چهارشنبه 86/7/25::: ساعت 9:54 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    <      1   2      
    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 30
    بازدید دیروز: 123
    کل بازدید :478925

    >> درباره خودم <<
    اصلاحاتیان - ولایت
    سید
    نه شکوفه ای نه برگی نه ثمر نه سایه دارم همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    اصلاحاتیان - ولایت

    >>آرشیو شده ها<<

    >>لینک دوستان<<
    رهبری
    ریاست جمهور
    رجانیوز
    افشا گری
    افشا گری
    بیداری 57
    خاتمی نیوز
    مسعود ده نمکی
    طنز های سیاسی (اکینا)
    مرکز اسناد انقلاب اسلامی
    نوشته های یک کج و معوج
    گذری بر سیاست خارجی
    نوشته های یک روزنامه نگار
    نشریه دانشجویی ایران 1404
    جوانان عدالتخواه و تحولگرا
    دولت اسلامی-اعجاز نهم
    مصائب احمدی نژاد
    علیرضا احمدی نژاد
    روزنامه دانشجویی
    بچه های سوم تیر
    خبرنگار مسلمان
    سهیل کریمی
    دست گرم تو
    نسل خمینی
    فصل آگاهی
    خاکریزیسم
    عقل سرخ
    حریم یاس
    صدای ما
    عطشان
    شب بو
    تا آخر
    نگرانی
    بحر
    دیده بان
    مهراوه من
    روزنتیگ های ...
    آرمانشهر
    فارس
    خمینیسم
    کیان
    سیطره
    نسل بیدار
    ققنوس
    خبرهای ضد اسلامی و ضد ایرانی
    تحلیل سیاسی
    موسسه پژوهش های سیاسی
    روز نوشت های دانشجوی مسلمان
    بیم موج
    عدالت جو
    محراب اندیشه
    سپهر نیوز
    مهر
    انصار نیوز
    جهان نیوز
    نادر گنجی
    نو اندیش
    نوسازی
    الف
    واژگون
    بسیج جهانی
    رایگاه
    قاسم
    شیعه
    قدس
    خدمت
    عصر ایران
    این روزها
    دریچه

    رهپویان وصال
    تابناک
    این روز
    تیک نیوز
    عیاران
    دیدار
    گل آقا
    موج
    واحد مرکزی
    رسا
    شانا
    خبرنگاران
    اسراء
    پانا
    آفتاب
    نوروز
    ایرنا
    برنا
    بولتون
    قطره
    جامعه
    majlese8
    hawzah
    jameeh
    mellat.majlis
    parlemaneh8
    partosokhan
    مستقل
    عدالتخواهی
    نقطه
    انصار حزب الله
    تدوین مطالعات
    اصولگرایان
    شریف


    >>لوگوی دوستان<<


    >>لیست تمام یادداشت ها<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >> پیوندهای روزانه <<